جستجو در سایت

1395/09/14 00:00

نقدی بر فیلم ابد و یک روز

نقدی بر فیلم ابد و یک روز

ابد و یک روز ایده ی خوبی دارد و ریتم فیلم نیز قابل قبول است اما با تمام این تفاسیر نمیتوان از ایرادات بعضا بزرگ فیلم چشم پوشی کرد.
شخصیت های فیلم خوب شکل نگرفته اند و شخصیت پردازی ضعیفی دارد. داستان با ابهام شروع میشود. سمیه در حال تمیز کردن منزل است و از بهم ریختگی خانه گلایه دارد ولی این درحالیست که او همواره در منزل است و کارهای خانه را خودش انجام میدهد! پس این گلایه و شکایت برای چیست؟ روابط بین خواهرها و برادرها سرد و بی روح است و انگار که باهم غریبه اند. بد و بیراه گفتن و فحاشی بین آنها کاملا عادی جلوه میکند. سکانس ابتدایی فیلم را به یاد بیاورید لحظه ای که مرتضی وارد خانه میشود و درحال صحبت با تلفن است. بعد از پایان صحبت میگوید: شما هیس سرتون نمیشه نه! آدم باید خفه شو رو حتما بهتون بگه! خواهرش میخندد و او مجددا میگوید: مرگ! روابط بین خانواده اصلا قابل قبول نیست و کارگردان از پس این مفهوم برنیامده.
مرتضی (معادی) در سکانسی به مادر خود چنین میگوید: تو که چاک دهنتو اینجوری باز میکنی من از اینا چه انتظاری داشته باشم! احترامی در کار نیست و فقط تظاهر است. مادر برای فرزند شیشه پنهان میکند تا او بفروشد و پولی به جیب بزند! این یک تباهی بزرگ است. حاضر است چند جوان بدبخت شوند تا رشد فرزند خویش را ببیند. مادر در فیلم ساختگی است و اصلا نقش یک مادر را ندارد.
شخصیت سمیه نیز خوب ساخته و پرداخته نشده. مهربان و دلسوز است ولی به راحتی دروغ میگوید در حالی که هیچ دلیلی برای دروغ نیست. سکانسی که مرتضی میگوید از افغانی ها پول گرفته و سمیه حرف او را تاکید میکند! مرتضی در ازای پول اینده ی خواهرش را فروخته است و سمیه هیچ نمیگوید! او دانسته تن به حقارت میدهد و هیچ نمیگوید! 
شهناز دختر متاهل خانواده بعد از ماجرایی نه چندان قابل قبول به خانه ی مادرش میاید و بدون هیچ دلیلی چند روز متوالی با آنها زندگی میکند! شوهر او اصلا در فیلم نیست و همچنین نقش پسرش قابل قبول در نیامده!اصلابه چه دلیلی او به خانه مادرش برگشته؟ این قسمت فیلم منطق ندارد.حضور داشتن یا نداشتن او در روند فیلم بی تاثیر است و شخصیت پردازی درستی ندارد. شهناز (ریما رامین فر) یکی از ضعیفترین بازیگران فیلم است و مرتضی و محسن بهترین های فیلم اند. بازی معادی و نوید محمدزاده واقعا درخشان است و ما بعد از مدت ها یک نقش معتاد خوب را در سینما میبینیم. جای دیگری از فیلم (سکانس صحبت محسن و سمیه) محسن میگوید: کاری نکنین حرف دهن این لات و لوتا شیم! اما این درحالیست که قبل از این ماجرا آبروی محسن و خانواده اش به دلیل دستگیری محسن خدشه دار شده و این دیالوگ مناسب این سکانس نیست. مثل خیلی‌ دیگر از لحظات فیلم.
از نکات مثبت  میتوان به تیم بازیگری قوی این فیلم اشاره کرد که باید به روستایی بابت این کار تبریک گفت. ریتم تند و خوب داستان و دیالوگ های تاثیرگذار و مجددا بازی عالی و بی نقص نوید محمدزاده که فیلم حول محور او میگردد از نکات مثبت دیگر فیلم است. روستایی بعنوان یک کارگردان جوان موفقیت بزرگی کسب کرده که امیدوارم در فیلم های بعدی خود با رعایت منطق در فیلمنامه به موفقیت های بیشتری دست یابد.