نقد و بررسی فیلم «آرامبخش» به کارگردانی سعید زمانیان | عبور از مرز تابوها

اختصاصی سلام سینما؛ مهلا رنجبران: فیلم آرامبخش به کارگردانی سعید زمانیان و تهیهکنندگی مجتبی رشوند با محوریت یک قصه ملتهب اجتماعی و بر اساس یک پرونده واقعی ساخته شده است.
فیلم با پرترهای از زنی به نام «آرام» آغاز میشود که برخلاف نامش اصلا آرام نیست. او در آستانه چهلسالگی، گویی در جزیرهای از تروماهای گذشته و فشارهای حال محصور شده است. روایت امینی، داستان زنی است که تصمیم میگیرد «مادرانگی» را نه به عنوان یک اتفاق بیولوژیک، بلکه به مثابه یک کنش اجتماعی و فردی بازتعریف کند. آرام، در تضادی آشکار با خانوادهای که ریشههای سنتیشان اجازه درک دنیای او را نمیدهد، مخفیانه فرزندی را بدون ازدواج از پرورشگاه به سرپرستی میگیرد. این مخفیکاری، بار دراماتیک فیلم را سنگینتر میکند.
البته روابط خانوادگی عجیبی هم در فیلم «آرامبخش» به تصویر کشیده میشود که با وجود الناز شاکردوست، حسن پورشیرازی ، ناهید مسلمی همچنان در باورپذیری و شخصیتپردازی با نقصهایی مواجه بود که بیشتر به فیلمنامه بر میگشت.
عبور از مرز تابوها
«آرامبخش» در میانه روایت خود، سعی دارد به زیست زنانه، نگاهی بدون روتوش داشته باشد. لحظاتی که در آن آرام با موتور سیکلت در هیاهوی شهر جابهجا میشود یا در خیابان روسریاش میافتد، سعی در شکستن قابهای کلیشهای از زن در سینما دارد. اشاره به عادت ماهانه و تنشهای جسمی و روانی ناشی از آن، تلاشی است برای عادیسازی مسائلی که سالها در سینمای ایران به مثابه یک «شرم غایب» بودهاند.
البته این رویکرد در سینمای ایران بیسابقه نیست. پیش از این، آثاری همچون «قصر شیرین» در لایههای پنهان خود، یا بهطور مشخصتر فیلم «عرق سرد» در نمایش چالشهای فیزیولوژیک و حقوقی زنان، و حتی فیلم «سه زن» منیژه حکمت، «شوهر ستاره» ابراهیم ایرجزاد که سال گذشته هم در جشنواره دیده شد گامهایی در جهت تصویرگری این زیست برداشته بودند. اما زمانیان در «آرامبخش» سعی کرده این جزئیات را با روزمرگی یک معلم در آستانه میانسالی پیوند بزند تا نشان دهد این مسائل، بخشی تفکیکناپذیر از هویت انسانی زن هستند، نه صرفاً ابزاری برای جنجالآفرینی؛ البته به این نگاه در روایت خیلی سطحی پرداخت شده و نویسنده قصد وجه بخشیدن به این موضوع را نداشته، در حد همان دیالوگها یا سکانسهای سطحی باقی مانده است.
گسست در فرم و منطق واقعگرایی
با وجود این ایدههای جسورانه، فیلم در بخشهای فنی با نوعی تشتت بصری روبروست. الناز شاکردوست در نقش آرام، گریمی را تجربه میکند که قرار بوده تداعیگر «نو میکاپ» و خستگیهای مفرط یک زن آسیبدیده باشد، اما این گریم در طول فیلم دچار ناپایداری است. در برخی سکانسها، تغییرات جزئی در چهره، پیوستگی حسی مخاطب را با شخصیت خدشهدار میکند.
از سوی دیگر، دکوپاژ فیلم از یکپارچگی رنج میبرد. در حالی که فیلمساز اصرار دارد دنیای امروز و چالشهای مدرن یک زن مستقل را نشان دهد، ارجاعات روایی مانند جستجوی کار در صفحات نیازمندیهای روزنامه، شبیه به وصلهای ناچسب بر پیکره داستان است. در روزگاری که پلتفرمهای دیجیتال مرجع اصلی هستند، تماشای شخصیتی که با روزنامه کاغذی به دنبال کار میگردد، منطق زمانی روایت را دچار لکنت میکند و از باورپذیری آن میکاهد.
مادر وظیفهشناس یا شخصیت ناپایدار؟
قلب تپنده داستان، تقابل میان «آرام» و «نهاد بهزیستی» است. فیلمساز با هوشمندی، آرام را مادری بسیار وظیفهشناس و فداکار به تصویر میکشد تا مخاطب را به لحاظ عاطفی در جبهه او قرار دهد. اما حقیقت پنهان در لایههای فیلم، ترسناکتر است. زنی که یک سال است با رابطه و نفوذ (پارتی) توانسته کودکی را به خانه بیاورد، در حالی که هنوز با کابوسهای کودکی و روابط خانوادگی قدیمیاش دستبهگریبان است و ثبات روانیاش زیر سوال است، یک علامت سوال بزرگ پیش روی مخاطب میگذارد.
فیلم در اینجا مسیری یکطرفه را طی میکند؛ شخصیت رئیس بهزیستی را در قامت یک ضدقهرمان قرار میدهد تا مانع رسیدن آرام به خواستهاش باشد. این رویکرد، اگرچه حس همدلی مخاطب را برمیانگیزد، اما از منظر تحلیل منطقی، فیلم را از یک درام عمیق روانشناختی به یک ملودرام اجتماعی تقلیل میدهد که در آن، احساسات بر استدلالهای عقلانی پیشی میگیرند.
و در آخر
«آرامبخش» اثری است که بر لبه باریک بین «عصیان زنانه» و «فروپاشی روانی» راه میرود. فیلم اگرچه در انسجام دکوپاژ و جزئیات صحنه دچار لغزش میشود، اما جسارتش در طرح مسئله سرپرستی بدون ازدواج و نمایش زنانگی بدون روتوش و اینکه پایانبندی هم خیلی آرمانی و معجزهبار اتفاق نیفتاده است و سعی دارد نگاه واقعگرایانهای به داستان داشته باشد، آن را به اثری قابل بحث تبدیل میکند.