جستجو در سایت

1404/12/03 18:58
من از اول هم برای شما انسان نبودم!

از جوکر تا داوود اشرف سریال «وحشی»؛ وقتی برچسب، انسان را می‌سازد

از جوکر تا داوود اشرف سریال «وحشی»؛ وقتی برچسب، انسان را می‌سازد
در جهانی که پیش از کنش، حکم صادر می‌شود، فاصله‌ی میان «انسان بودن» و «وحشی شدن» گاهی فقط یک برچسب است؛ از آرتور فلکِ «جوکر» تا داوود اشرفِ «وحشی»، روایت نه از سقوط ناگهانی، که از فرسایشی آغاز می‌شود که جامعه آن را نام‌گذاری می‌کند.

اختصاصی سلام سینما؛ محمد کفیلی: در یکی از تعیین‌کننده‌ترین لحظات فیلم «Joker» با بازی واکین فینیکس، آرتور فلک (جوکر) رو به دوربین و در حقیقت رو به جامعه می‌گوید: «من از اول هم برای شما انسان نبودم».

این جمله نه اعتراف است و نه توجیه؛ اعلام ورشکستگی یک رابطه‌ی اجتماعی است. آرتور نمی‌گوید هیولا شده‌ام؛ می‌گوید هرگز برای شما انسان محسوب نشده‌ام. این همان نقطه‌ای است که هاوارد بکر جامعه شناس آمریکایی که در جامعه شناسی انحرافات یا همان (کج‌روی و جرم) و البته هنر، نظراتش شناخته شده است، در کتاب «بیگانگان» درباره‌اش سخن می‌گوید؛ کج‌روی و جرم نه کیفیتی ذاتی، بلکه محصول فرایند نام‌گذاری است. در نظریه‌ بکر، جامعه فقط برچسب نمی‌زند؛ با محدود کردن فرصت‌ها، با حذف دسترسی‌ها و با تثبیت تصویر «دیگری خطرناک»، فرد را به سمت تحقق همان برچسب هل می‌دهد. انحراف ثانویه دقیقاً در همین نقطه شکل می‌گیرد. جایی که فرد، در واکنش به طرد افکار عمومی و مناسبات نابرابر طبقاتی، هویتی را می‌پذیرد که پیش‌تر به او الصاق شده است.


بیشتر بخوانید:

نقد فصل دوم سریال وحشی؛ روایت تولد یک هیولا از زخم تا زوال

نگاهی به کارنامه بازیگری جواد عزتی به بهانه درخشش در سریال «وحشی» | هوش و استعداد


جوکر شدن، محصول نهایی برچسب‌زنی؟!

در «جوکر»، پیش از آن‌که آرتور مرتکب قتل شود، او از سوی رسانه‌ها، نظام درمانی، خیابان و حتی تماشاگران برنامه تلویزیونی، «مساله» تلقی می‌شود. او دیده نمی‌شود، شنیده نمی‌شود، اما قضاوت می‌شود. خشونتی که او دارد، آغاز ماجرا نیست؛ نتیجه‌ی آن چیزی است که در طول زندگی با فرایندهای خرد و بزرگ پشت سر گذاشته است.

اگر آرتور فلک محصول نهایی برچسب‌زنی است، کسی که جمله‌ «انسان نبودم» را به زبان آورده، یعنی تاثیر فرآیند جامعه روی کامل شده است.

داوود اشرف؛ در میانه‌ی فرآیند اما لب پرتگاه

در سریال «وحشی» که تاکنون در 18 قسمت و در دو فصل مخاطب را همراه خود کرده است؛ داوود اشرف هنوز به آن نقطه‌ی قطعی نرسیده است. اشرف در میانه فرآیند وحشی شدن است، اما هنوز به در تقلا است و ما در این 18 قسمت با یک وحشی تمام عیار مواجه نشده‌ایم و فرآیند این شکل گیری را تماشا کرده‎‌ایم.

«وحشی» تریلری نفس‌گیر در فضایی سیاه و سرد است، ما با داستانی برای شخصیت محوری سریال همراه هستیم که تقدیر بد روایت را هدایت می‌کند. جهانی که در آن این گزاره مدام تکرار می‌شود: در این جامعه، کوچک‌ترین خطا، انحطاط یک هویت است و شروع برچسب زنی‌های بزرگ و در این شرایط تنها راه پولدار شدن خلاف است و تنها راه شاد بودن، پناه بردن به مواد.

