نقد یک نویسنده به سریال «پایتخت» و وضعیت فعلی صدا و سیما

جبار آذین نویسنده، منتقد و مدرس سینما و تلویزیون درباره وضعیت فعلی سینما و تلویزیون، بهویژه سریال «پایتخت»، نقدی تند و صریح ارائه داده است.
او ضمن اشاره به مشکلات تولیدات تلویزیونی و نحوه برخورد مسئولان با آثار فاخر، به تولیدات سطحی و تبلیغاتی در تلویزیون پرداخته و از بیتوجهی به خواستههای مخاطبان، متن زیر رانوشته است:
« دیروز اوس محمود به دیدارم آمد تا فیلمنامه «یعقوب لیث» نوشته مسعود جعفری جوزانی را که برای مطالعه برده بود، پس دهد. او از فیلمنامه خیلی خوشش آمده بود و میگفت اگر این اثر تبدیل به فیلم شود، قطعاً شاهکار خواهد بود.
به او گفتم: این فیلمنامه هم مانند فیلمنامههای دیگر جوزانی، مثل «کورش کبیر» و «پوریای ولی»، درگیر منافع و سلیقههای ابتذالمحور نامسئولان سینما شده و مخالفان آزاداندیشی و ملیگرایی مانع تولید آنها شدهاند.
او که از شنیدن این خبر ناراحت شده بود، گفت: «چرا به ساخت فیلمهای بیکیفیت و کمدیهای بیمحتوا اجازه داده میشود، در حالی که تلویزیون سریالهایی چون «پایتخت ۷» تولید میکند که فقط اعصاب مردم را بهم میریزد و به شعورشان توهین میکند؟ چرا از تولید آثاری چون «کورش کبیر» و «پوریای ولی» سرباز میزنند؟ این چه سریالی است که از ابتدا تا انتها، بازیگرانش فقط به تبلیغ محصولات اسپانسرها مشغولند و در نهایت هم برای سرگرمی، به نمایشهای بیمحتوا میپردازند؟»
سریالی که نه هنری از خود به نمایش میگذارد، نه توانسته به خوبی مخاطب را سرگرم کند و نه محتوای قابل توجهی برای مردم دارد. جالب اینجا بود که اوس محمود همچون یک منتقد کارشناس درباره «پایتخت» صحبت میکرد و این حرفها، در واقع، نظرات بسیاری از تماشاگران این سریال بود.
به او گفتم: بعد از پخش فصل سوم «پایتخت»، نوشته بودم که تاریخ مصرف این سریال تمام شده و ادامه دادن آن تنها هدر دادن پول مردم است. اما در این کشور، همانطور که در دیگر عرصهها، از جمله مسائل اقتصادی، اجتماعی و سیاسی، هیچ گوش شنوا و اصلاحپذیری وجود ندارد، مسئولان سینما و تلویزیون نیز در پی حفظ منافع شخصی خود هستند. به همین دلیل، سریال «پایتخت» به رغم ضعفهایش همچنان ادامه یافت.
او ادامه داد: «این خیلی بد است که بازیگران این سریال در یک نمایش بیمحتوا فقط به تبلیغ محصولات اسپانسرها میپردازند و طنازیهای بیارزش میکنند. من و خانوادهام در گذشته فصلهای قبلی را تماشا میکردیم، اما حالا حتی تلویزیون را روشن نمیکنیم. بچهها هم به تماشای سریالهای ترکیهای میروند. تلویزیون ما به پشم شیشه تبدیل شده است و با پخش چنین تولیدات بیکیفیتی، مردم را از تماشای آن زده کرده و به سمت ماهوارهها سوق میدهند.»
او گفت: «راستش، چند شب پیش وقتی به اجبار «پایتخت» را میدیدم، به شدت ناراحت شدم و گفتم فردا به تلویزیون میروم و یقه جبلی رئیس صدا و سیما را میگیرم و از او میپرسم چرا با پول مردم چنین چرندیات بیارزشی تولید میشود؟»
گفتم: «خودت را خسته نکن! در این کشور، دردی به درمان نمیرسد و فریادی شنیده نمیشود. حتی اگر به درِ تلویزیون هم بروی، چون نه خودی هستی و نه از نزدیکان، راهت نمیدهند. دیگر نیاز نیست که به صدا و سیما بروی و اعتراض کنی، همین که این حرفها را به من گفتی، کافی است. چون این نظرات منتشر خواهد شد و مردم، هنرمندان، رسانهها و حتی خود تلویزیون خواهند شنید و خواند.»
او گفت: «آرزو داشتم میتوانستم به تلویزیون بروم و به جبلی و مقدم و تنابنده و بقیه توضیح دهم که چه بلایی بر سر تلویزیون آوردهاند.»
در نهایت، برای اوس محمود و خودم لیوانی شربت ریختم و تلاش کردیم تلخیهای سینما و تلویزیون و مشکلات جاری کشور را برای دقایقی فراموش کنیم.»