بازی های قوی، فیلم نامه متوسط

کوچه بی نام یک درام خانوادگی شلخته است که نمونه بارز این بی نظمی در معرفی شخصیت های فرعی است. اتفاقات فیلم که همگی برای خانواده ها به صورت طبیعی قابل رخ دادن هستند در تلاش است که برای این خانواده پر تلاطم توصیف شود شاید بخشی از آن به دلیل زمان ندادن نویسنده به پخته شدن هر حادثه در بستر زمان است به نحوی که در مدت کوتاهی همه چیز رخ می دهد. از طرفی گاهی این تلاش از دقت عوامل کاسته است برای مثال نمای ناقص از وضعیت فرغون محافظ لبه چاه در هنگام سقوط بچه به داخل آن وضعیت منطقی بودن امکان سقوط را تحت الشعاع قرار می دهد و یا منطقی نیست کودکی که دو روز قبل داخل چاه افتاده بدون کوچکترین جراحتی در خانه مشغول بازی شود که این هم اگر عوامل تا به این اندازه سرشناس نبودند قابل اغماض بود.
این فیلم که مانند فیلم های هم قدم پیشین خود همچون یه حبه قند و مهمان مامان سعی در تصویر کشیدن یک خانواده معمولی را دارد که تا حد قابل قبولی موفق هم بوده است. نکته موفق فیلم گره و باز کردن گره ها است که با دقت در فیلم انجام شده است مدتی است که ما عادت کرده ایم فیلم کلا مانند همین چاه قصه باز تمام شود اما این فیلم تکلیف شخصیت ها را تمام کرد این تعیین تکلیف در کنار بازی خوب بازیگرانش باعث می شود که بیننده داستان فیلم را تا پایان دنبال کند اما راضی از سالن سینما خارج نشود، چرا که فیلم لحظه به لحظه ضربات کوچکی برای غافل گیری وارد می کند اما ضربه بزرگی ندارد آن ضربه ای که انتظار می رود بیننده آن را اتفاق و پیام داستان قلمداد کند و سایر وقایع را به آن مرتبط کند. شاید به همین خاطر است که معتقدم کوچه بی نام فیلمنامه شلخته ای دارد که بزرگترین ضعف آن است.