آنتونی هاپکینز از تجربه بازی هانیبال لکتر در «سکوت برهها» میگوید
.jpg?w=1200&q=75)
مقاله یاهو با مرور گفتوگوی هاپکینز با مجله People در سال ۱۹۹۱، به پشتصحنه شکلگیری یکی از ماندگارترین نقشهای تاریخ سینما میپردازد. «سکوت برهها» که ۱۴ فوریه ۱۹۹۱ اکران شد، بهسرعت به اثری کلاسیک در ژانر تریلر روانشناختی تبدیل شد و پنج جایزه اصلی اسکار را از آن خود کرد.
هاپکینز میگوید نقش دکتر هانیبال لکتر «بیدرنگ» برایش روشن شد: «نقش از روی صفحه به ذهنم پرید. فوراً میدانستم صدایش چگونه است و چطور باید نگاه کند.» او تأکید میکند که برای بازی در نقش یک قاتل آدمخوار، تلاش نکرد «شرارت را بازی کند»، زیرا این کار به «تصنع» منجر میشود. بهجای آن، بر کنترل، سکون و پیچیدگیهای درونی شخصیت تمرکز کرده است.
او در این گفتوگو از ریشههای شخصی الهامش نیز میگوید: دوران کودکی تنها در پورت تالبوت ولز، احساس انزوا، و پدری با خلقوخوی افسرده. هاپکینز توضیح میدهد که این تجربهها به او کمک کردهاند تا «تنهایی و تاریکی» لکتر را بفهمد.
با وجود شدت نقش، فضای پشت صحنه بهگفته همکارانش شاد و سرزنده بوده است. جاناتان دمی، کارگردان فیلم، یادآوری میکند که هاپکینز اغلب در لباس لکتر پشت سر عوامل ظاهر میشد و با شوخیهای ناگهانی تنش صحنه را میشکست.
هاپکینز امروز نیز این نقش را یکی از بهترین تجربههای حرفهای خود میداند و میگوید هنوز هم «رازآلودگی و تنهایی» لکتر را درک میکند.
«سکوت برهها» همچنان یکی از معدود فیلمهایی است که پنج جایزه اصلی اسکار بهترین فیلم، کارگردانی، بازیگر مرد، بازیگر زن و فیلمنامه اقتباسی را همزمان برده و بازی هاپکینز در نقش لکتر، پس از ۳۵ سال، همچنان در حافظه سینما ماندگار است.