همه سریالهای شکستخورده مهران مدیری / از «پاورچین» و «شبهای برره» تا «ششماهه» و «مرد سههزارچهره»

مهران مدیری؛ موفق یا ناموفق؟
اختصاصی سلام سینما؛ مهلا رنجبران| مهران مدیری را نمیشود با چند اثر ناموفق تعریف کرد.
«ساعت خوش»، «جنگ ۷۷»، «پاورچین»، «شبهای برره» و «مرد هزارچهره» بخشی از کارنامهای هستند که مدیری را به یکی از مهمترین چهرههای کمدی تلویزیون تبدیل کردند.
اما درست در کنار همین کارنامه درخشان، یک فهرست قابلتوجه از آثار کماقبال و شکستخورده هم شکل گرفته؛ فهرستی که به نظر میرسد هرچه جلوتر آمده، بلندترهم شده است.
آثاری که فرمول آثار قبلی را تکرار کردهاند، یا ایده اولیه را تا پایان حفظ نکردهاند، یا نتوانستهاند نسبت درستی میان ستاره، متن و موقعیت کمدی برقرار کنند.
اولین ترکها؛ «نقطهچین» | «جایزه بزرگ» | «باغ مظفر» | «گنج مظفر»
بعد از موفقیت «پاورچین»، «نقطهچین» با انتظاری سنگین روی آنتن رفت؛ اما نتوانست همان ضرباهنگ و تازگی را حفظ کند. حتی مدیری در میانه مسیر، ساختار سریال را تغییر داد.
«جایزه بزرگ» هم با وجود ترکیب بازیگران شناختهشده، نتوانست از یک ایده ساده، موقعیتهای کمدی ماندگار استخراج کند.
بعدتر «باغ مظفر» و «گنج مظفر» نشان دادند که صرفاً بازتولید جهان قبلی، جهان تازهای نمیسازد. فاصله طولانی میان تولید و عرضه «گنج مظفر» هم عملاً ضربه دیگری به پروژه زد.
همه این ها شروعی برای بد بودن اثر، افت کیفیت در طراحی موقعیت و فرسودگی فرمول کمدی مدیری بود.
«هزار»، «دو هزار» و «سه هزار»؛ فرمولی که فرسوده شد
مرد هزارچهره یک نقطه اوج بود؛ مسعود شصتچی، ساختار اپیزودیک، تضاد شخصیت با موقعیت و فیلمنامهای که کمدی را از دل موقعیت استخراج میکرد.
مرد دوهزارچهره، همان شخصیت، اما با تازگی کمتر و موقعیتهایی قابل پیشبینیتر. حتی مهراب قاسمخانی، از نویسندگان فصل اول، بعدها گفت اساساً ضرورتی برای ساخت قسمت دوم نمیدید و فشار زمانی هم بخشی از جزئیات فیلمنامه را حذف کرده بود.
مرد سههزارچهره، حالا سومین مواجهه با همان سرمایه نوستالژیک و رو به افول است؛ بازدید سه قسمت اول در تلوبیون از ۲.۲۴ میلیون به ۷۱۲ هزار و سپس ۳۹۱ هزار رسیده است. یعنی حدود ۸۲.۵ درصد افت از قسمت اول تا سوم.
«مسعود شصتچی» حالا بیشتر به یک برند نوستالژیک ناموفق تبدیل شده است!
«ویلای من» | «شوخی کردم» | «عطسه» | «در حاشیه ۲»
در این مقطع، مدیری چند بار به سراغ فرمولهای امتحانشده رفت؛ اما خروجی الزاماً به همان نسبت جواب نداد.
«ویلای من» زیر سایه «قهوه تلخ» ماند.
«شوخی کردم» تلاش برای بازگشت به فرم آیتمی «ساعت خوش» بود، اما آن تازگی تاریخی را تکرار نکرد.
«عطسه» نیز بیشتر بر آیتمهای کوتاه متکی بود تا یک خط داستانی منسجم.
و «در حاشیه ۲» شاید نمونه روشنتری باشد: تغییر اجباری مسیر داستان، حذف مهران مدیری از مرکز روایت و تغییر فضای سریال، هویت فصل دوم را از فصل اول جدا کرد.
«هیولا»؛ یک بازگشت موفق و دوباره یک لغزش
«هیولا» نشان داد مسئله، تمام شدن توان مدیری برای ساخت کمدی نبود.
همکاری با پیمان قاسمخانی، یک جهان اجتماعی مشخص، شخصیتپردازی و اتصال شوخیها به مسئلههای اقتصادی و اجتماعی، دوباره مدیری را به فرم مؤثرش نزدیک کرد.
اما «دراکولا» نتوانست همان مسیر را با همان کیفیت ادامه دهد و به جای توسعه جهان روایی «هیولا»، بیشتر بر تکرار فرمول موفق فصل اول تکیه کرد و شکست خورد!
«قهوه پدری» و «ششماهه»؛ وقتی ستاره دیگر بهتنهایی کافی نیست
«قهوه پدری» ایدهای داشت که میتوانست به یک کمدی موقعیت تبدیل شود، اما در اجرا، متن و طراحی موقعیتها، فاصله میان ایده اولیه و محصول نهایی محسوس بود.
«ششماهه» هم با ترکیب کمدی و درام، ایدهای بالقوه جذاب داشت: مردی که تصور میکند تنها شش ماه از عمرش باقی مانده و تصمیم میگیرد زندگیاش را تغییر دهد.
اما اینجا هم مسئله اصلی، هویت ژانری است؛ اینکه سریال دقیقاً قرار است کمدی موقعیت باشد، کمدی اجتماعی باشد یا درامی با رگههای طنز.
و مسله این است که نام مدیری هنوز مخاطب میآورد؛ اما آیا خودِ نام میتواند مخاطب را تا پایان نگه دارد؟
زنگ خطر
مسئله مهران مدیری، نداشتن کارنامه موفق نیست؛ اتفاقاً مشکل از جایی شروع میشود که کارنامه موفق، تبدیل به استانداردی میشود که آثار بعدی دائماً با آن سنجیده میشوند.
مدیری زمانی استاد ساختن جهان بود؛ جهانهایی مثل برره، پاورچین و مرد هزارچهره که شخصیت، لحن، موقعیت و شوخی در آنها یک سیستم واحد میساختند.
اما امروزه کارنامه مدیری چیزی شبیه به لیست شکست ها و ناکامی هایی پی در پی است که هر روز هم بیشتر می شود.
«مرد سههزارچهره» در همان قسمتهای نخست افت ۸۲.۵ درصدی را تجربه کرد؛ چیزی شبیه به فاجعه!
مهران مدیری هنوز همان مهران مدیری است؛ اما فرمولی که زمانی مخاطب را میساخت، هنوز میتواند مخاطب امروز را نگه دارد؟

من مهلا رنجبران هستم؛ متولد ۱۳۸۱، فارغالتحصیل کارشناسی مهندسی نقشهبرداری، و عاشق دنیای خبر و تصویر. خبرنگاری برای من فقط یک شغل نیست؛ چیزیست که باهاش زندگی میکنم، نفس میکشم و ازش لذت میبرم.
از سال 1404 با سلام سینما همکاری دارم و با تمرکز بر سینما، تلویزیون، چهرههای هنری و حواشی فرهنگی، تلاش میکنم خبر را نه فقط منتقل، بلکه حسبرانگیز کنم و با قلمم به کلمات روح ببخشم.