نقد سریال Lucky| وقتی آنیا تیلور-جوی قربانی ریتم کند یک تریلر کشدار میشود

ترجمه اختصاصی سلام سینما؛ نگار رعنایی| سریال Lucky جدیدترین محصول اپل تیوی پلاس، یکی دیگر از نمونههای بارز مشکلی است که این روزها بسیاری از آثار سرویسهای استریم با آن دستوپنجه نرم میکنند؛ داستانی که بهوضوح ظرفیت یک فیلم سینمایی را دارد، اما برای پر کردن تعداد قسمتها بیش از اندازه کش پیدا کرده است.
برایان تالریکو، منتقد وبسایت راجر ایبرت، در نقد خود مینویسد که سریال پس از شروعی امیدوارکننده، بهجای پیش بردن داستان، مدام درجا میزند. به باور او، هر قسمت ۴۵ دقیقهای تنها حدود ۱۰ تا ۱۵ دقیقه پیشرفت واقعی در داستان و شخصیتپردازی ارائه میدهد و باقی زمان صرف کش دادن روایتی میشود که میتوانست در قالب فیلمی حدوداً ۱۰۰ دقیقهای بسیار تأثیرگذارتر باشد.
او این روند را بخشی از معضل بزرگتر آثار تلویزیونی دوران استریم میداند؛ آثاری که عمداً با ریتمی کند روایت میشوند تا حتی اگر مخاطب هنگام تماشا مدام سرگرم تلفن همراهش باشد، بخش مهمی از داستان را از دست ندهد.

بازیگران بزرگ، برگ برنده اصلی سریال
با وجود مشکلات فیلمنامه، Lucky از حضور گروهی از بازیگران مطرح بهره میبرد که تمام تلاش خود را میکنند تا ضعفهای روایت را جبران کنند.
در مرکز داستان، آنیا تیلور-جوی در نقش لاکی آرمسترانگ قرار دارد. او در ابتدای سریال همراه همسرش کری (با بازی درو استارکی) در یک سوئیت مجلل در لاسوگاس دیده میشود. این زوج علاوه بر زندگی لوکس، یک ساک پر از پول نقد نیز در اختیار دارند؛ پولی که بهوضوح متعلق به خودشان نیست.
اما صبح روز بعد، لاکی متوجه میشود همسرش ناپدید شده و تمام پولها را نیز با خود برده است. حالا این سؤال مطرح میشود که آیا کری به او خیانت کرده یا خودش گرفتار دردسر بزرگتری شده است؟
همزمان، دو مأمور افبیآی به نامهای بیلی رند (با بازی آنجانو الیس-تیلور) و الی گیتس (با بازی مو مکری) عملیات گستردهای را برای دستگیری لاکی آغاز میکنند.
با این حال، فرار از مأموران تازه آغاز مشکلات او است. لاکی خیلی زود به دست پریسیلا متیسون (با بازی آنت بنینگ) میافتد؛ زنی که علاوه بر عضویت در یک باند تبهکاری، مادر همسر او نیز هست. پریسیلا با کمک فردی خشن به نام داچ اوکامپو (با بازی کلیفتون کالینز جونیور) به دنبال پولهای گمشده و پسرش میگردد. در ادامه نیز مشخص میشود که هر دو برای رئیس بزرگ یک سازمان جنایی به نام ویتاکر (با بازی ویلیام فیکنر) کار میکنند.
گذشته لاکی، جذابترین بخش داستان
در کنار این تعقیبوگریزها، جاناتان تروپر، خالق سریال که اقتباسی آزاد از رمان ماریسا استپلی را ساخته، گذشته شخصیت اصلی را نیز روایت میکند.
لاکی دختر یک کلاهبردار حرفهای به نام جان آرمسترانگ (با بازی تیموتی اولیفنت) است؛ مردی که از کودکی دخترش را با دنیای فریب، حقهبازی و کلاهبرداری آشنا کرده است.
منتقد معتقد است بهترین لحظات سریال به رابطه پیچیده میان جان و لاکی اختصاص دارد. جان خود را مردی میداند که صرفاً در حال برقراری عدالت در جامعهای ناعادلانه است و باور دارد آموزش شیوههای کلاهبرداری به دخترش تصمیم درستی بوده است.
به گفته تالریکو، تیموتی اولیفنت با مهارتی مثالزدنی شخصیتی خلق میکند که در عین دوستداشتنی بودن، هرگز خطرناک بودنش را از دست نمیدهد. او این بازیگر را بهترین عنصر کل سریال میداند.

بازیهای خوب، قربانی فیلمنامهای کشدار
تقریباً هیچیک از بازیگران عملکرد ضعیفی ندارند. اگرچه آنیا تیلور-جوی گاهی زیر سایه شخصیتی قرار میگیرد که بیشتر واکنش نشان میدهد تا دست به اقدام بزند، اما آنت بنینگ، ویلیام فیکنر، کلیفتون کالینز جونیور و آنجانو الیس-تیلور همگی لحظات درخشانی در طول سریال دارند.
نقطه قوت اصلی Lucky نه در داستان، بلکه در انتخابهای ظریف و اجرای بازیگرانش نهفته است؛ تا جایی که میتوان سریال را بیش از هر چیز یک نمایش بازیگری موفق دانست.
روایتی که بیش از حد طولانی شده است
با وجود این بازیهای قابلقبول، تمام این تواناییها در قالب هفت قسمت تلویزیونی هدر رفتهاند؛ در حالیکه اگر داستان به فیلمی حدود ۱۰۰ دقیقهای تبدیل میشد، میتوانست اثری بسیار منسجمتر و هیجانانگیزتر باشد.
او میگوید شاید انتقاد از تبدیل ایدههای سینمایی به مینیسریال در عصر استریم به کلیشه تبدیل شده باشد، اما Lucky دقیقاً همان مشکلی را دارد که بسیاری از آثار مشابه گرفتار آن شدهاند؛ ریتمی بیش از اندازه کند که بهجای درگیر کردن مخاطب، ذهن او را سرگردان میکند.
هرچند این ساختار فرصت بیشتری برای پرداخت شخصیتها فراهم کرده، اما در مقابل بسیاری از عناصر ضروری یک تریلر جنایی، مانند تعلیق، هیجان و غافلگیری، قربانی شدهاند. حتی پایان سریال نیز بهقدری قابل پیشبینی است که تأثیر چندانی بر مخاطب نمیگذارد.
در نهایت، تهیهکنندگان خوششانس بودهاند که توانستهاند چنین گروه بازیگری قدرتمندی را برای اقتباس از رمان ماریسا استپلی گرد هم بیاورند؛ اما شانس تا همیشه نمیتواند یک اثر را نجات دهد.

دانشآموخته ادبیات انگلیسی و مترجمی با هفت سال تجربه کار. یک سال است در «سلام سینما» به تولید محتوا درباره سینمای جهان مشغولم. همیشه دنبال داستانهای جدید و تجربههای متفاوت در دنیای هنر هستم.