جستجو در سایت

1404/11/06 14:24
جهانمحلی شدن، تعامل، نظام کاستی و فرهنگی که حذف نمی‌شود!

تبعات فرهنگی وضعیت فعلی اینترنت در ایران

تبعات فرهنگی وضعیت فعلی اینترنت در ایران
وقتی افراد یک جامعه برای چیزی حدود ربع قرن و با تمام محدودیت‌ها به زندگی در فضایی حاوی فرصت ابراز وجود فردی و معاشرت‌های اجتماعی عادت و آن فرهنگ را درونی کرده‌اند، متقاعد کردن آن‌ها به کنار گذاشتن آن فرهنگ خیلی سخت‌تر از ممانعت از دسترسی مردمی به این شرایط فرهنگی است که هیچ‌گاه زندگی در دل آن مناسبات را تجربه نکرده‌اند.

اختصاصی سلام سینما - آریا قریشی: نزدیک به سه هفته است که با محدودیت‌های شدیدی در وضعیت اینترنت دست‌وپنجه نرم می‌کنیم؛ اختلال‌هایی که _ علی‌رغم انواع وعده‌ها و نوسان‌ها _ هنوز برطرف نشده‌اند و مشخص هم نیست چه زمانی قرار است کاهش پیدا کنند. تاثیرات مخرب این محدودیت‌ها بر فضای کسب‌وکار (به‌خصوص شاخه‌های برخط) آشکار است. جدا از آن، بیش از دو دهه گره‌خوردن زندگی روزمره ما با اینترنت، تاثیرات فرهنگی گوناگونی بر زیست روزمره ما گذاشته است که به وضعیت اخیر معنایی دیگر می‌بخشد. برخی از این تاثیرات را مرور می‌کنیم.


بیشتر بخوانید:

رسانه‌های گل و بلبل، سینمای مرده و انجماد تلویزیون در وضعیت عجیب فعلی ایران


جهانی شدن یا جهانمحلی شدن؟

در مورد تاثیرات فرهنگی اینترنت نظرات مختلفی وجود دارد. گروهی اعتقاد دارند که رشد سریع اینترنت منجر به گسترش یک فرهنگ جهانی شده است که بر پایه الگوهای رایج در کشورهای مهم اروپا و آمریکای شمالی شکل گرفته است. اعتقاد به ارزش‌هایی همچون برابری زنان و مردان، حق آزادی بیان، مشارکت دموکراتیک در حکومت و لذت‌جویی از طریق مصرف از جمله افکار فرهنگی گسترش‌یافته در سطح جهان از طریق اینترنت محسوب می‌شوند.

با این وجود دسته دیگر معتقدند کنار زده شدن تمام فرهنگ‌های سنتی در فرآیند جهانی‌شدن نتیجه‌گیری سطحی و ناپخته‌ای است. گاه ممکن است این روند حتی به تقویت برخی از ارزش‌های سنتی هم منجر شود. رولند رابرتسون، جامعه‌شناس انگلیسی، اصطلاحی با عنوان «جهانمحلی‌شدن» (glocalization که ترکیبی است از جهانی‌شدن/ globalization و محلی‌شدن/ localization) را وضع کرد تا این رویکرد التقاطی را نشان دهد. بنا بر این فرضیه، جوامع محلی معمولا نه‌تنها در برابر حرکت به‌سمت جهانی‌شدن منفعل نیستند بلکه تلاش می‌کنند تا این فرآیندها را با فرهنگ خودشان منطبق کنند. نمود این شکل از تغییر را در شرکت‌های فراملیتی مشاهده می‌کنیم که محصولات و خدمات خود را با در نظر گرفتن شرایط محلی اهالی هر منطقه تولید می‌کنند. مطابق این نگرش، جهانی‌شدن حتما و صرفا به شکل‌گیری یک فرهنگ هم‌شکلِ جهانی منتهی نخواهد شد بلکه می‌تواند به تنوع و ایجاد جریان‌هایی چندطرفه میان محصولات فرهنگی در جوامع مختلف جهان کمک کند. آنتونی گیدنز و فیلیپ ساتن در کتاب «جامعه‌شناسی» (ترجمه حسن چاوشیان، انتشارات علمی، 1400) در این مورد توضیح داده‌اند.

