نمایش ترحمبرانگیز برندن فریزر در تراژدی نهنگ

ترجمه اختصاصی سلام سینما
تراژدی فیلمها معمولاً به این نیست که چه اتفاقی در حال رخ دادن است، بلکه به چگونگی رخ دادن آن است. در نهنگ دارن آرونوفسکی، برندن فریزر نقش چارلی را ایفا میکند. مردی که همه چیز خود را از دست داده و حالا تسلی را فقط در غذا خوردن جستجو میکند. او هر شب پیتزا سفارش داده و لابهلای ساندویچهای غولپیکر شب را سحر میکند. کابینتها پر از شکلاتهایی است که هنگام برگه تصحیح کردن – چارلی آموزگار نویسندگی است که فقط آنلاین تدریس میکند آن هم همیشه با وبکم خاموش. دلیلش هم پنهان کردن چاقی بیش از اندازهاش است. چاقیاش به حدی است که او بدون واکر حتی قدمی نمیتواند جابهجا شود - خود را با آنها سرگرم میکند. در واقع او هرگز از خانه بیرون نمیرود، حتی برای دوا و درمان. از آنجایی که بیمه هم ندارد، به تنها رفیقش لیز (با بازی هانگ چائو) اعتماد میکند که از قضا پرستار است و هوای او را دارد. لیز همیشه به چارلی اصرار دارد که به بیمارستان مراجعه کند تا مبادا از این بدتر بشود، اما چارلی همیشه به بهانهی پول نداشتن طفره میرود.
این خلاصهی زندگی مردی است که در درد غوطهور شده. همه چیز در فیلم سر جایش است که مهمترین دلیلش فیلمنامهی ساموئل دی. هانتر و بازی تر و تمیز فریزر است. البته از لباسهای چارلی در شبکههای اجتماعی ایراداتی گرفته شده؛ اما نباید فراموش کنیم که کاراکتر در چه وضعیت بغرنجی زندگی میکند.
ناگفته نماند فقط فیلمنامه نیست که نهنگ را متمایز کرده، آرونوفسکی کارگردانی است که همیشه سر و صدا به پا کرده. عدهای طرفدار پر و پا قرصش هستند و عدهای بیرحمانه نقدش میکنند، در واقع تقریباً هیچکس نسبت به او خنثی نیست. دربارهی آخرین اثرش، مادر! (2017) هم نظرات ضد و نقیضی وجود داشت.
نهنگ اما کموبیش متفاوتتر از آثار پیشین اوست. به نظر میرسد آرونوفسکی در فیلمبرداری وسواس خاصی به خرج داده. با فیلمبرداری همکار همیشگیاش متیو لیباتیک، یاس و نومیدی نهادینهشده در وجود چارلی به وضوح برای بیننده نمایان است. اغلب قاب تصویر را بدن چارلی به خود اختصاص داده تا ما درک کنیم که چقدر زندگی او محدود شده. صدای فلوت هم به حدی حزنانگیز است که مو را به تن بیننده سیخ میکند.
گاهی بازیگر میتواند کموکاستیهای احتمالی کارگردان را جبران کند. چارلی مرد بهشدت مهربان، باهوش و حساسی است که غم گریبانش را گرفته. او یک ازدواج ناموفق داشته و درام داستان درست در جایی به اوج میرسد که دختر نوجوانش الی (سیدی سینک) سر و کلهاش پیدا میشود. البته او آنقدر هم ناخوانده نیست. چارلی سالهاست او را ندیده و مدتهاست منتظر دیدارش است. چارلی وقتی الی و مادرش (سامانتا مورتون) را ترک کرد که او دختربچهای هشت ساله بود. گفتنی است که الی هرگز چارلی را نبخشید، بهخصوص برای اینکه آنها را به خاطر یک مرد (که حالا دیگر مرده است) ترک کرد.
کاراکتر دیگر فیلم توماس است آن را تای سیمپکینز ایفا کرده. توماس یک مبلغ مذهبی است که ارتباط جزئی با مرگ پارتنر چارلی داشته. وجه اشتراک تمام کاراکترها چارلی و آپارتمان محقرش است آن هم در حالی که به نظر میرسد در حال دستوپنجه نرم کردن با روزهای آخر زندگیاش است. رنج و عذاب وجدان، او را آکنده از اضطراب و احساس گناه کرده و تنها راه مقابلهاش با این احساسات، غذا خوردن است، حتی با اینکه میداند اضافه وزن سرسامآورش او را خواهد کشت.
نکتهای که در بازی فریزر به چشم میآید، پارادوکس بین شخصیت و بدن کاراکتر است. الی، همانطور که مادرش اشاره میکند، نوجوان وحشتناکی است که پدرش فقط صداقت و ذکاوتش را میبیند. او مدام از صفت "شگفتانگیز" برای توصیف دخترش استفاده میکند، به طرزی که بیننده هم رفتهرفته باورش میشود. در یک صحنه الی پافشاری میکند که پدرش بلند شود و بدون واکر یا عصا به سمتش بیاید که البته زمین خوردنش تصویر هولناکی را رقم میزند ...
چارلی گاهی بیش از اندازه زودباور به نظر میرسد. در هر موقعیتی خیرخواه دیگران است؛ اما نسبت به خودش شرایط به گونهی دیگری است. در اوایل فیلم لیز به او خاطرنشان میکند که اگر در روزهای آتی به پزشک مراجعه نکند، وخامت اوضاع قلبش او را از پای در خواهد آورد، اما او امتناع میکند. از همین رو از همان ابتدا پایان فیلم تا حدودی قابل پیشبینی به نظر میرسد.
اما فریزر –بازیگر فوقالعادهای که به آنچه استحقاقش را داشته نرسیده - قابل پیشبینی بودن داستان را با چالش مواجه میکند. او جلوههایی از دلسوزی چارلی نسبت به خودش را نمایان میکند، در جایی مبارزه چارلی با خودش رنگ میبازد و کموبیش به خودش توجه میکند. فریزر استادانه احساسات بیننده را به هرجایی که دلش خواسته، کشانده است.
با نگاه کردن به چشمهای چارلی، کسی را میبینیم که مرگ را پذیرفته و برایش لحظهشماری میکند. غیرممکن است کسی فیلم را ببیند و آرزو نکند که کاش میتوانست به نحوی به چارلی دسترسی پیدا کند و بدون اینکه قضاوتش کند، او را از آن باتلاق رهایی دهد. کاراکتر حس بیفایدگی و ناتوانی را به ما القا میکند و پیام فریزر این است که "گاهی احساساتی شدن هم بد نیست."
منبع: تایم
مترجم: وحید فیض خواه
نهنگ The Whale (2022)
تاریخ اکران: 4 سپتامبر 2022
کارگردان: دارن آرونوفسکی
نویسنده: ساموئل دی هانتر
توزیعکننده: A24
بازیگران: برندن فریزر، سیدی سینک، هانگ چائو، سامانتا مورتون
فیلمبرداری: متیو لیباتیک
تدوین: اندرو وایزبلام
موسیقی: راب سیمونسن
خلاصه داستان: معلم انگلیسی افسرده، چاق و گوشهنشین سعی میکند که رابطهی خود را با دختر نوجوانش بهبود بخشد.