جستجو در سایت

1405/02/29 16:15
نقد فیلم‌های جشنواره کن 2026

نقد فیلم Fjord| کریستیان مونجیو در دریایی متلاطم از درام مبهمِ کودک‌آزاری با بازی رناته رینس وه

نقد فیلم Fjord| کریستیان مونجیو در دریایی متلاطم از درام مبهمِ کودک‌آزاری با بازی رناته رینس وه
کریستیان مونجیو، کارگردان برنده نخل طلا، با فیلم (Fjord) به جشنواره کن بازگشته؛ اما این‌بار نتیجه اثری کم‌رمق، نگران‌کننده و پر از ابهام است که با وجود امضای بصری آشنا، پرسش‌های مهمی را بی‌پاسخ رها می‌کند و از پیچیدگی‌های همیشگی آثار او فاصله می‌گیرد.

این کارگردان صاحب‌نام و برنده نخل طلای ۲۰۰۷ برای 4 Months, 3 Weeks and 2 Days، کریستیان مونجیو امسال با فیلمی به کن آمده که به‌نظر می‌رسد بخشی از روندی عجیب در جشنواره باشد: فیلمسازانی که خارج از زبان و بستر بومی خود، با ستاره‌های بین‌المللی فیلم می‌سازند و در این مسیر تمرکز و انسجامشان را از دست می‌دهند؛ روندی که در آثار کانتمیر بالاگوف و ریوسوکه هاماگوچی نیز دیده می‌شود.

Fjord فیلمی است غریب و ناآرام، با همان برداشت‌های بلند، فاصله‌گذاری‌های بصری و پرهیز از کلوزآپ که امضای مونجیو است؛ حتی یک صحنه شام با قاب‌بندی فشرده و چهره‌های متراکم دارد که کاملاً یادآور سبک اوست. اما درد و رنجی که داستان ادعا می‌کند، هرگز به پیچیدگی و لایه‌مندی مورد انتظار نمی‌رسد. نه حقیقتی عمیق درباره روابط انسانی آشکار می‌شود و نه راز و ابهامی جذاب باقی می‌ماند.

سباستین استن نقش میهای، مردی رومانیایی را بازی می‌کند که با همسر نروژی‌اش، لیسبت (رناته رینس‌وه)، به روستای دورافتاده زادگاه او نقل مکان کرده‌اند. میهای مهندس نرم‌افزار است و در آن منطقه جامعه‌ای مذهبی و محافظه‌کار وجود دارد که با باورهای سخت‌گیرانه این زوج همخوانی دارد. همسایگان غیرمسیحی‌شان (مدیر مدرسه و همسرش) با گرمی از آن‌ها استقبال می‌کنند.

فیلم با لحظه‌ای مبهم و نگران‌کننده آغاز می‌شود: میهای به‌تازگی دختر نوجوانش را تنبیه کرده و از او می‌خواهد در آغوشش بگیرد. کارکنان مدرسه متوجه کبودی‌ها و نشانه‌های آزار روی بدن کودکان می‌شوند. بچه‌ها که زبان نروژی یا انگلیسی را خوب نمی‌دانند، در پاسخ‌گویی دچار مشکل می‌شوند و شاید همین باعث می‌شود والدینشان را ناخواسته متهم کنند. ناآشنایی زبانی میهای نیز در اعترافات شتاب‌زده‌اش نزد پلیس (بدون حضور وکیل) نقش دارد.

با سرعتی برق‌آسا، کودکان به مراقبت موقت سپرده می‌شوند تا دادگاه تصمیم بگیرد. هم‌زمان نگرانی‌هایی درباره پدر سالخورده و ناتوان همسایه‌ها و رابطه نزدیک دختر میهای و لیسبت با دختر نوجوان و سرکش همسایه شکل می‌گیرد.

مونجیو تماشاگر را ابتدا در سمت کودکان و علیه پدر سرد و سخت‌گیر قرار می‌دهد، اما سپس آرام‌آرام ما را در برابر نظامی قرار می‌دهد که با نوعی غرور بوروکراتیک و پیش‌داوری فرهنگی، علیه این خانواده عمل می‌کند. پیش‌داوری لیبرال علیه مسیحیان محافظه‌کار یا مهاجران رومانیایی نیز در این میان نقش دارد.

با این حال، واقعیت‌ها همچنان مبهم‌اند: میهای اعتراف می‌کند گهگاه بچه‌ها را می‌زند؛ چیزی که در فرهنگ او «عادی» است. اما آیا کبودی‌ها نشان از چیزی فراتر ندارند؟ فیلم پاسخی نمی‌دهد؛ دادگاه هم نمی‌دهد. و در نهایت، پایان‌بندی سرد و بی‌تعلیق در ترمینال کشتی، رابطه میان دو دختر نوجوان – الیا (Vanessa Ceban) و نورا (Henrikke Lund-Olsen) را نیز به‌عنوان موضوعی نیمه‌گفته و ناکامل رها می‌کند.

تکنیک مونجیو همچنان قابل توجه است، اما Fjord در مجموع تجربه‌ای ناامیدکننده و کم‌اثر از کارگردانی است که انتظارها از او بسیار بالاتر است.

نگار رعنایی

دانش‌آموخته ادبیات انگلیسی و مترجمی با هفت سال تجربه کار. یک سال است در «سلام سینما» به تولید محتوا درباره سینمای جهان مشغولم. همیشه دنبال داستان‌های جدید و تجربه‌های متفاوت در دنیای هنر هستم.


اخبار مرتبط
ارسال دیدگاه
captcha image: enter the code displayed in the image