اما این گزاره فقط یک فکت نیست؛ بازتاب نوعی افکار عمومی و مناسبات طبقاتی است که موفقیت مشروع را برای همه دست‌یافتنی نمی‌بیند. این همان لحظه‌ای است که برچسب، پیش از کنش، شکل می‌گیرد.

اگر آرتور فلک انتهای مسیر است، داوود اشرف در میانه‌ی آن ایستاده، او هنوز در حال مقاومت است. اشرف به عشق پناه می‌برد ولی برای شخصیتی مثل او حفظ و دست‌یابی به عشق با مصرف سنگین مواد همراه است. برای اشرف زندگی معمولی بی معنا شده و جامعه صرفا او را در قامت یک مجرم می‌بیند و راهی جز جرم برای او پیش نمی‌آورد.

حالا در بررسی شخصیت پردازی داوود اشرف در «وحشی» باید به نقش آفرینی جواد عزتی توجه کنیم. بازی جواد عزتی بر پایه‌ی استرس‌های فروخورده و تصمیم‌های لحظه‌ای بنا شده؛ تصمیم‌هایی که بیش از آن‌که حاصل شرارت باشند، محصول فشارند. همین ویژگی، امکان همدلی مخاطب را فراهم می‌کند. جواد عزتی فصل اول یک بازیگر تمام عیار است و شخصیت پردازی هومن سیدی بی نقص، اما در فصل دوم جواد عزتی گاهی مخاطب را به یاد شخصیت «لطیف» در سریال «دردسرهای عظیم» می‌اندازد البته با چاشنی خشونت و بزهکاری. باید دید این یک باگ در شخصیت پردازی داوود اشرف در فصل دوم «وحشی» است یا هومن سیدی برای دو فصل بعدی این سریال دارد میزانس می‌چیند تا از این چالش‌ها و دردسرهای عظیم در فصل سه و چهار برداشت کند و یک وحشی تمام عیار را به ما نشان دهد.

زخم‌های کهنه روی صورت، بدن و دست‌های داوود فقط نشانه‌ی گذر زمان نیستند؛ نشانه‌ی زیست در ساختاری‌اند که از پیش او را در حاشیه قرار داده است. زخم‌هایی که بعد از هر تصمیم بزرگ اشرف، روی بدن او اضافه می‌شود. مناسبات طبقاتی، بی‌ثباتی اقتصادی و قضاوت‌های سریع افکار عمومی، پیش از آن‌که داوود کاری بکند، او را تعریف کرده‌اند.

اگر مبنا بر ضعف شخصیت پردازی در سریال قرار دهیم؛ داوود در فصل دوم آرام‌آرام رادیکال‌تر می‌شود. نه ناگهانی، نه بی‌دلیل بلکه در نتیجه‌ی فرسایش روحی و جسمی و از سر تلاش‌های بی سرانجام و از روی برچسب‌هایی که رویش خورده است.

تا اینجای سریال تفاوت داوود با جوکر همین‌جاست. داوود هنوز وحشی نشده است. وجوه انسانی‌اش واضح‌اند و او همچنان با انفجار خشم درونی‌اش می‌جنگد. روایت نیز با چسبیدن دوربین به او، ما را وادار می‌کند جهان را از چشم فرد برچسب‌خورده ببینیم، نه از جایگاه قاضی، پس مخاطب در این سریال با سیر تحول داوود همراه است.

با این‌حال، در بررسی شخصیتی مانند داوود اشرف باید توجه کرد که این نگاه به معنای سلب کامل مسئولیت فردی نیست. هیچ انحرافی در خلأ شکل نمی‌گیرد، اما هیچ فردی نیز کاملاً از انتخاب تهی نمی‌شود. داوود هنوز انتخاب می‌کند؛ اما گزینه‌هایش محدود شده‌اند به جرم.

اگر جوکر شدن لحظه‌ پذیرش «انسان نبودن» است، وحشی روایت تعلیق در آستانه‌ی همان جمله است. شاید پرسش اصلی سریال این نباشد که داوود چه خواهد شد، بلکه این باشد که چه کسانی او را پیشاپیش تعریف کرده‌اند؛ افکار عمومی؟ مناسبات طبقاتی؟ یا نظمی که برخی را از ابتدا در حاشیه می‌نشاند؟

پاسخ هرچه باشد، یک چیز روشن است: پیش از آن‌که داوود وحشی شود، او نام‌گذاری شده است.


اخبار مرتبط
ارسال دیدگاه
captcha image: enter the code displayed in the image