جستجو در سایت

1395/11/19 00:00

یادداشتی بر فیلم خفه گی

یادداشتی بر فیلم خفه گی

  فیلم های جشنواره فجر امسال تا به اینجا نتوانسته اند تجربه ی شیرین جشنواره ی سال قبل را برای مخاطب تکرار کنند و اگر کمی خوشبینانه تر نگاه کنیم تنها چند فیلم متفاوت را می شود از بین تمام آن ها به عنوان فیلم هایی متوسط به بالا و دارای ایده های جدید معرفی کرد. 

یکی از فیلم های خوب جشنواره امسال ، فیلم خفه گی اثر فریدون جیرانی است. 

این فیلم که در نگاه اول ، تداعی گر فیلم های نوآر می باشد با فیلمنامه ای همراه می شود که بنظر می رسد اقتباسی از فیلم سرگیجه ( Vertigo ) هیچکاک باشد. فیلم ، سیاه و سفید کار شده است و می توان گفت شاید ایده ساخت چنین فیلمی بعد از موفقیت فیلم " دختری که تنها به خانه باز می گردد " اثر کارگردان ایرانی انگلیسی خانم آنا لیلی امیرپور به ذهن کارگردان رسیده است. 

بی شک فریدون جیرانی تمام تلاشش را کرده است که فیلم بتواند مخاطب را تا لحظه ی آخر مجذوب خود کند اما در این بین بدلیل عجله ای که برای رساندن فیلم به جشنواره شده ، گاهی سکانس هایی را شاهد هستیم که نبود آن ها مطمئنا از بودنشان ارجح تر بود.

 نقش منصور ( پولاد کیمیایی ) در این فیلم یک نقش کاملا فرعی بوده و به نظر بنده کارگردان تمایل داشته منصور را به عنوان شخصیت دوم و شکاک مسعود ( نوید محمدزاده ) معرفی کند اما بازی پولاد کیمیایی نه تنها چنین حسی به بیننده القا نمی کند بلکه فیلم را از فضای سنگین خود جدا می کند. 

همچنین نقش ماهایا پتروسیان می توانست کوتاه تر شود و اصرار و تاکید وی در فیلم بر پیدا کردن دوست ، فیلم را به سمت و سویی خارج از چهارچوب تعیین شده می کشد به گونه ای که گاه صدای خنده ی تماشاگران پس از دیالوگ های وی به گوش می رسید. 

نوید محمدزاده در نقش مسعود مانند سایر نقش های پیشینش توانسته کاملا به کالبد این نقش هم روح واقعی بدمد و بازی الناز شاکردوست برخلاف بازی های قبلی وی یک حرکت روبه جلو و شگفت آور برای مخاطب است.

 نورپردازی ، طراحی لباس ها ، صحنه و گریم با دقت انجام شده و مطمئنا فصل جدیدی را در سینمای ایران رقم خواهد زد. در مورد داستان هم مخاطب به نتیجه خاصی نمی رسد و یکی از نقاط قوت فیلمنامه است که می تواند بیننده را وادار به طرح پرسش کرده و تا مدتها درگیر خود کند. 

در نهایت می توان چنین برداشت کرد که داستان دو شخصیت اصلی دارد ، یک طرف دختری با دو شخصیت مثبت ( پردیس احمدیه ) و شخصیت منفی ( الناز شاکردوست ) می باشد و در طرف دیگر پسری با دو شخصیت مثبت ( نوید محمدزاده ) و شخصیت منفی ( پولاد کیمیایی ) حضور دارد و شاهد هستیم که در نهایت شخصیت مثبت مرد داستان با کشتن شخصیت منفی زن داستان ، به تاریکی و دنیای بی رنگ حاکم بر فضای فیلم نقطه ی پایانی می گذارد و به سمت نور و روشنایی و صد البته دنیایی پر از رنگ حرکت می کند.