جستجو در سایت

1395/10/16 00:00

«قصاص» در لانتوری «اعدام » شده است

«قصاص»  در لانتوری «اعدام » شده است

     فیلم لانتوری به نویسندگی، کارگردانی و تهیه‌کنندگی رضا درمیشیان با حواشی و جنجال هایی که در سی و چهارمین دوره جشنواره فیلم فجر به همراه داشت، توانست استقبال خوبی را در روزهای اول اکران عمومی برای خود رقم بزند؛ به طوری که در روز اول اکران با فروشی ۱۴۱ میلیون تومانی توانست رکورد شب اول فروش در تاریخ سینمای ایران را بزند.  اما رفته رفته از میزان استقبال آن کاسته شد و نشان داد که آن حجم از هیاهو و جنجال آفرینی ها، کوبیدن بر طبل تو خالی ای بود که به هیچ عنوان نتوانست رضایت منتقدین و کارشناسان مختلف،چه در حیطه تکنیک و فرم و چه در قالب محتوا و مفهوم را جلب کند. 

این فیلم، مورد نقد منتقدان بسیاری در قالب های مختلف قرار گرفت. اما شاید بتوان گفت که تا به امروز نقدی محتوایی با محوریت موضوع اصلی داستان، یعنی قصاص که یکی از مفاهیم و پارامترهای دینی است، نسبت به این فیلم انجام نشده و کمتر منتقدی را می‌توان یافت که محتوای این فیلم را از جنبه دینی، که پرداختن به موضوع قصاص است، نقد و بررسی کرده باشد و این در حالیست که قصد و هدف اصلی سازندگان فیلم، پرداختن به همین مسئله قصاص است؛ آن هم از جنبه دینی و قرآنی آن؛ و لذا جای چنین نقدی از این نگاه در میان نقد های انجام شده بر فیلم خالی دیده می شود. 

موضوع اصلی فیلم در خصوص مسئله قصاص است که در داستان روایی فیلم به آن پرداخته شده. در این فیلم دختر معشوق،روزنامه نگار و  فعالی اجتماعی است که دغدغه اصلی اش ،مسئله قصاص و گذشت است. او  تمام توان خویش را در طول شبانه روز برای گرفتن رضایت از اولیای دم برای قاتلین و مجرمین گوناگون می گزارد و از این خانه به آن خانه می رود تا برای قاتلین و مجرمینی که عمدتا جوانان و نوجوانانی هستند که ناخواسته مرتکب قتل و جنایت شده اند ،طلب عفو و اخذ رضایت کند.  در ادامه داستان همین شخص، خود قربانی جنایتی وحشیانه از جانب پسر دلباخته خویش می شود.پسر که به شدت شیفته و عاشق او شده ، پس از مدتی ناباورانه از او جواب رد می شنود و به قدری تحت تاثیر روانی قرار می گیرد که عشق او به جنونی بدل می شود که او را مرتکب جنایتی هولناک  (اسیدپاشی) در قبال معشوقه اش می کند. و حال این خود آن دختر است که در نقش متجانی (مورد جنایت قرار گرفته)  در دو راهی بخشش و قصاص قرار می‌گیرد.  این فیلم،  قصاص، این حکم صریح قرآنی را ، به طرق مختلف به خشونتی بدویانه تعبیر می‌کند و مکررا به مخاطب خویش القا می‌کند که قصاص به نوعی اشاعه خشونت در جامعه است. سازندگان فیلم این تفکر انحرافی را در قالب ظرافت های بصری و هنری به گونه ای بیان می‌کنند که مخاطب را همسو با خود متنفر از این حکم قرآنی می‌کند.  خشونت بیش از حد و تارانتینو وارِ موجود در این فیلم، از قصاص، تصویری بسیار زشت زننده  و غیر انسانی نشان می‌دهد و ذهن مخاطب را به گونه ای تسخیر می‌کند که دیگر بعید است که بتوان این اصل را به او فهماند که : « وَلَكُمْ فِي الْقِصَاصِ حَيَاةٌ ...» 

سکانس قصاص پسر عاشق در این فیلم ، شبیه صحنه ای از شکنجه های قرون وسطا به تصویر کشیده شده که. مخاطب را به شدت آزار می‌دهد. روحانی مراسم قصاص در این سکانس، همچون موعظه گری مهمل گو به تصویر کشیده شده که می آید، موعظه ای  می‌کند و بدون اینکه کسی به او توجه کند، مفتضحانه به بیرون می‌رود و آنچه که به ذهن القا می شود ،این است که گویا کارگردان در این سکانس ،قصد ادای دینی به فیلم «سنگسار ثریا» داشته است.  و در پایان باید گفت که اگرچه ظاهر فیلم ،حامل و قاصد مفهوم نیکویی همچون بخشایش و گذشت است، اما باطنی بسیار متفاوت با ظاهر خویش دارد و آن زیر سوال بردن مفهوم قرآنی قصاص و نکوهش و تقبیح آن است و چه ساده لوحانه است که این فیلم را در زمره ی فیلم های دینی سینمای ایران بدانیم و چه تاسف بار است که این برداشت را از جانب یکی از مسئولین طراز اول فرهنگی کشور ببینیم که گفته است : «لانتوری، فیلمی قرآنی و دینی است که فضایل اخلاقی اسلام را نشان می دهد.!!!»