معرفی 5 سریال اقتباسی آخرالزمانی شبیه Silo؛ آثاری که حتی از سریال اپل تیوی هم بهترند

ترجمه اختصاصی سلام سینما؛ نگار رعنایی| سریال Silo که براساس سهگانه رمانهای هیو هاوی ساخته شده، یکی از موفقترین اقتباسهای علمیتخیلی دهه اخیر به شمار میرود. این مجموعه قرار است در چهار فصل به پایان برسد و برخلاف بسیاری از سریالها که پس از چند فصل افت میکنند، فصل سوم آن با کسب امتیاز کامل ۱۰۰ درصد از منتقدان در وبسایت راتن تومیتوز، تحسین گستردهای را به همراه داشته است.

البته مانند بسیاری از اقتباسهای ادبی، Silo نیز تغییراتی نسبت به منبع اصلی خود ایجاد کرده و برخی از این تغییرات در فصل سوم حتی واکنشهای متفاوتی میان طرفداران برانگیختهاند. با این حال، سریال همچنان به هسته اصلی داستان وفادار مانده و همین موضوع یکی از دلایل موفقیت آن محسوب میشود.
با وجود تمام این نقاط قوت، Silo تنها اثر درخشان ژانر پساآخرالزمانی نیست. طی سالهای اخیر اقتباسهای متعددی از رمانها، کمیکها و بازیهای ویدیویی ساخته شدهاند که در برخی زمینهها حتی عملکرد بهتری نسبت به سریال اپل تیوی داشتهاند.
در ادامه این آثار را با یکدیگر مرور میکنیم.
۵. ۱۲ میمون (12 Monkeys)

سریال 12 Monkeys که بین سالهای ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۸ پخش شد، اقتباسی آزاد از فیلم مشهور ۱۲ میمون محصول ۱۹۹۵ است؛ فیلمی که خود براساس اثر کوتاه فرانسوی La Jetée ساخته شده بود.
بسیاری از سریالهایی که از روی فیلمهای موفق ساخته میشوند، یا صرفاً نسخهای کشدار از اثر اصلی هستند یا آنقدر به منبع وفادار میمانند که هویت مستقلی پیدا نمیکنند. اما 12 Monkeys مسیر متفاوتی را در پیش گرفت.
این سریال با استفاده از ایده سفر در زمان، داستانی بسیار گستردهتر و پیچیدهتر خلق میکند و طی چهار فصل، یکی از منسجمترین روایتهای حلقه زمانی را به نمایش میگذارد؛ روایتی که تقریباً هیچ لحظه اضافهای ندارد و حتی کوچکترین اتفاقات فصل اول نیز در پایان داستان به نتیجه میرسند.
نکته جالب اینکه مانند Silo، این مجموعه نیز دقیقاً پس از چهار فصل به پایان رسید و تقریباً به تمام پرسشهای داستان پاسخ داد.
۴. دندان شیرین (Sweet Tooth)

Sweet Tooth شاید به اندازه بسیاری از آثار نتفلیکس شناختهشده نباشد، اما بدون تردید یکی از بهترین سریالهای علمیتخیلی و فانتزی این سرویس است.
این مجموعه که از روی کمیک جف لمایر اقتباس شده، فضای تاریک منبع اصلی را تا حدی تعدیل میکند و جهانی رنگارنگتر و امیدوارکنندهتر را به تصویر میکشد.
با وجود ظاهر فانتزی، سریال به موضوعاتی مانند طمع انسان، تبعیض، بحرانهای زیستمحیطی و بهای اخلاقی بقا میپردازد. با این حال، روایت از دریچه نگاه گاس، پسربچهای دورگه انسان و گوزن، باعث میشود داستان همواره حس امید و شگفتی خود را حفظ کند.
برخلاف Silo که بخش زیادی از جذابیتش بر پایه رازهای متعدد بنا شده، Sweet Tooth داستانی خطیتر دارد و همین ویژگی باعث شده هم برای مخاطبان نوجوان و هم بزرگسال جذاب باشد.
۳. ایستگاه یازده (Station Eleven)

