درخشش برد پیت در فیلمی نه چندان درخشان

ترجمه اختصاصی سلام سینما
قطار سریعالسیر فیلم خوبی نیست، با این وجود جذبهی شخصی برد پیت به عنوان بازیگر، مخاطب را قانع به تماشای این فیلم میکند. خوب اجازه دهید این گونه بگویم، فیلم قطار سریعالسیر بدترین فیلمی است که برد پیت در آن توانست بازی درخشانتری از فیلم تروی را به نمایش بگذارد. البته خالی از لطف نیست به این موضوع اشاره کنیم که برد پیت بازیهای درخشانتری از ایفای نقش وی در فیلم قطار سریعالسیر را نیز دارد که فیلم مکزیکی را میتوان جزو این دسته دانست. البته نکتهی مهمی که در این بین وجود دارد این است که بازیگران مهارتهای بازیگری خود را در فیلمهای سطح پایینتر میتوانند به اثبات برسانند. زیرا که در فیلمهای رده بالا، این هنر کارگردان است که جلوهگری میکند. همچنین این کارگردان است که از هنرپیشه بازی مد نظر خود را میگیرد.
قطار سریعالسیر فیلم خوبی نیست، ولی برد پیت، لحظات خوشی را به فیلم میافزاید. برد پیت میتواند با خلق لحظات خوشآیندی مانند صحنهای که در آن با شخصیت بد بانی بر سر یک کیف حامل مواد منفجره مبارزه میکند، یا زمانی که در موهایش را با سشوار در دستشویی ژاپنی خشک میکند، به فیلم اضافه کند. وی میتواند بهاندازهای فیلم را جذاب جلوه دهد که مخاطب ضعف فیلمنامه و عدم توان کارگردان در داستانپردازی روی پردهی سینما را به کل از یاد ببرد.
داستان بیش از حد عجیب غریبهها در شینکانسن – که در اواخر تابستان نوشته شده و می خواهد بداند چه اتفاقی میافتد اگر شخصی «انیمه گای ریچی» را در DALL-E 2 تایپ کند – وی آنقدر تلاش میکند که جذابیت طبیعی پیت را تقلید کند که میتوانید احساس کنید، فیلم با هر فلاش بک دیوانهوار و بیمورد، برای مات و مبهوت کردن مخاطب خود، التماس میکند. حتی اگر دیوید لیچ اقتباسی از «ماریا بیتل» کوتارو ایزاکا از نوع فیلم اکشن هالیوودی است که آنقدر بی فکر و ستاره محور است که تقریباً غیرممکن است تصور کنید که چگونه به عنوان یک کتاب شروع شد.
حتی تصور اینکه چگونه به عنوان کتابی درباره مردم ژاپن شروع شد، سختتر است، زیرا «قطار سریعالسیر» - که در امتداد Hayate خطوط راهآهن شخصیتهای اصلی متولد شده. فکر میکنم این مؤلفة فیلم با روح فیلمنامه بسیار گنگ زاک اولکویچ همخوانی دارد که داستان اصلی ایساکا را به یک حماسه جنایی در مورد یک گانگستر غولپیکر روسی به نام "مرگ سفید" میپیچاند که تسلط خصمانهاش بر یک سندیکای جنایی یاکوزا به نحوی توضیح میدهد که چرا چندین نفر از جهان مرگبارترین قاتلان همگی خود را در یک قطار پیدا کردهاند (هویت بازیگر نقش آقای مرگ سفید یک غافلگیری در پرده سوم است، اما فاش شدن ارزش انتظار را دارد).
