جستجو در سایت

1405/04/21 14:15

نقد فیلم Evil Dead Burn| بازگشتی خونین که شوخ‌طبعی مجموعه را قربانی کرده است

نقد فیلم Evil Dead Burn| بازگشتی خونین که شوخ‌طبعی مجموعه را قربانی کرده است
فیلم «سوزاندن مرده شریر» (Evil Dead Burn) اگرچه طنز دیوانه‌وار و شیطنت‌های دوست‌داشتنی قسمت‌های کلاسیک این مجموعه، به کارگردانی سم ریمی را کنار گذاشته، اما با تکیه بر خشونتی بی‌امان، جلوه‌های ویژه عملی و فضایی آکنده از تنش‌های خانوادگی، اثری ترسناک و مؤثر خلق کرده که همچنان روح مجموعه «مرده شریر» را زنده نگه می‌دارد.

ترجمه اختصاصی سلام سینما؛ نگار رعنایی| مجموعه فیلم‌های «مرده شریر» (Evil Dead) از آثار تأثیرگذار در شکل‌گیری سینمای خونین و پر از جلوه‌های خشونت‌آمیز هالیوود به شمار می‌روند. با این حال، فیلم‌های اولیه این مجموعه همیشه حال‌وهوایی سبک‌تر داشتند؛ به‌ویژه «مرده شریر ۲» که در سال ۱۹۸۷ اکران شد و با طنزی اغراق‌آمیز و دیوانه‌وار، وحشت را با کمدی در هم می‌آمیخت. حتی خود عنوان Evil Dead نیز نوعی شوخی زبانی و ترکیبی آگاهانه و کنایه‌آمیز بود.

اما در «سوزاندن مرده شریر» دیگر خبری از آن شوخ‌طبعی نیست. ششمین فیلم این فرنچایز و سومین قسمت پس از ریبوت سال ۲۰۱۳، داستانی مستقل درباره اختلافات خانوادگی و شیاطین درونی اعضای یک خانواده روایت می‌کند؛ اثری که گاهی بیشتر به نمایشنامه‌ای از یوجین اونیل می‌ماند که هرشل گوردون لوئیس آن را کارگردانی کرده باشد. با این حال، فیلم در قالب یک اثر وحشت خونین و چندش‌آور عملکرد موفقی دارد.

داستان درباره آلیس (با بازی سهیلا یعقوب) است؛ زنی فرانسوی با موهای صورتی و چهره‌ای همیشه ناراضی که با ویلیام (با بازی جورج پولار) ازدواج کرده است. ویلیام در ظاهر مردی حساس و مهربان به نظر می‌رسد، اما در واقع شخصیتی سلطه‌جو و آزارگر دارد. این زوج صاحب یک رستوران هستند و به بچه‌دار شدن فکر می‌کنند، اما رابطه‌شان به‌شدت مسموم شده است. خیلی زود ویلیام در یک تصادف رانندگی جان خود را از دست می‌دهد؛ تصادفی که در آن با همان شیطان مونثی که در مقدمه فیلم کنار دریاچه دیده بودیم، برخورد می‌کند.

پس از مراسم خاکسپاری، هنگامی که جسد او برای سوزاندن آماده می‌شود، ناگهان از تابوت بیرون می‌جهد و روح سرگردان «مرده شریر» وارد بدن ادگار (با بازی ارول شند)؛ پدرسالار خانواده، می‌شود. البته ادگار چندان شباهتی به یک پدرسالار مقتدر ندارد و بیشتر به یکی از شخصیت‌های فرعی فیلم «تپه‌ها چشم دارند» (The Hills Have Eyes) شباهت پیدا کرده است.

اعضای خانواده در خانه دوم خود، عمارتی جنگلی و رو به ویرانی، دور هم جمع می‌شوند و یکی پس از دیگری تسخیر می‌شوند. هدف خشم آن‌ها نیز آلیس است؛ تازه‌واردی که هیچ‌یک از اعضای خانواده از او خوششان نمی‌آید و حتی او نیز تلاشی برای پنهان کردن بی‌تفاوتی‌اش نسبت به مرگ همسرش نمی‌کند.

سباستین وانیچک، کارگردان فرانسوی فیلم، خشونت را به شکلی پیوسته اما هدفمند به تصویر می‌کشد. در اینجا تمام خشم‌ها، کینه‌ها و تنش‌های سرکوب‌شده خانوادگی در قالب صحنه‌هایی از گاز گرفتن، خرد کردن، درآوردن اعضای بدن، سوراخ کردن و تکه‌تکه شدن بروز پیدا می‌کنند.