بیشتر آثار پساآخرالزمانی روی تلاش انسان برای زنده ماندن تمرکز دارند، اما Station Eleven نگاه متفاوتی به این ژانر دارد.
در حالیکه Silo عمدتاً درباره بقا، ساختارهای قدرت و دروغهایی است که حکومت برای کنترل مردم میگوید، Station Eleven این پرسش را مطرح میکند که انسان پس از تأمین بقا، برای ادامه زندگی به چه چیزی نیاز دارد؟
داستان سریال حول گروهی از بازیگران و نوازندگان دورهگرد به نام Traveling Symphony میچرخد که در دنیای پس از فروپاشی تمدن، نمایشهای شکسپیر را اجرا میکنند.
پیام اصلی سریال این است که هنر، ادبیات و داستانگویی همان چیزهایی هستند که انسانیت را حتی در تاریکترین دورانها زنده نگه میدارند.
اگر از پرداخت Silo به بقایای تمدن گذشته و تأثیر آنها بر حافظه شخصیتها لذت بردهاید، Station Eleven میتواند انتخابی ایدهآل برای شما باشد.
۲. آخرین بازمانده از ما (The Last of Us)

اقتباسهای تلویزیونی از بازیهای ویدیویی سالها به آثار ضعیف و صرفاً تجاری شهرت داشتند، اما The Last of Us نشان داد که اگر چنین پروژهای با دقت ساخته شود، میتواند به یکی از بهترین سریالهای تلویزیونی تبدیل شود.
برخلاف Silo که رازهای متعدد نقش مهمی در پیشبرد داستان دارند، The Last of Us از همان ابتدا جهان خود را بهوضوح معرفی میکند و بیشتر تمرکزش را روی شخصیتها میگذارد.
اگرچه تهدید اصلی داستان، موجودات آلوده شبیه زامبی هستند، اما آنچه این سریال را متمایز میکند، پرداخت عمیق به روابط انسانی، سوگ، فقدان و تلاش برای حفظ امید در دنیایی ویرانشده است.
۱. فالاوت (Fallout)

در سالهای اخیر، مقایسه Fallout و Silo تقریباً اجتنابناپذیر بوده است؛ چراکه هر دو داستان درباره انسانهایی هستند که نسلها در پناهگاههای زیرزمینی زندگی کردهاند و حقیقت دنیای بیرون از آنها پنهان شده است.
با این حال، Fallout مسیر متفاوتی را انتخاب میکند.
در حالیکه Silo فضایی جدی، بسته و رازآلود دارد، Fallout جهان بسیار گستردهتری را به تصویر میکشد و از ورود عناصر عجیب، طنز سیاه و اتفاقات اغراقآمیز هراسی ندارد.
این سریال علاوه بر وفاداری به مجموعه بازیهای ویدیویی، موفق شده جهان آن را گسترش دهد و در کنار حفظ فضای رتروفیوچریستی دهه ۱۹۵۰، نقدی تند به سرمایهداری افسارگسیخته و استثناگرایی آمریکایی ارائه کند.
از سوی دیگر، گزارشها نشان میدهد که Fallout هنوز محتوای کافی برای چند فصل دیگر در اختیار دارد؛ موضوعی که احتمالاً باعث میشود عمر این مجموعه از Silo نیز طولانیتر باشد.
در مجموع، اگرچه Silo یکی از بهترین اقتباسهای علمیتخیلی سالهای اخیر محسوب میشود، اما آثاری مانند Fallout، The Last of Us، Station Eleven، Sweet Tooth و 12 Monkeys هرکدام با رویکردی متفاوت، تجربهای منحصربهفرد از دنیای پساآخرالزمانی ارائه میکنند و تماشای آنها برای علاقهمندان این ژانر کاملاً ارزشمند است.

دانشآموخته ادبیات انگلیسی و مترجمی با هفت سال تجربه کار. یک سال است در «سلام سینما» به تولید محتوا درباره سینمای جهان مشغولم. همیشه دنبال داستانهای جدید و تجربههای متفاوت در دنیای هنر هستم.