جستجو در سایت

1397/02/05 00:00

پولدارهای عبوس

پولدارهای عبوس

  

فیلم پایان خوش(Happy end) تازه ترین فیلم میشائیل هانکه و محصول سال 2017 است.این فیلم در کشور فرانسه ساخته شده است. هانکه، اهل کشور اتریش و یکی از بزرگترین کارگردانان جهان است. او تا به امروز دوبار برنده نخل طلای کن برای فیلم‌های (عشق) و (روبان سفید) شده است و همچنین یک بار اسکار بهترین فیلم خارجی زبان را برای فیلم (عشق) ازان خود کرده است. 

شاید مشخصه بارز هانکه این است که لحن فیلم هایش تلخ هستند. همچنین او از نشان دادن صحنه های خشن یا نامتعارف در فیلم‌هایش ترسی ندارد.

فیلم پایان‌خوش بیان‌گر روابط بی احساس و خشک در بین افراد یک خانواده سرمایه‌دار است. 

نکته اولی که در فیلم به چشم می‌خورد ترکیب رنگ‌های مورد استفاده در فیلم است که بیشتر از رنگ‌های سفید-آبی- قرمز در فیلم استفاده شده است. در  پرچم فرانسه هم از همین رنگ‌ها استفاده شده است و کارگردان به این نحو قصد داشته بیان کند که موضوع مورد بحث در فیلم در کل جامعه به وفور یافت می‌شود.

کارگردان روابط خشک افراد خانواده را در همان ابتدای فیلم وقتی که افراد سر میز شام نشسته‌اند نشان می‌دهد. مادر و پسری که با طعنه باهم حرف می‌زنند ، پدری که با دخترش بد حرف می‌زند و عروسی (زن توماس, خود توماس سر میز نیست) که در یک طرف میز تنها نشسته وتوجهی به او نمی‌شود( عروس خانواده در کل فیلم مانند یک خدمتکار نشان داده شده است).

در این فیلم هم مانند اغلب کارهای فیلمساز کودکان نقش دارند. ایو دختر13ساله توماس است که با مادرش  زندگی می‌کرده وحالا که مادرش در بیمارستان است با توماس و خانواده او زندگی می‌کند. ایو دختری است که نه با مادرش اوضاع خوبی داشته و نه با خانواده پدرش اوضاع خوبی دارد. او زیاد حرف نمی‌زند. در ابتدای فیلم نشان داده می‌شود که ایو با موبایلش تصاویری را از زندگی خود می‌گیرد و همینطور در اواسط فیلم از بچه تازه به دنیا آمده پدرش و در انتهای فیلم هم از حادثه انتهایی فیلم با موبایلش فیلم می‌گیرد. او اینگونه به دنیای دیگری پناه می‌برد و این راهکاریست که ایو برای فرار از تنهایی و شاید خالی کردن خود انجام می‌دهد. البته در اواخر فیلم ایو به تنگ می‌آید و خودکشی می‌کند اما موفق نمی‌شود.

توماس مردیست که رفته رفته درمی‌یابیم که فقط به خودش اهمیت می‌دهد. او رفتار پدرانه ای با ایو ندارد و هر وقت یک گفت‌وگوی خسته کننده را با ایو آغاز می‌کند ایو با گفتن جمله(متاسفم) گفت‌وگو را خاتمه می‌دهد. در ادامه هم معلوم می‌شود که توماس در فضای مجازی با زن دیگری ارتباط دارد. واحتمالا سرنوشت زن دوم توماس هم مشابه سرنوشت مادر ایو می‌شود و شاید سرنوشت بچه تازه به دنیا آمده توماس هم مانند سرنوشت ایو شود.

خواهر توماس(با بازی ایزابل هوپر) یک زن معتاد به کار است که بسیار جدی است و رابطه خوبی با پسرش ندارد. زیرا پسرش آنگونه که او می‌خواهد از عهده کارها برنمی‌آید. در ابتدای فیلم می‌بینیم که در محوطه کارگاهی آنها اتفاقی می‌افتد و فردی آسیب می‌بیند و پسرش به دم خانه خانواده آسیب دیده می‌رود ولی کتک می‌خورد. همین موضوع رابطه مادرو پسر را تیره‌تر می‌کند. در آپارتمانی تاریک باهم ملاقات می‌کنند و کارشان به دعوا می‌کشد و همین باعث طغیان پسر می‌شود. این طغیان در صحنه‌ای که او به شکل مسخره‌ای آواز می‌خواند معلوم است. اوج رابطه بد مادر و پسر در سکانس پایانی فیلم نشان داده‌ می‌شود، جایی که مادر برای کنترل پسرش مجبور می‌شود به او آسیب برساند.

همچنین خواهرتوماس قصد دارد با فردی ازدواج کند که البته رابطه میان او و کسی که قراراست با او ازدواج کند زیاد گرم و صمیمی نیست. این موضوع هم تاکیدی برسردی روابط در بین شخصیت های فیلم است.

پدر توماس هم که پیرشده و کارو کسب خود را به دخترش سپرده فردیست که دیگر دلیلی برای زنده بودن ندارد و دنبال راهکاریست برای پایان دادن به زندگی‌اش. پیرمرد هم مانند ایو خودکشی می‌کند اما موفق نمی‌شود. شاید این که ایو و پدربزرگش هردو خودکشی می‌کنند بیان‌کننده این باشد که هرچه نسل این خانواده پیش می‌رود افراد در سنین کمتری احساس یأس می‌کنند. همینطور این پیرمرد شاید آینده تمام افراد این خانواده را نشان می‌دهد.

فیلم در کنار بیان این روابط خشک در مورد مهاجران هم صحبت می‌کند. 

اول از همه اینکه خدمتکاران این خانواده مهاجر هستند و در حاشیه دیده می‌شوند. 

پسر طغیان‌گر فیلم هم در صحنه‌ای، در جشن تولد پدربزرگش برای جلب کردن توجه‌ها از زن خدمتکار استفاده می‌کند و شرح مختصری از این زن می‌دهد و در آخر هم او را تشویق می‌کند اما می‌بینیم که بقیه میهمان‌ها به این زن خدمتکار توجه نمی‌کنند و او را تشویق نمی‌کنند. در انتهای فیلم هم پسر برای خودنمایی با جمعی از مهاجران به مهمانی می‌آید و شرح حالی از یکی از این مهاجران می‌گوید که کار به دعوا می‌کشد. همین اشاره‌های کوچک کافی است تا کارگردان  مسئله بحران مهاجران را بیان کند.

و اما صحنه پایانی فیلم که شاید بارز ترین نمود اسم فیلم(پایان خوش) باشد. فردی مأیوس و بی انگیزه که تلاشی برای امیدوارشدن نمی‌کند ، فردی که بزرگِ یک خانواده‌ عبوس با روابطی خشک است شاید بهترین پایان برایش همین باشد که در دل امواج جان بدهد.