پیت - با اسم رمز "لیدی باگ" توسط یک کنترلکننده خارج از صفحه با صدای ساندرا بولاک - مرد عجیبی به نظر میرسد. لیدی باگ با داشتن یک کلاه سطلی فروتن، مدل موی تنومندی که چند ماه کمتر از «هفت سال در تبت» باقی مانده است، و نگرش ذن که بیشتر مدیون شخص است تا یک قاتل قراردادی، لیدی باگ چندان علاقهای به قتل ندارد. دیگر نه. شاید قبلاً مأمور 47 معمولی بود، اما این روزها بیشتر به کشتن مردم با مهربانی علاقه دارد (صدایی که در سرش وجود دارد میگوید: "آرامش را به دنیا میآوری و آرامش را بر میگردانی." این فقط بدشانسی همیشگی اوست که در آخرین لحظه به جای شخص دیگری برای یک کار قاپی سریع فراخوانده شد و به نظر میرسد که تقریباً هر مسافر دیگری در قطار سریعالسیر که سوار میشود علاقهمند به تهیه همان کیف است.
لذتبخشترین این رقبا یک جفت برادر بریتانیایی هستند که با نامهای لیمو و نارنگی شناخته میشوند، نام مستعار آنها برای مأموریت خاص هر بار که این فیلم سعی میکند آنها را برای خندیدن راحتتر فشار دهد، غیرقابلتحملتر میشود. یا فقط به چیز دیگری نمیرسد؟ اولی با بازی برایان تایری هنری، بچهای بزرگ و شیفته توماس موتور تانک است - ویژگیای که به طور شگفتانگیزی به کتاب ایزاکا بازمیگردد، علیرغم اینکه گاهی اوقات مانند یک قطعه هک شده از فیلمنامهنویسی کمدی هالیوود ظاهر میشود. دومی که توسط آرون تیلور جانسون سبیلی تجسم یافته است، از نوع جیسون استاتهام است که کت و شلوار سه تکهای را مانند یک تی عضلانی به تن میکند.
هر دو بازیگر متعهد به کار قدیس مانند تبدیل این روال اصلی فریک و فراک به چیزی سرگرمکننده و تقریباً واقعی هستند (هنری در تلاش مداوم خود برای هدر دادن استعدادهای نسلی مانند "فوق هوش" و "زن در" یک بازی الهامبخش دیگر را ارائه میدهد. پنجره")، تا جایی که "قطار سریعالسیر" گاهی اوقات میتواند شخصیت واقعی را از آهنگ پین بال خود و صدای نور نئون خود بیرون بیاورد. بقیه گروه کمتر کمککننده است. جوی کینگ بهعنوان یک زن بیگناه تقلبی لاغر میپوشد، اندرو کوجی تنها میتواند در حالی که قاتل ژاپنی در حال تلاش برای کشتن او است، گریم و غرغر کند، و اسم حیوان دستآموز بد - بسیار شبیه به زازی بیتز - به محض اینکه فیلم او را از دستش خارج کرد، اساساً روی کاغذ دیواری قرار میگیرد. شخصیت لوگان لرمن بهعنوان یک تکیهگاه انسانی جلالبخش بسیار لذتبخش است (هزارهها واقعاً این شانس را ندارند که به طور کامل «آخر هفته در برنی» را تماشا کنند، و دیدن یکی از آنها بهترین استفاده از آن را عالی است)، اما عملکرد او ثابت میکند که نمونهای از یک فیلمی که در آن دکورها بیشتر کارهای سنگین را انجام میدهند.
«قطار سریعالسیر» بدون شرمندگی بیشتر از نظر سبک متحرک است تا ماهیت - دیالوگها آنقدر سطح را پایین میآورند که توطئههای مرموز فیلم در مقایسه تأثیرگذار به نظر میرسد - اما این فقط به یک مشکل تبدیل میشود زیرا لیچ تلاش میکند تا همه چیز را تازه نگه دارد. زیباروی فیلم اکشن که «بلوند اتمی» را تبدیل به چنین جرقهای برقی در دوران جنگ سرد کرد، به طور کامل تسلیم هکهای پشت سر «ددپول 2» و «هابز و شاو» و وحشیگری هنرمندانهای که تولیدات لیچ 87 نورث را ساختند، تسلیم شده است. به نظر میرسد پاسخ هالیوود مدرن به اکشن به سبک هنگ کنگ است که جای خود را به مجموعهای از ضرب و شتمهای کمیک و آشفتگی از مجموعههای انفجاری CGI داده است.
