بررسی آثار سینمایی اقتباسی، برتر وقتی نگاتیو از کاغذ جلو می زند

هالیوود و در کل دنیای سینما، سال هاست که بر اساس آثار ادبی گوناگون فیلم می سازد که به آن ها در اصطلاح فیلم اقتباسی میگویند. ساخته شدن تعداد زیادی فیلم اقتباسی مختلف موجب شد که آکادمی اسکار در سالهای آغازین فعالیتش بخشی به لیست جوایز خود با عنوان بهترین فیلمنامه اقتباسی اضافه کند. یک قانون نانوشته نیز همیشه در صنعت فیلمسازی و ساخت فیلم اقتباسی وجود داشته که میگویند همیشه کتاب و منبع اصلی بهتر از فیلم ساخته شده از روی آن است. اگر کتابخوان نباشید ، این مساله را درک نمی کنید. عده ای هستند که به هیچ وجه حاضر نیستند چیزی نزدیک به 700 ،800 صفحه کتاب «اربابحلقه ها» اثر «جی آر آر تالکین» را بخوانند و بعد به تماشای فیلم های آن بنشینند یا خیلی ها هستند که هری پاتر را از فیلم اقتباسی اش می شناسند و نه از کتابهایش. هميشه آثار تخیلی در این دسته قرار نمی گیرند. مثال های گوناگونی می توان برای نقض این حرف زد؛ مثل «برباد رفته»، «پیش از تو»، «جنگ و صلح» و ... که در این ژانر قرار نمیگیرند و همگی آثاری خوبی در زمینه فیلم اقتباسی هستند اما به گرد پای کتاب هم نمی رسند.
تبدیل اثر ادبی به فیلمنامه کار دشواري است
کتاب به علت حجم بیشتر، دارای روایت هایی با محدودیت زمانی و همچنین پر از وقایع ریز و درشت است که به علت های گوناگون در فیلمنامه حذف یا دچار تغییر میشوند. هیچ فیلم اقتباسی درست مشابه کتاب نیست. حتی جزییات و شخصیت ها در روایت داستانی میتوانند تغییر کنند. حتی یک رمان کوتاه نیز شامل جزییات و اتفاقاتی است که گنجاندن آن در یک فیلم اقتباسی معقول غیر ممکن است. همچنین بسیاری از کاراکترها نیز در نسخههای سینمایی به تصویر کشیده نمی شوند. این مساله در سریال های اقتباسی به علت طولانی بودن، کمتر از فیلم اقتباسی به چشم می آید ولی باز به علت اینکه فضای سریال باید پرکشش تر باشد، تغییرات زیادی بر داستان اصلی وارد میشود (سریال 100 که این روزها در حال پخش است در بسیاری از موارد با کتاب اختلاف دارد). بسیاری از آثار ادبی نیز هستند که تبدیل آنها به یک اثر زنده سینمایی کار سخت و ریسک پذیری است؛ مثل فیلم «اطلس ابر» که با وجود تمام تلاش های کارگردان و فیلمنامه نویس بازهم نتوانست فضا و اتمسفر و نوع روایت کتاب را به درستی بازگو کند. نکته دیگر این است که در سینمای ایران فیلمهای اقتباسی بسیار کمتری نسبت به سایر دنیا ساخته می شود. این در حالی است که آثار خوبی در زمینه سینمای اقتباسی لااقل در سریال های خودمان داشتیم. مثل سریال «آتشبدون دود» و «دایی جان ناپلئون» که هر دو در زمان خود، خوش درخشیدند و هنوز دیدنی هستند. استفنکینگ می گوید: «فیلم و کتاب مثل پرتقال و سیب هستند. هر دو میوه هستند ولی طعم متفاوتی دارند». در لیست زیر فقط به آثار سینمایی و هالیوودی اشاره کردیم:
