حماسه ی جنگ آخرالزمانی کریستوفر نولان، بهترین فیلم او تا به حال بوده است

ترجمه اختصاصی سلام سینما-حماسه ی جنگ آخرالزمانی کریستوفر نولان، بهترین فیلم او تا به حال بوده است.
نولان از جنگ برای ساخت یک فیلم قدرتمند و فوق العاده استفاده کرده است-که با درخشش کنت برانا، تام هاردی و هری استایلز– داستانی برای گفتن دارد.
شکست پیروزمندانه ی بریتانیا یا پیروزی معکوس سال 1940 به صورت یک نمایش وحشتناک و خیره کننده توسط کریستوفر نولان به تصویر کشیده شده است. پس از جنگ فاجعه آمیز دانکرک، وی شما را در محل تخلیه ی نیروهای بریتانیا از شمال فرانسه غرق می کند و برای این کار از ناوگان های افسانه ای کمک می گیرد. این تنها بخشی از یک فیلم هولناک است، بخشی از آن جنگ حماسی را به صورت خلاصه نشان می دهد و تمام این شرایط فراهم می شود تا بریتانیا از اتحادیه ی اروپا جدا شود. دانکرک نولان صحنه های باور پذیری دارد که مانند آن چیزی است که من برای آخرین بار در "تایتانیک" جیمز کمرون و فیلم "یونایتد 93 "از پل گرینگرس دیدم. این بسیار متفاوت از اثر قبلی نولان یعنی فیلم تخیلی و علمی "بین ستارگان" است. این فیلمی قدرتمند و فوق العاده است که داستانی برای گفتن دارد، یک ساحل شگفت انگیز، پرشده از سربازانی شکست خورده و دنیای تیره مردانه که به سختی تصویر زنی دیده می شود.
این بهترین فیلم نولان تا کنون بوده است. همچنین بهترین موسیقی هانس زیمر است: موسیقی وهم آور، نوحه سرایانه، همراهی غم انگیزی با یک کابوس، که در نهایت برای رستگاری خود به تغییرات شبه الگاری( الگار: آهنگساز بریتانیایی )تبدیل می شود. زیمر یک پنتاگون مداوم را ایجاد می کند که این تقلیدی از فریاد بمب افکن ها و چرخش تهوع آور جریانات است.
دانکرک فیلمی به سبک نولان است. دانکرک نشان دهنده ی شکست معجزه آسایی است که به طریقی از فاجعه رهایی می یابد. تحت شعاع قرار گرفتن ارتش بریتانیا به وسیله ی استراتژی ارتش آلمان نازی و سیاست قدرت مدار بریتانیا که با فرض اشتباهات محاسباتی هیتلر و سیاست واقع گرایانه ی او در جلوگیری از پیشروی آلمان و اجازه ی تخلیه به ارتش بریتانیا منجر به تحقیر آن ها شده بود، با قایق های کوچک و شجاع بریتانیا جبران شد. نوع متفاوتی از فیلم دانکرک نیاز است تا صحنه ای از فرماندهی عالی مقامان در آلمان و بحث آنها با هیتلر را نشان دهد. شاید عدم استفاده ی نولان از این صحنه ها این بوده است که وی تمایلی نداشته تا فیلمش با حجمی از زیرنویس های هزلی و جعلی پرشود.
برخلاف دانکرک 1958 که به وسیله ی لزلی نورمن ساخته شده و دارای دو شخصیت چارلز و هولدن است، در دانکرک کریستوفر نولان هیچ جنبه ی معنوی نشان داده نمی شود. فاجعه ای که او به تصویر می کشد بزرگ است، خطرها زیاد است و استرس ناشی از آن غیرقابل تحمل است.
یک تیرانداز به نام تامی( فیون وایتهد )زیر آتش های سنگین به سمت ساحل دانکرک می دود و چشم اندازی از یک رویای شوم را در مقابل خود می بیند: صدها هزار نفر از سربازان فرانسوی و بریتانیایی در تمام طول ساحل منتظر ایستاده اند. جنازه ها در همان محل دفن می شوند. کشتی برای نجات آن ها وجود ندارد و هیچ پوشش هوایی برای جلوگیری از بمباران نیست. تامی با سرباز دیگری به نام الکس( هری استایلز، که بازی فوق العاده ای از خود نشان داد ) ارتباط برقرار می کند. در این حال خلبان نیروی هوایی( تام هاردی )با سرنشینان دشمن درگیر شده و همزمان ریسک ناشی از کمبود سوخت را نیز می پذیرد. یک افسر دریایی موسپید با بازی کنت برانا- مشابه جک هاوکینز در فیلم دریای بی رحم( 1953 )- با چهره ای مضطرب و دردناک شرایط را ارزیابی می کند. از طرفی دیگر در خانه، آقای داوسون با بازی مارک رایلنس, کشتی کوچک خود را به آب انداخته و به نیروی دریایی مردمی می پیوندد که در راه با یک افسر سانحه دیده مواجه می شود، کیلین مورفی کسی که قبلا قربانی شده است.
از نظر نظامی، دانکرک تقریبا در تمام مدت ثابت است: قبل از شروع فیلم جنگ تمام شده است، و هیچ روایتی از نوع ارائه شده در نسخه لزلی نورمن وجود ندارد. نولان بینندگان را از ابتدا با وحشت و هرج و مرج احاطه می کند و تصاویر شگفت انگیز و خیره کننده ای بر قطعات 70 میلی متری نمایشگر نقش می بندد، بخصوص زمانی که پل موقت نظامی مملو از سربازانی می شود که در معرض هواپیماهای دشمن قرار می گیرند. این بیان کننده ی نوعی اشتیاق محکوم به فنا برای بازگشت به خانه است. زمانی که تعدادی از سربازان موفق می شوند تا به ناوشکن برسند و از تهدید دور شوند، از آنها با چای و نان و مربا استقبال می شود این تصویرهای فوق العاده، تیرگی داستان را پنهان می کند. همچنین انتظار سربازان برای بالا آمدن جریان آب حیرت آور است، این افراد مانند بازماندگان یک بلای طبیعی هستند.
ممکن است کریستوفر نولان از صحنه های دانکرک در فیلم "تاوان"2007 اثر جو رایت الهاماتی گرفته باشد، اما با این حال نولان به این داستان باور عظیمی می دهد که منحصر به خود اوست. این روش یک لایه درونی از ساخت فیلم است.
منبع: گاردین