جستجو در سایت

1401/11/20 00:00

تاوان یک آسیب اجتماعی

تاوان یک آسیب اجتماعی

فیلم از عواقب تصمیم ها و افعال انسانها سخن میگوید وقتی که این عواقب قرار است گریبان دیگران را هم بگیرد. وقتی نخوت، خود خواهی یا حتی شرایط جاری مانع دیدن نیمه ی پر لیوان یا حتی ظرفیت های اطرافیان میشود و بعد نوبت تقدیر است که ورق خود را رو کند. در آغوش درخت حکایت والدینی ست که با طلاق میخواهند فرزندانشان را از هم جدا کنند اما نه به نعمت حضور فرزندانشان توجه دارند و نه به تاوانی که ممکن است آنها پس بدهند اشراف دارند. هزینه ای که آسیب اجتماعی طلاق بر جامعه تحمیل میکند گاها بیش از تحمل آدمهاست. 


در آغوش درخت درامی است دغدغه مند اما ناقص. فیلمساز عُلقه و وابستگی بین دوبرادر را قربانی طلاق والدینشان میکند. فیلمساز پیامش را "فقدان" عنوان کرده اما فیلم بین ازدواج بین فرهنگی، تجاوز ، اختلاف خانوادگی و حتی سوتفاهم شناور است و به هرکدام اندکی نُک میزند. این بیان تیتروار گاهی مخاطب را سردرگم میکند و پیام فیلم را مبهم تر میکند. قصه در بیان علت طلاق و پیرنگ علت فوبیای کارکتر مادر تناقض آشکاری دارد با پرداخت به شخصیت های فرید و کیمیا و نمایش ارتباط تنگاتنگ هرچند ظاهری آنها سنخیت چندانی ندارد.


بازی های چه کودکان و چه بزرگسالان خوب و باور پذیرند و تلاش قابل تقدیری در ساخت سکانسهایی صورت گرفته که صمیمت بین برادرها و رونق و گرمای حیات را نمایش میدهند. فیلم حتی در لحظاتی ورود مستقیمی دارد به دنیای کودکانه و این کنتراست قابل توجی دارد با سردی ارتباط بزرگسالان. گویی سناریست میخواهد مارا از تبدیل شدن کودکان به بزرگسالانشان برحذر دارد.


در آغوش درخت فیلم طبیعت است. سرشار از رنگ و نور و زندگی و صداست. اما در پایان بندی و روابط علت و معلولی الکن است یا دچار عناصر سینمایی میشود. پرداخت شخصیت هایش جای دقت و نقد دارد و درون مایه ی داستانش خوب قوام نیامده. میطلبید روی نقاط عطف قصه بیشتر کار شود. این نقد در روزهای پراکران جشنواره فیلم فجر چهل و یکم نگاشته شده، نقایص آن را ببخشایید.