1-بلید رانر
«بلید رانر»، از آن شاهکاری های سینمای علمی تخیلی به شمار می رود که به تازگی قسمت دومی هم پس از نزدیک به20، 30 سال از اکران فیلم اول قرار است به نمایش در بیاید. نسخه اول «بلید رانر» بر اساس داستانی از «فیلیپ ک.دیک» به نام «آیا آدم برقی ها خواب گوسفند برقی میبینند؟» ساخته شده بود ولی خوشبختانه نام اصلی کتاب را یدک نکشید. نسخه دوم این اثر به تازگی اکران شده که خوشخبتانه با نقدهای مثبتی همراه بوده است. این کتاب که در بازار نشر ایران نيزترجمه شده، جهان عجیب و غریبي را در آینده ای دور به خواننده نشان میدهد که در آن همه چیز روباتی و مکانیزه شده است. فیلم اقتباسی «بلید رانر» به خاطر جلوه های ویژه و فیلمبرداری و موسیقی و از همه مهمتر بازیگرهای خوبی که داشت، توانست پا را از کتاب فراتر بگذارد و آن را در کالبد یک اثر سینمایی به خوبی به تصویر بکشید. افسوس که نویسنده اصلی عمرش کفاف نداد تا فیلم را کامل ببیند و چندتا از تریلرها و کلیپ های کوتاه را قبل از مرگ دید که البته آن ها را «خوب و دیدنی» توصیف کرد.
2-پدرخوانده، قسمت یک و دو
بيشتر منتقدان می گویند «پدرخوانده» بهترین یا لااقل یکی از بهترین فیلم های تاریخ سینماست. بار درام و اکشن و ملتهب فیلم که همگی دست در دست یکدیگر توانستهاند مخاطب را چیزی حدود سه ساعت پای یک اثر مافیایی بنشاند، بدون آنکه خستگی به بدن راه یابد، بهطور حتم می تواند یکی از بهترین فیلم های تاریخ سینما باشد. موسیقی بی نظیر و طراحی صحنه و ... همگی در فیلم های «پدرخوانده» قابل ستایش هستند. «پدرخوانده» جزو بهترین آثار در زمره فیلم اقتباسی است که می توان از آن سینما را آموخت. کتابی که «ماریو پوزو» به همین اسم نوشته بود و منبع الهام «فرانسیس فورد کاپولا» در ساخت فیلم بود نیز در نوع خود یک اثر ادبی فاخر به حساب می آید. اما فیلم آنقدر بهتر است که خوب بودن کتاب در زیر سایه عظمت و شکوه فیلم گم شده است؛ گرچه شاید اینکه خود ماریو پوزو در کنار کاپولا به نوشتن فیلمنامه اثر کمک کرد هم در شاهکار شدن آن بی تاثیر نبوده باشد. سری کتابهای «پدرخوانده» تا کنون پنج مجلد هستند که فقط دو تای اولی یعنی «پدرخوانده و سیسیلی» توسط خود «ماریو پوزو» نوشته شده اند و سه تا کتاب دیگر نویسندگان گوناگونی دارد. در قسمت دوم فقط داستان ویتو کورلئونه(با بازی دنیرو)از دل کتاب ها بیرون آمد و باقی ماجرا بهطور اختصاصي برای فیلم توسط خودِ پوزو نوشته شده بود. کتاب «پدرخوانده» نیز سالیان دور ترجمه و وارد بازار نشر شده است.
