مروری بر قسمت یازدهم سریال «هزار و یک شب» | دکتر پرنیان کشته شد؟

سایه و نیلوفر دوست شدند. سایه، دختر دکتر پرنیان، در همان خوابگاهی زندگی میکند که نیلوفر پناه گرفته است. سایه به خاطر مخالفت مادرش با ازدواج با یکی از همکلاسیهایش به نام مسعود مادرش را ترک کرده است. مسعود همان شخصی است که دکتر پرنیان و سروش بابت انتشار فیلمهایشان به او شک دارند. سروش مسعود را از طریق دوستانش پیدا کرد. او به کانادا رفته است و قبول کرد که با دکتر پرنیان صحبت کند. در گفتگوی دکتر پرنیان و مسعود، مسعود اعتراف کرد که شخصی فیلمهای آنها را از روی کامپیوترش برداشته است و آن شخص را به دکتر پرنیان معرفی کرد.
سایه در ابتدا به نیلوفر شک داشت که از طرف مادرش آمده است. او از گلوم خواست که به نیلوفر اعتماد نکند. گلوم هم نیلوفر را در زیرزمین حبس کرد. سایه با نیلوفر صحبت کرد مگر اینکه بتواند از او اعتراف بکشد اما نیلوفر گفت که از دنبال او نیامده است و فقط چون در استانبول جایی نداشته به خوابگاه گلوم آمده است. خوابگاه را دکتر پرنیان معرفی کرده است. نیلوفر با تلفن سایه توانست با خانه تماس بگیرد و با سپیدار صحبت کند. در صحبتی که با سپیدار داشت متوجه شد که پدرش فوت کرده است. سایه که از دربهدری خسته شده بود با دکتر پرنیان تماس گرفت و مادرش قول داد که هرچه زودتر به استانبول برود که او را برگرداند. دکتر پرنیان یک بار دیگر هم به استانبول رفته بود اما نتوانسته بود سایه را برگرداند.
در دنیای اساطیری هم شرایط خوب نیست. وزیران و صدراعظم دربار متوجه شدند که شاهزمان یازده دختر به دربار آورده است اما فقط 10 زن به خوابگاه ملک رفته است. آنها نگهبان را شکنجه کردند که اعتراف کند اما نگهبان هم چیزی ندیده بود. وزیران و صدراعظم به این نتیجه رسیدند که کشته شدن شهرزاد را به شاهزمان نسبت بدهند و قضاوت را برعهده ملک بگذارند. شاهزمان، آشیان را از قصر فراری داد و به مکانی برد که دختران فراری شهر در آنجا پناه گرفته بودند. شاهزمان با اینکه به نگهبان اعتماد داشت، به او گفت که یکی این فرد یکی از نگهبانان قصر است که زبانش را بریدهاند و باید اینجا پنهان بشود.
دکتر پرنیان به سر قراری رفت که مسعود برای او چیده بود. اما در آخر این قسمت پلیس جسد دکتر پرنیان را خونین پیدا در زیر یکی از پلهای تهران پیدا میکند.
سریال «هزار و یک شب» تا به این جای کار هنوز نتوانسته آنگونه که باید جایگاه خود را در سینمای خانگی پیدا کند. مصطفی کیایی که پیش از این یکی از کارگردانهای موفق سینما بود و در گیشه توانسته بود کارنامه خوبی به جای بگذارد؛ در اولین تجربهاش در سینمای خانگی هنوز نتوانسته پتانسیل واقعی خود از قصهگویی را به نمایش بگذارد.