چگونه یک «مستند» تبلیغاتی ۴۰ میلیون دلاری مسیر صنعت را تغییر میدهد؟
.jpg?w=1200&q=75)
(Melania)، ساخته برت رتنر، با فروش ۷ میلیون دلاری در افتتاحیه، موفقترین مستند غیرموسیقایی یک دهه اخیر شده است؛ اما این موفقیت نه بهدلیل کیفیت، بلکه بهخاطر بودجه عظیم ۴۰ میلیون دلاری تولید و ۳۵ میلیون دلار تبلیغات است. فیلم عملاً یک اثر «سطحی» تبلیغاتی درباره ملانیا ترامپ است و اطلاعات تازهای ارائه نمیدهد.
این روند بخشی از موج جدید مستندهای سلبریتیمحور و بیخطر است که توسط پلتفرمها تأمین مالی میشوند؛ آثاری مانند (Victoria Beckha) یا (With Love, Meghan). در مقابل، مستندهای اجتماعی و سیاسی، بهویژه آنهایی که ممکن است برای دولت یا پایگاه MAGA ناخوشایند باشند، بهسختی بودجه یا پخشکننده پیدا میکنند.
مستندهای محافظهکارانه سالهاست در گیشه موفقاند؛ از آثار دینش دسوزا گرفته تا فیلمهایی مانند (Am I Racist) و (Vindicating Trump). در مقابل، مستندهای مترقی که زمانی پرفروش بودند مثل (Fahrenheit 9/11) یا (March of the Penguins) دیگر چنین جایگاهی ندارند. نمونههای اخیر مانند (20 Days in Mariupol) یا (Navalny) فروش بسیار اندکی داشتهاند.
نگرانی اصلی این است که استودیوهایی مانند آمازون، که زمانی از مستندهای اجتماعی حمایت میکردند (Time، All In، I Am Not Your Negro)، اکنون بودجه ۲۰۲۶ خود را تماماً صرف (Melania) کردهاند و حتی در جشنواره ساندنس بهدنبال خرید مستند جدید نبودند. همزمان، شبکههایی مانند HBO و نتفلیکس تنها بازماندگان جدی این حوزهاند.
صنعت مستند با بحران ساختاری روبهروست: بودجهها کاهش یافته، بخشهای مستند تعطیل شدهاند، CPB منحل شده، Participant Media بسته شده و بسیاری از مستندسازان برای بقا مجبور به کار در تلویزیون واقعنما یا پروژههای سفارشی شدهاند. حتی دو سوم عوامل (Melania) خواستهاند نامشان در تیتراژ نیاید.
اگر مستندهای اجتماعی و حقیقتمحور حمایت نشوند، خلأ ایجادشده با آثار تبلیغاتی پر خواهد شد و این تهدیدی جدی برای آینده روایتهای مستقل و انتقادی است.