3-جایی برای پیرمردها نیست
کتاب «کارمک مک کارتی» زیباست ولی به دليل نثر عجیب و غریب نویسنده بسیار سردرگم کننده و ترجمه آن سخت است. برادران کوئن که در سینما جزو نوابغ به شمار می روند، همین نثر عجیب را تبدیل به فیلم غریب تر ولی ملموستر کرده اند. یک فیلم اقتباسی بی نظیر از کتابی که تصور میشد ساخت فیلم بر اساس آن کار دشواري باشد. برگ برنده این فیلم اقتباسی نیز بازی بی نظیر «خاویر باردم» که برای او یک اسکارهم به ارمغان آورد است که توانسته کاراکتر دیوانه و خونسرد و یاغی کتاب را به بهترین شکل به تصویر بکشد.فیلم آنقدر جالب بود که در سال 2007 جوایز بسیاری در محافل سینمایی كسب كرد ؛ بهطور مثال در مراسم اسکار جايزه بهترین فیلم را گرفت. برادران کوئن توانستهاند فضای کتاب را به درستی درک کنند و در خلق کردن آن به یک اثر زنده بسيار موفق بودند. این دومین فیلم اقتباسی بر اساس آثار مک کارتی بعد از «تمام اسبهای زیبا» بود که البته بسیار قوی تر از آن فیلم است. خود برادران کوئن سنت شکنی مک کارتی در روایت داستان را پسندیدند و علت گرایششان به تبدیل کردن کتاب به فیلم را همین نکته دانستند. مک کارتی نیز بارها در مصاحبه های مختلف از فیلم حمایت کرده و آن را بهترین اقتباسی که از کتاب می شد ساخت دانسته است. کتاب «جایی برای پیرمردها نیست» نيز مثل بقیه گزینه های ذکر شده، خوشبختانه بتازگی ترجمه و وارد بازار نشر شده است.
4-باشگاه مشت زنی
«دیوید فینچر» در این تریلر روانشناسانه، چنان استادانه داستان را به تصویر می کشد و از بازی بی نظیر بازیگران بهره می برد که خوانندگان کتاب بعد از دیدن فیلم اقتباسی «باشگاه مشت زنی» آن را بیشتر از کتاب که همین اسم را دارد، دوست خواهند داشت. خود نویسنده یعنی «ایوان پالاهونیک» در مصاحبه ای اعلام کرد که فیلم بهتر از کتاب است. فیلم «باشگاه مشت زنی» از همه لحاظ از کتاب آن بهتر است؛ بار درام و رمنس فیلم بسیار سنگین تر و پخته تر است و تصاویر و صحنه ها حتی از توصیف های داخل کتاب بهتر در آمدهاند. برادپیت با همین فیلم به سکوی پرتابي با سرعتی معادل نور دست پیدا کرد و بسیار مشهور شد.
نویسنده به همراهی انتشارات دارک هورس کامیک بوک (داستان مصور) به «نام باشگاه مشت زنی 2» را نیز به بازار عرضه کرده که بههيچ وجه در حد فیلم و کتاب اصلی نیست.
5-آرواره ها
«آرواره ها» که در ایران با نام «آرواره های کوسه» معروف است، جزو معدود فیلم های اقتباسی است که سرآغاز یک سلسله فیلم ترسناک و دلهره آور در زمان خودش بود که تا به امروز نیز ادامه دارد. (فیلم 47 متر در اعماق که بتازگی به اکران در آمده و موضوع نبرد کوسه و انسان را برای بقا در محوریت اصلی خود قرار داده است).موفقیت فیلم اول باعث نوشته شدن کتابهای دیگری از آرواره ها توسط نویسندگان گوناگون شد. «پیتر بنچلی» از تجربه هایش در زمینه کوسه و شکار کتابی درباره یک کوسه سفید بزرگ نوشت که به ساحل کوچک شهر ساحلی حمله می کند و شناگران و شکارچیان را طعمه خود می سازد.کتاب خیلی زود بعد از انتشار، دستمایه ساخت یک فیلم سینمایی شد. استیون اسپیلبرگ که امروزه شهرت بسیار زیادی در هالیوود دارد، در آن سالها مسئولیت ساخت فیلم را برعهده گرفت. فیلمی که تا قبل از اکران جهانی «جنگستارگان»، توانست رکورد دار پرفروش ترین فیلم تاریخ باشد. فیلم ها و کتابهای دیگری از سری آرواره ها خلق شد که هیچ کدام موفقیت فیلم و کتاب اصلی را تکرار نکردند.
