کیمیایی استاد دیالوگ های شاعرانه

صحبت در مورد استاد مسعود کیمیایی و آثار او کار بسیار دشواری است، کیمیایی تنها کارگردانی است که دست و دل هیچ کس به نقد فنی آثارش نمی رود زیرا کیمیایی بسیار محبوب است، آنقدر که حتی ضعیف ترین و بی ارزش ترین آثارش چون ((فریاد)) و یا از آن ضعیف تر ((رئیس)) طرفداران سینه چاک خود را دارد که هیچ نقد منفی بر اثر را بر نمی تابند؛ کیمیایی محبوب است، آنقدر محبوب که اگر ((جرم)) او در دوره ای از جشنواره فیلم فجر که آثار شاهکاری چون ((جدایی نادر از سیمین)) و یا ((یه حبه قند)) حضور دارند به شکل عجیبی سیمرغ بهترین فیلم جشنواره را می گیرد همه ی ما به حساب ادای دین جشنواره به کارگردان و فیلمنامه نویس کهنه کار سینمای ایران می گذاریم.
او یکی از مهمترین کارگردان های سینمای ایران است که داستان زندگی او شباهت بسیار زیادی به آثارش دارد، کیمیایی بچه جنوب شهر تهران است، از خیابان ری گرفته تا کوچه دردار، محله آصف الدوله، سقاباشی، عین الدوله و در نهایت خیابان بهار، در نتیجه به جرات می توان گفت او شناخت بسیار جامع و کارشناسی شده از مردم طبقه محروم و ضعیف جامعه خود دارد.
قیصر سینمای ایران بار دیگر پاشنه کفشهای خود را کشیده و دست به ساخت فیلمی جدید به نام ((قاتل اهلی)) زده است (و چه اسم خوبی است این قاتل اهلی و چه کارگردان خوبی است این کیمیایی برای انتخاب اسم روی آثارش).
قاتل اهلی فیلم طبقه محروم و یا حتی متوسط جامعه ما نیست، بلکه داستان انسان های درد کشیده دیروز ولی مرفع امروز است. متاسفانه این همان چیزی است که از جنس کیمیایی نیست امّا خوشبختانه مولفه های او چون مرام، لوطی گری، مردانگی و رفاقت را دارد. قاتل اهلی چون آثار قبلی کیمیایی پر است از دیالوگ های ناب و زیبا که مو به تن هر شنونده ای راست می کند، او استاد دیالوگ است و این از خصایص کیمیایی است.
قاتل اهلی یک سردمدار مبارزه با پولشویی و فساد اقتصادی به نام جلال سروش با بازی پرویز پرستویی دارد و در همین مسیر یک لات بامرام، لوطی و از خود گذشته به نام سیاوش مطلق با بازی بسیار زیبای امیر جدیدی که گویی بعد از ((قیصر))، کیمیایی پس از سال ها آهنگ دیالوگ های ناب و هیبت قهرمان داستان هایش را در طنین صدا و فیزیک بدنی منحصر به فرد امیر جدیدی و بازی با وقار او پیدا کرده باشد.
در آن سوی قصه امّا داستان کاملا متفاوت است، یک خواننده پرطرفدار به نام بهمن با بازی پولاد کیمیایی (البته از نظر من بهتر بود این نقش به یک خواننده واقعی می رسید) و رابطه عاشقانه اش با مهتاب با بازی پگاه آهنگرانی؛ مهتاب قاتل اهلی دقیقا همان چیزی است که از کیمیایی می توان انتظار داشت، زن و معقوله آن در آثار کیمیایی یا بدکاره است و یا باکره و اگر این دو نبود قطعا عقیم است، مهتاب قاتل اهلی نیز کاملا عقیم است و رابطه عاشقانه بین او و بهمن نیز منفعل.
یکی از بدترین نکات فیلم قاتل اهلی تدوین بسیار بد فیلم مخصوصا در نیمه نخست آن است، درست است که تدوین نهایی فیلم بر عهده بهرام دهقان بوده اما کیمیایی بعنوان کارگردان نقش بسزایی در آن داشته است، بطور مثال جان فورد کارگردان پرآوازه سینمای جهان با صرفا یک برداشت از هر نما و حداقل همپوشانی کنش ها، پیشاپیش فیلم را در مغز خود تدوین می کرد اما اینجا سردرگمی کیمیایی در پیدا کردن مسیر اصلی داستان فیلم کاملا مشهود و در نهایت به تماشاگر منتقل شده است.
مشکل بعدی فیلم قاتل اهلی در پرداخت نادرست شخصیت های خود است، جلال سروش یک مبارز مفاسد اقتصادی است که بهتر بود از جنس طبقه متوسط جامعه باشد اما از دل زندگی بورژوآ برخواسته است؛ و یا اقدام به ارتکاب قتل نه از شخصیت بامرام سیاوش می آید و نه دلیل و لزوم قانع کننده ای به ارتکاب قتل در فیلم وجود دارد. البته شاید تنها دلیل آن ادای دین فیلمساز به فیلم قیصر خود باشد تا با بازی امیر جدیدی مشابه همان لوکیشن قتل در حمام بازسازی شود.
در نهایت قاتل اهلی، فیلم متوسط رو به خوبی است که از یکی دو اثر قبلی کیمیایی یک قدم جلوتر است، بنابراین شما سینما دوستان و به ویژه طرفداران سینمای کیمیایی را قطعا به دیدین این اثر دعوت می کنم.