تعداد انگشت شماری از نزاعهای رقص بازیگوشانه به بالا بردن «قطار سریعالسیر» بالاتر از حد معمول کمک میکند (دعوای کیفی فوقالذکر بین پیت و بانی بد شامل ضرباتی است که باعث میشود مخاطبانم با صدای بلند بپیچند)، اما هرگز احساس نمیشود که لیچ از فضای تنگ استفاده میکند.
شینکانسن تا حدی که یک فیلم «جان ویک» این کار را میکند. فیلم لیچ که در راهروی بیپایانی از واگنهای خالی قطار که همگی شبیه بارهای هتلهای مد روز روشن شدهاند، در جای خود با سرعت ۲۰۰ مایل در ساعت گیر کرده است، حتی علیرغم یک خط زمانی غیرخطی که بین بسیاری از داستانهای فرعیاش فاصله میگیرد و دائماً شخصیتهایش را مجبور میکند تا دوباره بازی کنند. در ارزیابی سرنوشت آنها همه چیز ممکن است به کلی از ریل خارج شود، اگر پیت به آرامی از میان آن میرقصد و به گونهای که انگار گردابی از آب نبات پنبه است، به مناظر مینگرد. اجرای او آنقدر آرام است، حتی در مواجهه با مرگ تقریباً حتمی که غالباً در مرزهای تجزیهای قرار میگیرد، گویی او یک شخصیت کامل از سفر اسیدی را که کلیف بوث در دقایق پایانی «روزی روزگاری در هالیوود» انجام داد را تعمیم میدهد. روشی که او یک موقعیت دشوار مربوط به یک مار سمی را در حمام قطار سریعالسیر حل میکند به همان نیروانای شادی میرسد - این یک خنده شکمی در فیلمی است که در غیر این صورت برای پوزخند تلاش میکند - و تصمیم برای بازی در یک Criss Angel "Mindfreak" مرجع معیارهای خوب فقط روی کیک است.
مثل این است که لیدی باگ واقعاً نمیخواهد آنجا باشد، و مصمم است که زنده بماند در حالی که کمترین آسیب ممکن را به خود یا دیگران وارد میکند، و به نظر میرسد که پیت در ایفای نقش این شخصیت از همان رویکرد الگوبرداری شده است. شاید «قطار سریعالسیر» سریع به جایی نرسد، اما پیت همیشه به نظر میرسد که در حال حاضر آنجاست، با این آگاهی که ما با خوشحالی لبخند او را در میان همه هرج و مرجی که در اطرافش رخ میدهد (از جمله دو فیلم کوتاه برجسته، یکی که یک بازیگر را میخکوب میکند، تماشا خواهیم کرد. قدرت ستاره، و دیگری که کاملاً آن را اشتباه درک میکند). ستاره بودن پیت هرگز آشکارتر از این نبوده است، و آنقدر در اینجا میدرخشد که همه چیز در تابش خیرهکننده گم شود.
منبع: ایندی وایر
مترجم: وحید فیض خواه
قطار سریعالسیر Bullet Train (2022)
تاریخ اکران: 5 آگوست 2022
کارگردان: دیوید لیچ
نویسنده: زک اولکویچ
توزیعکننده: سونی پیکچرز
بازیگران: برد پیت، جوئی کینگ، اندرو کوجی، آرون تایلر-جانسون، برایان تایری هنری، زازی بیتز، ماسای اوکا، مایکل شنون، لیدی گاگا، لوگان لرمن، هیرویوکی سانادا، کارن فوکوهارا، بد بانی، ساندرا بولاک
فیلمبردار: جاناتان سلا
تدوین: الیزابت رونالدزدوتیر
موسیقی: دامنیک لوئیس
خلاصه داستان: پنج آدمکش حرفهای سوار قطار سریعالسیر شینکانسن ژاپنی میشوند و به مرور متوجه میشوند که ماموریت آنها مشترک است.