6-سکوت بره ها
آوردن نام «سکوت بره ها» در این لیست کمی محتاطانه صورت گرفته است؛ چرا که هم با کتاب شاهکاري طرف هستیم هم با فیلم اقتباسی بینظیر. شخصیت «هانیبال لکتر» آدمخوار در این سری داستان ها آنقدر جذاب و خوب آفریده شده که باقی ماجراها و کاراکترها را تحت الشعاع خود قرار داده است. «آنتونی هاپکینز» با نقش آفرینی چیزی بیشتر از یک ربع در فیلم توانست جایزه اسکار بهترین بازیگر را ببرد. او آنچنان به شخصیت هانیبال روح و جان داد که بیشک اگر فیلم را دیده باشید، موقع خواندن کتاب یاد حرکات چشم و لحن صدای او میافتید. کتاب توماس هریس در سال 1989، برنده جوایز ادبی بسیاری شد و ساخت فیلمی بهتر از کتاب خارج از تصور بود.کتاب دیگر، بعد از «سکوت برهها» نوشته شد که هر سه نیز دسمتایه ساخت فیلمهای اقتباسی دیگری شدند. هم کتابهای بعدی در سطح بالایی هستند و هم فیلمها (به جز آخرین آنها، یعنی هانیبال برمیخیزد) توانسته اند دیدنی باشند اما هیچ یک به پای فیلم اول و کتاب اول نمی رسند.
7-فارست گامپ
«تام هنکس»، بازیگر حاذق و محبوبی در بین مردم است. او حتی در نقشهای کوچک (مثل فیلم سیرکل) و یا گویندگی انیمشین (صدای کاراکتر وودی در انیمیشن داستان اسباب بازی) نیز کارش را خوب انجام میدهد. در سال 1994 نیز «فارست گامپ» بيشتر جوایز اسکار را از آن خود کرد. (اسکار سال 1994 شاید از پیچیده ترین و سختترین رقابتها در تاریخ این مراسم بود، سالی که هم«فارست گامپ» در لیست بود و هم عناوینی چون «پالپ فیکشن» و «رهایی از شائوشنگ» و فیلم «قرمز») بيشتر کسانی که این فیلم اقتباسی را دیدهاند، کتاب را نخواندند ولی باید به آن ها گفت چیز زیادی هم از دست نداده اید.فیلم به مراتب بهتر از کتاب، شخصیت «فارست» را نشان می دهد و از ابعاد و زوایای گوناگون کاراکتر او و بیماریاش را برای بیننده بررسی و واکاوی می کند. شخصیت «فارست» در فیلم بسیار مهربانتر و دلپذیرتر از کار در آمده و «تامهنکس» شخصیتی محبوب تر از «فارست گامپ» کتاب را در نقش آفرینی جادوییاش آفریده است. تفاوتهای بین نسخه سینمایی و کتاب «وینستون گروم» که در سال 1986 نوشته شده ، بسیار زیاد است که از آن جمله می توان به فضانورد شدن «گامپ» در آخر کتاب و یا دوستی میمون به اسم « سو »که در کتاب حضور دارد نام برد. کتاب دومی نیز توسط نویسنده به نگارش در آمد که به هیچ وجه موفقیت و شهرت کتاب اول را پیدا نکرد و اقتباس سینمایی از آن ساخته نشد.