«سوزاندن مرده شریر» بدون شک طرفداران جلوه‌های ویژه عملی را راضی خواهد کرد؛ هرچند این رضایت گاهی به معنای تماشای صحنه‌ای است که در آن صورت یک شخصیت با زور داخل حفره متلاشی‌شده جمجمه فرد دیگری فرو برده می‌شود. شیاطین «مرده شریر ۲» شخصیتی بازیگوش و شیطان‌صفت داشتند، اما موجودات این فیلم بیشتر یادآور فضای فیلم «جن‌گیر» (The Exorcist) هستند؛ با صدایی آرام، اندام‌هایی خمیده و حرکاتی شبیه عنکبوت. در واقع، آن‌ها بیشتر به نسخه‌ای از شخصیت ریگن (دختری که در فیلم The Exorcist توسط نیرویی شیطانی تسخیر شد) شبیه‌اند؛ گویی اگر او پس از «جن‌گیر» از اتاقش بیرون آمده بود، به چنین موجودی تبدیل می‌شد.

با این حال، اگر این موجودات بیشتر روح هستند تا زامبی، سؤال مهمی مطرح می‌شود: اصلاً چگونه می‌توان آن‌ها را از بین برد؟ فیلم اشاره‌هایی به خنجر کانداریان می‌کند، اما نحوه تعامل جهان فیزیکی و نیروهای ماورایی در داستان چندان روشن نیست. یکی از مرده‌های تسخیرشده ممکن است با یک تکیه‌گاه صندلی خودرو که در گردنش فرو رفته، همچنان به راه رفتن ادامه دهد و به‌سادگی آن را بیرون بکشد.

اگر قانون معروف فیلم «شب مردگان زنده» (Night of the Living Dead) این بود که «مغز را نابود کن تا غول از بین برود»، در «سوزاندن مرده شریر» ظاهراً قانون جدید این است: «آن‌قدر با اره برقی یا ابزار صنعتی به سر و صورت موجود حمله کن تا کاملاً متلاشی شود؛ آن وقت شاید بتوانی نابودش کنی.»

بازیگران نیز باید نفرت و دلخوری‌های خانوادگی را از طریق میل به قتل و خشونت منتقل کنند و اغلب از پس این کار برمی‌آیند. ارول شند در نقش ادگار دیوانه، که حتی پس از سه بار شلیک گلوله به سرش همچنان به حرکت ادامه می‌دهد، حضوری تأثیرگذار دارد. تندی رایت در نقش مادر خانواده، نفرتی حیوانی از غریبه‌ها را به نمایش می‌گذارد و مود دیوی نیز در نقش مادربزرگی مبتلا به زوال عقل، شخصیتی فراموش‌نشدنی خلق می‌کند؛ شخصیتی که در فیلمی شوخ‌طبع‌تر احتمالاً یادآور نقش‌های لین شی بود.

در مرکز داستان، سهیلا یعقوب با بازی قدرتمند خود، آلیس را به عروس ناخواسته‌ای تبدیل می‌کند که با خشمی کاملاً موجه برای بقا می‌جنگد؛ دختری که نقش «آخرین بازمانده» را در سرزمینی سراسر خون و خشونت برعهده دارد.

در نهایت، فیلم اشاره می‌کند که این کابوس از سال‌ها قبل آغاز شده است؛ زمانی که پدربزرگ خانواده طی تحقیقاتی درباره کتاب مردگان و ضبط پیام‌هایی روی نوارهای صوتی، ناخواسته این نیروی شیطانی را آزاد کرد. حتی این احتمال مطرح می‌شود که او همان باستان‌شناس فیلم نخست «مرده شریر» باشد.

با وجود تمام نقاط قوت فیلم، همچنان جای خالی شیطنت‌ها و طنز خاص سم ریمی، خالق اصلی این مجموعه و تهیه‌کننده فعلی آن، احساس می‌شود. شاید «سوزاندن مرده شریر» دیگر آن روحیه بازیگوش گذشته را نداشته باشد، اما دست‌کم ثابت می‌کند که روح «مرده شریر» هنوز زنده است.

نگار رعنایی

دانش‌آموخته ادبیات انگلیسی و مترجمی با هفت سال تجربه کار. یک سال است در «سلام سینما» به تولید محتوا درباره سینمای جهان مشغولم. همیشه دنبال داستان‌های جدید و تجربه‌های متفاوت در دنیای هنر هستم.


اخبار مرتبط
ارسال دیدگاه
captcha image: enter the code displayed in the image