جستجو در سایت

1404/11/13 14:01

این جشنواره نشانه آرام بودن اوضاع است یا سند تداوم بحران؟

این جشنواره نشانه آرام بودن اوضاع است یا سند تداوم بحران؟
سومین روز از جشنواره فیلم فجر در حالی سپری می‌شود که سوءمدیریت ساختاری و تغییرات سه‌باره در جدول اکران، عملاً نظم این رویداد را به یک هرج‌ومرج برنامه‌ریزی‌شده تبدیل کرده است.

اختصاصی سلام سینما؛ مهلا رنجبران| جشنواره فیلم فجر در سومین روز از برگزاری خود، بیشتر به یک دورهمیِ محفلی با طعم ناشی‌گری شباهت تبدیل شده است. جشنواره‌ای که قرار بود در این روزگاری که درگیر اعتراضات و ناآرامی هایی اجتماعی هستیم نماد عادی‌سازی و بازگشت آرامش به فضای فرهنگی باشد، حالا خودش به نمادی از تلاطم، سوءمدیریت و فقرِ عمیقِ استراتژیک تبدیل شده است.

گویا برگزارکنندگان آنقدر برای چیدن ویترین «همه چیز آرام است» عجله داشته‌اند که فراموش کرده‌اند یک جشنواره، پیش از هر شعار دهان‌پرکنی، به نظم و فیلم نیاز دارد.


بیشتر بخوانید:

از بسته بودن سه سالن تا نمایش صف؛ رونق یا رونق‌سازی؟!


سینمایِ بخشنامه‌ای و سقوط در چاهِ فقر ژانر

آنچه امسال بر پرده‌های جشنواره نقش می‌بندد، بیش از آنکه برآمده از خلاقیت هنری و نبض جامعه باشد، محصول مستقیم بودجه‌های کلان ارگان‌هایی است که سینما را نه به عنوانِ هنر، بلکه به مثابه ابزار بیلان‌سازی می‌بینند. تسلط بی‌ چون و چرای سینمای ارگانی، جشنواره را از تنوع و تکثر تهی کرده است.


در حالی که سینمای ایران به طور کلی از «فقرِ ژانر» رنج می‌برد، جشنواره امسال تیر خلاصی بر پیکر گونه‌های سینمایی است. ما با آثاری مواجهیم که گویی همگی از یک فیلتر فکری و یک منبعِ مالیِ واحد عبور کرده‌اند؛ آثاری که به جای دیالوگ با مخاطب، با سفارش‌دهنده سخن می‌گویند. در این فضا، فیلم‌اولی‌هایی که میدان را از بزرگان خالی دیده‌اند، به جای نوآوری، عمدتاً در حال تمرین سینمای گلخانه‌ای هستند تا شاید در آینده، سهمی از این سفره‌های آماده داشته باشند.

مدیریت هیئتی؛ وقتی «تاخیر» ابزار تبلیغاتی می‌شود

اما فاجعه‌بارتر از محتوای فیلم‌ها، نحوه مدیریتِ اجرایی است که می‌توان آن را مدیریت هیئتی در بدترین شکل ممکن نامید. تا روز سوم، چارت برنامه‌ریزی اکران‌ها ۳ بار تغییر کرده است؛ عددی که برای یک جشنواره با ادعای بین‌المللی، بیشتر شبیه به یک شوخی تلخ است. این عدمِ ثبات نشان می‌دهد که اتاق فکر جشنواره، حتی برای ۲۴ ساعت آینده خود نیز نقشه راهِ مشخصی ندارد.


کنایه‌آمیزترین بخش ماجرا، استفاده رندانه از این بی‌نظمی‌ها برای موج‌سواریِ رسانه‌ای است. در روز اول، وقتی خبرنگاران و اهالی رسانه برای تماشای فیلم «غوطه‌ور» بیش از ۲۰ دقیقه پشت درهای بسته معطل ماندند، رسانه‌های رسمی با فرار رو به جلو، تیتر «استقبال پرشور» را بر پیشانی خبرهای خود زدند! گویی ایستادن اجباریِ خبرنگاران در صف انتظار به دلیل نقص فنی، نشانه‌ای از اشتیاق وافر به سینماست. این نوع نگاه، توهین آشکار به شعور مخاطب و رسانه است.


نسخه‌های نرسیده و نمایش‌های ناتمام

در روز دوم، فاجعه ابعاد تازه‌ای به خود گرفت. اکران فیلم «خیابان جمهوری» منوچهر هادی با تاخیری بیش از ۴۰ دقیقه آغاز شد و به تبع آن، نشست خبری را به هم ریخت. جالب اینجاست که دلیل غالب این تاخیرها، «نرسیدن نسخه اصلی فیلم» عنوان می‌شود. این یعنی سیاست‌گذاران فرهنگی چنان در برگزاری ویترینی جشنواره تعجیل داشته‌اند که حتی از آماده بودن فنیِ آثار هم اطمینان حاصل نکرده‌اند.

چگونه می‌توان از «استاندارد سینمایی» دم زد وقتی نسخه نهایی فیلم‌ها در فاصله چند دقیقه مانده به اکران، به کاخ جشنواره می‌رسد؟ این یعنی جشنواره فجر دیگر «سودای سیمرغ» برای فیلم‌سازان نیست، بلکه صرفاً «اجباری برای پخش» است تا تقویم فرهنگی دولت خالی نماند.

فرجام یک مأموریت ناموفق در عادی‌سازی


واقعیت تلخ این است که جامعه امروز، با تمام تلاطم‌ها و ناآرامی‌های ذهنی و اجتماعی‌اش، فرسنگ‌ها با اتمسفر تصنعی جشنواره فاصله دارد. تلاش برای «عادی‌سازی» از طریقِ سینما، زمانی موفق است که خود ابزار (یعنی جشنواره) در وضعیتی عادی و استاندارد باشد. وقتی جشنواره‌ای در بدیهی‌ترین وظایف خود یعنی «نظم در پخش» و «تنوع در محتوا» درمانده است، چگونه می‌تواند حامل پیامِ آرامش برای جامعه باشد؟
جشنواره فجر امسال، تا اینجای کار، تنها ثابت کرده است که با بودجه‌های ارگانی و مدیریت‌های سلیقه‌ای، می‌توان چراغ سالن‌ها را روشن نگه داشت، اما نمی‌توان به سینما «جان» بخشید. این جشنواره، فعلاً تریبونی است برای کسانی که می‌خواهند به هر قیمتی بگویند «ما هستیم»، حتی اگر این حضور به قیمت نابودی اعتبار چهل‌ساله این رویداد ملی تمام شود.

[تصویر پست تزیینی است!]

مهلا رنجبران

من مهلا رنجبران هستم؛ متولد ۱۳۸۱، فارغ‌التحصیل کارشناسی مهندسی نقشه‌برداری، و عاشق دنیای خبر و تصویر. خبرنگاری برای من فقط یک شغل نیست؛ چیزی‌ست که باهاش زندگی می‌کنم، نفس می‌کشم و ازش لذت می‌برم.
از سال 1404 با سلام سینما همکاری دارم و با تمرکز بر سینما، تلویزیون، چهره‌های هنری و حواشی فرهنگی، تلاش می‌کنم خبر را نه فقط منتقل، بلکه حس‌برانگیز کنم و با قلمم به کلمات روح ببخشم.


اخبار مرتبط
ارسال دیدگاه
captcha image: enter the code displayed in the image