8-پارک ژوراسیک
«مایکل کرایتون»، نویسنده توانا و قهار ژانر علمی تخیلی و تریلرهای هیجان انگیز در ادبیات آمریکاست. اغلب آثار او تبدیل به فیلم یا نمایشنامه و سریال و با استقبال خوبی نيزمواجه شدند. تعداد فیلم های اقتباسی از روی آثار کرایتون بسیار زیاد هستند. دوستی و رفاقتی بین او و «استیون اسپیلبرگ» در زمان حیاتش بود که سرآغاز آن به ساخت فیلم «پارک ژوراسیک» بر اساس کتاب پرفروشی از کرایتون برميگردد. دایناسورهایی که از دل کتاب برآمدهاند، این بار در پرده های عریض نمایش به تصویر کشیده شده بودند و به شکار انسان ها می پرداختند.«تیراناساروس» های غول پیکر و جلوه های ویژه بی بدیل و بی نظیر در زمان اکران فیلم و موسیقی شاهکار «جان ویلیامز» در کنار داستان خوب و کارگردانی اسپیلبرگ کاری کردند تا «پارک ژوراسیک» تا زمان اکران «تایتانیک» لقب پرفروش ترین فیلم تاریخ سینما را یدک بکشد و به یکی از پولساز ترین و بهترین فیلم های ژانر خود تبدیل شود. «پارک ژوراسیک» تا به امروز همچنان محبوب است و دنباله های آن ساخته می شود و فروش های میلیاردی هر دو کتاب (ژوراسیک و ادامه آن) نیز در بازار نشر کتاب ترجمه و عرضه شده اند.
9-دفترچه خاطرات
«نیکلاس اسپارکس»، نویسنده قهار و توانایی در ژانر کتاب های عاشقانه است. «جوجو مویز» که این روزها با کتاب «پیش از تو و پس از تو» در بازار جهانی بسیار مشهور شده است، «اسپارکس» را الگوی خود در نویسندگی می داند و از ادامه دهندگان راه نویسندگی اوست. کتاب «دفترچه خاطرات» نیز عاشقانه ای است که در بازار کتاب مثل خیلی از آثار رمنس دیگر، به نظر می آید یک شاهکار ادبی باشد اما فیلم اقتباس شده از روی کتاب در سال 2004 مخاطبان بسیار زیادتری نسبت به کتاب در سرتاسر دنیا برای خود پیدا کرد و امروزه از عاشقانه ترین فیلم های تاریخ سینما در کنار آثار کلاسیکی چون «کازابلانکا» ، از دفترچه خاطرات نیز یاد می شود.
10-رهایی از شائوشنگ
«استفن کینگ» نیز مانند «کرایتون» نویسنده بسیار توانا و مشهور با درآمد بسیار بالایی در تاریخ ادبیات آمریکاست كه در بازار ایران به آثارش کم لطفی شده است. تا حدودي تمام آثار «استفن کینگ» به فیلم یا سریال تبدیل شدهاند. «کینگ» جزو معدود نویسندگانی است که اغلب هیچ دخالتی در روند ساخته شدن آثار نمایشی از روی آثارش ندارد و همه چیز را به گروه سازنده میسپارد. البته در پایان کار گاه راجع به فیلم اظهارنظر میکند و آن را بدتر از کتابش میداند. کتاب فصول گوناگونی دارد که داستان «رهایی از شائوشنگ»، یکی از بخشهای کل مجموعه است. فیلم فروش چشمگیری در گیشه نداشت اما جوایز زیادی را از آن خود کرد و همانطور که گفته شد، سالهاست یکی از بهترینهای تاریخ سینما محسوب ميشود. کتاب، اثر کم حجمی است که از نظر ادبی نیز چیز دندانگیری نیست ولی کارگردان توانسته از لابه لای همان صفحات کم، اثر سینمایی بی نظیری با فراز و فرودهای داستانی بسازد. «رهایی از شائوشنگ» در بازار ویديویی و کرایه فیلمها در بالای جدول در بین10تای اول قرار دارد تا ضرر فروش کم فیلم از این طریق جبران شده باشد. انگار که فیلم بعد از به پایین در آمدن از اکران سینماها تازه دیده شد. «استفن کینگ» که ازبيشتر فیلمهای اقتباسی از روی آثارش به معنای واقعی متنفر است، این فیلم را جزو آثار خوب و موفق اقتباسی کتاب هایش میداند. بخش رهایی از شائوشنگ، از سری کتابهای فصول گوناگون نیز به فارسی ترجمه شده است.