جستجو در سایت

1401/04/12 00:00

اندک یاداشتی در باب جدید ترین بازی تام هنکس « فینچ »

اندک یاداشتی در باب جدید ترین بازی تام هنکس « فینچ »

 گویا تام هنکس بازیگر توانایی که بسیاری مان می شناسیمش این بار برای بازی در اثری پسا آخر الزمانی برگزیده شده است اثری که ظاهرا قرار است به واسطه حضور شخصیت « فینچ » با بازی خوب تام هنکس جهان را از تشعشعات لایه های اوزون نجات بخشد.این امر در نگاه اجمالی در نظر بسیاری از افراد امری غیر ممکن و بشدت آمیخته با ژانر علمی تحلیل می گردد که خب باید متذکر شد که این نوع نگاه هم دور از انتظار نیست اما بهتر این است که بررسی کنیم « فینچ » و سبک اتمسفری که بر روایت آن حکم می راند به چه میزان امری غیر ممکن و به چه میزان امری نسبتا واقع گرایانه انگاشته می شود؟ اگر واقع بینانه میزان دو عامل فوق را بسنجیم می توانیم بگوییم که فینچ از جهات رویکرد علمی و جلوه های خاصی که استفاده می کند چندان در بحث بر انگیختن احساسات مربوطه مخاطب نمی تواند عملکرد مطلوبی داشته باشد لذا در تماشای آثاری که اندکی با علم سر و کار دارند مخاطب می بایستی علم مربوط به بحث فیلم را تا حدودی درک نماید تا بتواند به واسطه درکی که از علم مورد بحث اثر می شود با ضرباهنگ فیلم همراهی لازم را داشته باشد و چه بسا که اگر از رویکرد و منظر آموزش به قضیه بنگریم به دست آوردن اطلاعات مختلف از علمی که اثر روایتش را حول آن بنا می کند اگر پس از پایان تماشا در ذهن مخاطب جمع شود آن وقت می توان گفت که اثر مورد بحث از علمی که ساختمان روایتش را حول آن بنا کرده است و به خورد مخاطب داده است می تواند طعم باورپذیری را به خود بگیرد و ای بسا که مخاطب را به چالش های عمیقی بکشاند و او را برای یافتن اطلاعات بیشتر از علم مربوطه همراهی کند.

اما این این فقط منطق و اصول روایت و اثرگذاری « علمی » اثر بود که اندکی بررسی شد اما « فینچ » از الباقی جهات عملکرد بشدت تحسین برانگیزی را به نمایش می گذارد.


« ترسیم روابط عاطفی خلاقانه ای میان ربات و انسان»  

  

فینچ با بازی تام هنکس گویا روابط بشدت عمیق احساسی و انسانی میان ربات هایش و همچنین سگ بی نظیرش به نمایش می گذارد به جرئت تمام می توان گفت عمق و بُعد روابط احساسی جاری میان ربات و فینچ و همچنین سگ فینچ ترسیم یک مثلث  بشدت زیبا و عمیق را به نمایش می گذاردکه حتی در یکی دو سکانس از اثر می تواند « اشک » را از گونه های تماشاگران جاری کند. 

جان بخشی ای که فیلمساز با چهره گیری از دیالوگ های ژرف و اَکت های به موقع و به جا و همچنین بازی گیری تمیز و احساسی و رئال گونه می کند می تواند میان ربات- انسان-حیوان هارمونی قابل قبولی ایجاد کند ستودنی است هر سه در مدیوم خودشان! 

سینما همواره و همیشه از ابتدا تاکنون محرک اصلی و تاثیرگذارش چیزی  جز « درام » نبوده و نیست هر نوع قصه ای وارد مدیوم سینما شود می بایستی در اولین وهله نخست توسط فیلمنامه نویس اثر و سپس توسط کارگردان اثر و در آخر توسط بازیگران به طور کاملی درام شود حال ممکن است که وظیفه نوشتن داستان بر پایه « درام و منطق روایی » و همچنین وظیفه پشت دوربین نشستن و نظارت بر تک به تک نماهای اثر برعهده یک نفر محول شده باشد که در این صورت مسئولیت او به مراتب سنگین تر از بقیه عوامل و حتی بازیگران می باشد اما باید در هر صورت توجه داشت واژه « درام » اساسا در هنر و بخصوص در هنر سینما از اهمیت بسیاری برخوردار است که حتما و قطعا سزاوار توجه ویژه ای از سوی کلیه سازندگان و عوامل آثار های مختلف می باشد. 

به عنوان نکته پایانی؛ فیلم « فینچ » محصول سال 2021 اثری است سرگرم کننده و دارای روابط احساسی-انسانی جاری در شخصیت هایش که در وهله اول شعار خاصی را برای خود انتخاب نمی کند و در وهله دوم قصد توهین خاصی بر شعور مخاطب را ندارد و صرفا روایتش را با اندکی از جنبه علم در هم می آمیزد و سپس به ساخت و بُعد بخشیدن میان ربات-انسان-حیوان می پردازد که در این مورد هم واقعا می تواند موفقیت خوبی را از آن خود کند.

درود بر فیلمساز که باز هم برای چندمین بار حتی اندک دستبردی بر روابط آسمانی میان سگ و انسان می زند و این موضوع به ظاهر ساده را برای چندمین بار در مدیوم و قواعد سینمایی حداقل اگر به طور کامل نه ولی به طور متوسط رو به بالا می تواند این دستبرد را با واژه « درام » ترکیب کند و ماحصل اثرش را تحویل مخاطب دهد که علاوه بر جنبه سرگرم کنندگی اش جنبه احساسی- انسانی هم در لایه های اثر به چشم می خورد فینچ؛ فیلمی ست رو به صعود که تماشای آن می تواند حداقل خستگی و روزمرگی مخاطبان را از ذهنشان حداقل برای دو ساعتی دور کند.

تماشای فینچ شاید در مدیوم « پسا آخرالزمانی » اندکی سوژه ای کیلیشه ای محسوب شود که بی شک عکس آن صادق نیست اما بررسی فینچ از جهات دیگر خالی از لطف نخواهد بود.

اندک یادداشت مختصری در باب فیلم فینچ

سامان جوادی  

دوازدهم تیرماه هزار و چهارصد و یک