به‌نظر می‌رسد در ایران هم چنین اتفاقی رخ داده باشد. گسترش اینترنت در سال‌های اخیر به روندی شتاب بخشیده که از سال‌ها قبل (شاید به‌طور خاص بعد از جنگ ایران و عراق) شروع شده بود؛ روندی در تلاش برای برقراری ارتباط با جهان و تاثیرپذیری از پیشرفت‌های جهانی ضمن حفظ الگوهای فرهنگی‌اش. از این منظر، شاید تداوم محدودیت‌های اینترنتی تاثیری خلاف چیزی داشته باشد که عده‌ای از تصمیم‌گیرندگان می‌اندیشند. محال است که طولانی‌شدن محدودیت‌های اینترنت بتواند میل حضور به‌عنوان بخشی از فرآیند جهانی‌شدن را از بین ببرد اما احتمالا خیلی‌ها را نسبت به افرادی که دست‌اندرکار چنین طرح‌هایی هستند (و بیشتر مظهر بخشی از یک طرز فکر سنتی محسوب می‌شوند) بدبین‌تر از قبل خواهد کرد!

اهمیت تعامل

یکی از تحولات ناشی از گسترش اینترنت، تعاملی‌تر شدن زندگی بود. امروز در مقایسه با چند دهه پیش، افراد خیلی بیشتری می‌توانند در گردش اطلاعات شریک شده و به خلق محتواهای مفید کمک کنند. بسیاری از مهم‌ترین محتواهای شبکه‌ای (در راس همه ویکیپدیا) اساسا دارند به‌شکلی تعاملی تنظیم می‌شوند. این امر یک تغییر شگرف فرهنگی را در طول چند دهه ایجاد کرده است. در واقع زندگی در اینترنت هنجارها و قواعد نوشته یا نانوشته‌ای را می‌طلبد که خیلی از ما آن‌ها را درونی کرده‌ایم. در دهه‌های اخیر با شکل‌گیری مجموعه‌ای از این قواعد روبه‌رو بوده‌ایم که آن را «نتیکت» (Netiquette) می‌نامند؛ تشریفات و دستورالعمل‌هایی برای رفتار شایسته در ارتباطات برخط. بسیاری از این باید و نبایدها مرتبط با خصوصیاتی هستند که در زندگی روزمره‌مان با آن‌ها سر و کار داریم (مثلا تفاوت منزلت اجتماعی میان کارمندان و کارفرمایان یا معلمان و دانش‌آموزان در روابط تعاملی اینترنتی هم جلوه‌گر خواهند شد) اما در مواردی به‌نظر می‌رسد دستور‌العمل‌های خلق‌شده مختصّ ارتباطات اینترنتی هستند.

محدودیت‌های فعلی اینترنتی، طبیعتا بر ویژگی‌های تعاملی ذکرشده تاثیر منفی گذاشته‌اند اما نمی‌توانند فرهنگ شکل‌گرفته از طریق برهم‌کنش‌های برخط را از بین ببرند. همان‌طور که مانوئل کاستلز، جامعه‌شناس اسپانیایی، توضیح داده است، اینترنت منجر به شکل‌گیری ترکیب‌های جدیدی از کار و خود-اشتغالی، ابراز وجود فردی، همکاری و معاشرت اجتماعی شده است. وقتی افراد یک جامعه برای چیزی حدود ربع قرن (با وجود تمام محدودیت‌های اِعمال‌شده از سوی نگاه رسمی) به زندگی در این فضای حاوی فرصت ابراز وجود فردی و معاشرت‌های اجتماعی عادت و آن فرهنگ را درونی کرده‌اند، متقاعد کردن آن‌ها به کنار گذاشتن آن فرهنگ خیلی سخت‌تر از ممانعت از دسترسی مردمی به این شرایط فرهنگی است که هیچ‌گاه زندگی در دل آن مناسبات را تجربه نکرده‌اند.

