جستجو در سایت

1395/04/15 00:00

بررسی پرونده‌ی آنفیلد

بررسی پرونده‌ی آنفیلد

در آغاز فیلم حتی قبل از نشان دادن اسامی عوامل می بینیم که لورن (ورا فارمیگا) و اد وارن (پاتریک ویلسون)، محققان مسائل ماوراءطبیعه در دنیای واقعی بعد از حل پرونده‌ی وحشت آمتی ویل با جنون آمیزترین چالش‌ شان در آن زمان مواجه می شوند: مسأله‌ی "آمتی ویل انگلستان" که به نام ارواح خبیث آنفیلد شهرت دارد.

یک مادر تنها، پگی هادجسون (فرانسیس اوکانر) و فرزندانش (از جمله تازه وارد مستعد فیلم مدیسون ولف) که به زحمت می توان لهجه ی بریتانیایی را از آنها شنید، با تمامی اشکال مظاهر فراطبیعی قابل تصور روبرو هستند که برجسته ترین آنها رفت و آمد روح یک پیرمرد کثیف به یکی از مبل‌های آنها است (جالب اینکه کسی هم پیشنهاد نمی کند مبل را بیرون بیندازند) اما آیا امکان دارد که همه چیز یک حقه باشد؟

ظاهراً نه. مبارزه نه با یک بلکه دو روح کینه توز، حضور امیدوار‌کننده‌ی یک مرد خمیده “Crooked Man” (البته در نهایت بی ثمر بوده)، اخطارها و پیش بینی‌های دهشتناک لورن و راه‌های مختلف گلاویز شدن با بچه ها/سگ ها/اسباب بازی‌های تسخیر شده همگی باعث می‌شوند شاهد فیلمی هیجان‌انگیز و سر‌زنده باشیم و از این منظر حرفی در آن نیست. اما عدم ارتباط بین ابداعات و نوآوری‌های جیمز وان در حرکت دوربین و فضای رعب‌آور حومه‌های شهری بریتانیا در دهه‌ی 1970 موجب شده چینش آشفتگی‌های مختلف به درستی از کار در نیاید.

در 133 دقیقه‌ی فیلم یک لحظه‌ی کسل کننده و در‌عین حال یک لحظه‌ی مثبت و مسرت بخش وجود ندارد. زمانی که قصه‌گویی متوقف می‌شود و اد آهنگ "نمی تونم عاشقت نباشم" الویس پریسلی را با گیتار آکوستیک زمزمه می‌کند با صحنه‌ای سخت باور‌ناپذیر مواجه می شویم، البته بار اول نیست که فیلم چنین احساسی را به مخاطب می‌دهد.

 

مترجم: اعظم ابراهیمی