خسرویی که جان لنون نشد

چهارمین ساخته بلند هومن سیدی و می توانم بگویم پخته ترین ساخته هومن از همه لحاظ.فارغ هر چیزی که در این فیلم گذشت و فارغ از دکوپاژ و میزانسن و..... هومن سیدی مخاطب را به عدم قضاوت از روی نداشتن علم دعوت میکند یا بهتر است بگم قضاوت درست و با تامل را از مخاطبان میخواهد.از اول فیلم که نوشته میشود این داستان براساس تفکرات نویسنده هست و واقعی نیست تا آخرین پلان هومن ما را به این موضوع دعوت می کند.خب این فیلم از نظر روایت به شکل سیزده جلو میرود یعنی یک قصه واحد و موضوعات پیرامون آن.با اطمینان میتوانم بگویم که هر چقدر هم هومن سیدی لحن روایی خودش را به مخاطب عام نزدیک بکند ولی همچنان مخاطبان خاص فیلم او را میپسندد.هومن سیدی کم کم دارد سینمای مخصوص خود را پیدا میکند از صحنه آرایی فیلم تا تاکید و دقت زیاد روی اتالوناژ فیلم.وقتی میبینم از اوخر فیلم رنگ قاب های گرفته شده سیاه سفید میشود و آغاز یک انحطاط برای پارسا.حرکت خاص دوربین و هنرنمایی پیمان شادمانفر که مستحق دریافت سیمرغ بود.سکانس ابتدایی فیلم همچون فیلمهای گذشته هومن یک آغاز عجیب از چپ شدن ماشین در سیزده و مونولوگ فوق العاده در اعترافات تا این فیلم که بیانگر جوانان این مملکت که بدون هیچ پشتوانه میخواهند وارد یک سراب به نام اون ور آب بشوند.دو سکانس در این فیلم بسیار طلایی و تعیین کننده بود و فقط با رسیدن به ذهن مخشوش هومن پی برد.سکانس صحبت های بازپرس با وکیل پارسا در ساختمان نیمه کاره و سکانس رویارویی پارسا و حنا بعد از خودکشی احتمالی پارسا.در این فیلم همه بازی ها بی نقص از نوید محمدزاده و طناز طباطبایی گرفته که مستحق سیمرغ بودند تا سعید چنگیزیان و رضا بهبودی که بسیار با اون چهره خشن و اون عینک نقش قاضی را به بهترین شکل ممکن نمایش داد.موضوع طراحی صحنه هم فراموش نکنیم که در فصل تابستان محوطه خانه خسرو پر برف بسازی و این قابل تحسین هست و موضوع دوم توجه ویژه هومن سیدی به اتالوناژ و تغیر رنگ قاب از اواسط داستان و همه چیز سیاه و سفید شد.
به نظرم پی از این همه هیاهو و خشم هومن سیدی در سکانسی که پارسا و مادر و پدر زنش با حنا روبرو شدند.مخاطب را دعوت تفکر و قضاوت احتمالی میکند اما آن پنکه خراب که استفاده هوشمندانه ای هومن از آن کرد عاملی بود بر اینکه به ما بگوید قضاوت کار هر کسی نیست و بعد بلند شدن پارسا و اعدام حنا.راستش اولین باری بود بعد از فیلن هیس به این موضوع پی بردم قضات چه کار سختی دارند وقتی نمیدونند واقعا کدوم حرف درست است ماجرای محمدخانی و جاهد هم از این نوع موضوعات بود.
هومن سیدی سینمای خاص خودش را دارد و این مایه خوشحالی برای سینمایی بود که دچار تکرار از لحاظ موضوعی و روایی شده بود و این واقعا ارزشمند است به امید تلاش و اتفاق های خوب و بیشتر برای هومن سیدی.