جستجو در سایت

1404/11/19 18:30

در قسمت هشتم سریال مو به مو چه گذشت؟ | گم شدن ایلیا؛ دردسر تازه منصور

در قسمت هشتم سریال مو به مو چه گذشت؟ | گم شدن ایلیا؛ دردسر تازه منصور
در این مطلب مروری داریم بر اتفاقاتی که در قسمت هشتم سریال «مو به مو» (پرویز شهبازی) رخ داد.
به گزارش سلام سینما

منصور به پول رسید اما مشکلاتش حل نشد. از آنجا که با پدر آناهیتا درباره رها صحبت کرده بود و به او گفته بود اجازه ندهد با آناهیتا ارتباط داشته باشد، پدر آناهیتا با رها مخالفت کرد. از طرفی چون از منصور پول قرض کرده بود به او احساس دین می‌کرد. آناهیتا عصبانی وارد دفتر شد و پاسپورتش را منصور داد و به او گفت پدر و مادرش به خاطر رها دعوایشان شده و پدرش خودش را چاقو زده است. آناهیتا به منصور گفت پدرش بابت پولی که قرض گرفته احساس می‌کند به منصور بدهکار است. منصور به بیمارستان می‌رود اما مادر آناهیتا او را تحویل نمی‌گیرد. منصور تمام هزینه بیمارستان را پرداخت می‌کند و در راهرو بیمارستان رها را می‌بیند. او با رها صحبت می‌کند که دست از سر آناهیتا بردارد و در عوض پول بگیرد و دیگر جواب تلفن آناهیتا را ندهد. رها قبول می‌کند. وقتی آناهیتا و منصور از بیمارستان برمی‌گشتند آناهیتا با رها تماس گرفت اما او جواب نداد. منصور به آناهیتا گفت که رها از او پول گرفته است تا دیگر با او کاری نداشته باشد. اما اول باور نکرد اما در نهایت منصور او را توجیه کرد. 

منصور به خانه رفت تا پاسپورت‌ها را بردارد برای تمام کردن کارهای ویزا اما پاسپورت ایلیا پسرش گم شده بود. او شنود خانه را گوش کرد و متوجه شد که یک نفر که کلید دارد وارد خانه شده و پاسپورت ایلیا را برداشته است. به صدف شک کرد و او را تهدید کرد که شکایت می‌کند. روز بعد به آناهیتا پیام داد که به مدرسه دنبال ایلیا برود و خود منصور رفت بیمارستان ملاقات پسر آناهیتا. اما آناهیتا جواب هیچکدام از تماس‌ها و پیام‌های منصور را نداد.  
در میان این اتفاقات، پسر منصور گم شد. از مدرسه با او تماس گرفتند و اطلاع دادند که ایلیا گم شده است. وقتی منصور به مدرسه رسید آناهیتا هم آنجا بود و گفت وقتی دنبال ایلیا آمده او را ندیده است. صدف هم آنجا بود و در کوچه‌های اطراف مدرسه دنبال ایلیا می‌گشت. پلیس فیلم دوربین مدار بسته مدرسه را تحویل گرفت که بررسی کند. منصور به پلیس گفت که صدف و پسری به اسم رها شک دارد و رها از او اخاذی کرده است. 

پلیس به آموزشگاه رها می‌رود و همه جا را بررسی می‌کند اما چیزی پیدا نمی‌کند. رها و پدرش در همان آموزشگاه زندگی می‌کنند و پدر رها به او گفت اگر پلیس برای چیزی که قايم کردی آمده است تحویل بده. پلیس متوجه شد که رها چیزی را پنهان کرده بود؛ پاسپورت ایلیا.
 


اخبار مرتبط
ارسال دیدگاه
captcha image: enter the code displayed in the image