یک نظام کاستی جدید؟

حدود دو ماه پیش بود که ماجرای سیم‌کارت‌های سفید حاشیه‌ساز شد. داستان از این قرار بود که پس از فعال‌شدن قابلیت موقعیت‌یابی در شبکه اجتماعی ایکس (توییتر سابق) مشخص شد که عده‌ای در ایران دارند از اینترنت سفید استفاده می‌کنند. خشم عمومی بسیاری از کاربران فارسی‌زبان توییتر از ماجرای اینترنت سفید دلایل متعددی داشت که یکی از آن‌ها، جنبه طبقاتی آن بود. از بیرون چنین به‌نظر می‌رسید که حاکمیت طبقه‌ای از خواص را تشکیل و به آن‌ها مجوز دسترسی آزادانه به اینترنت را داده است درحالی‌که مردم دیگر از این امکان محروم شده‌اند. آن‌چه در این‌جا مهم است، درست یا غلط بودن این احساس نیست (که بحث بسیار مفصل‌تری را می‌طلبد) بلکه نفْس برداشتی است که چنین رخدادهایی به همراه خواهند داشت.

در روزهای اخیر تردیدهای زیادی در این زمینه به وجود آمده که شاید با شکل گسترده‌تری از چنین ماجرایی روبه‌رو باشیم. به‌عنوان مثال، در گزارشی که در دنیای اقتصاد منتشر شده، چنین آمده است: «پس از جنگ ۱۲روزه نیز گزارش‌هایی منتشر شد که نشان می‌داد شرکت‌ها و استارت‌آپ‌ها با مکاتبه با شورای عالی فضای مجازی و وزارت ارتباطات در پی دریافت اینترنت بدون فیلتر بوده‌اند. اکنون علاوه بر این موارد، به نظر می‌رسد که باز هم IP بسیاری از شرکت‌ها و بازرگانان سفید شده است. در مجموع، آنچه این روزها رخ می‌دهد، قطع و وصل اینترنت بین‌الملل نیست و از نظر کارشناس‌ها، این وضعیت آزمایش دسترسی سفید به اینترنت است.»


بیشتر بخوانید:

اینترنت سفید یا بین‌الملل؟


با این توضیحات، این فکر دارد تقویت می‌شود که شاید داریم به‌سمت یک نوع نظام کاستی اینترنتی حرکت می‌کنیم. نظام کاستی شکلی از نظام طبقاتی است که در آن جایگاه اجتماعی انسان به‌صورت مادام‌العمر تعیین می‌شود و همه آدم‌ها باید در تمام طول زندگی‌شان در همان سطح اجتماعیِ هنگام تولدشان بمانند. آیا داریم به سمت شکلی از اینترنت طبقاتی حرکت می‌کنیم که در آن عده‌ای به‌خاطر تعلق به حوزه‌هایی خاص می‌توانند همواره برابرتر از دیگران باشند؟!

فعلا که چیزی به‌صورت رسمی مشخص نیست و وضعیت عجیب فعلی موقت به‌نظر می‌رسد. اما نتیجه هر چه که باشد، یادآوری آن‌چه در بخش قبلی این مطلب ذکر شد خالی از لطف نیست. هر اتفاقی که بیفتد، فرهنگی که با گسترش اینترنت در ربع قرن اخیر در جامعه ما جا افتاده و رشد کرده است، به‌سادگی قابل تغییر نیست؛ حتی اگر دسترسی به ابزار شکل‌دهی به آن فرهنگ محدود شده باشد.

آریا قریشی

نویسنده، منتقد و مدرس سینما. فارغ‌التحصیل کارشناسی ارشد ادبیات نمایشی از دانشگاه تهران. فعالیت نوشتاری‌ام را از سال 1387 شروع کردم و از خرداد 1404 به‌عنوان سردبیر مشغول همکاری با «سلام سینما» هستم. هر چند هر چیزی جنس خوب و بد دارد و قائل به ارزش‌گذاری مطلق جریان‌های سینمایی نیستم اما شخصاً عاشق سینمای کلاسیک (به‌خصوص سینمای صامت) هستم. چرخه‌های سینمایی، تاریخ نقد فیلم در ایران، مطالعات ژانر و تاثیرپذیری سینما از جریان‌های سیاسی و اجتماعی هم از حوزه‌های مورد علاقه‌ام در مطالعات سینمایی محسوب می‌شوند.


اخبار مرتبط
ارسال دیدگاه
captcha image: enter the code displayed in the image