کالبدشکافی رکود مزمن در سینمای ایران

اختصاصی سلام سینما؛ مهلا رنجبران| سینمای ایران این روزها نه بر پرده، که در گیشه و ساختار مدیریتی خود در حال اکران یک درام تلخ و نفسگیر است. بررسی وضعیت اکران در ماههای منتهی به پایان سال ۱۴۰۴ نشان از نوعی فلجشدگی سیستماتیک در چرخه تولید و توزیع دارد. جایی که آمارها فراتر از اعداد، از یک گسست عمیق میان مخاطب و سالنهای تاریک سخن میگویند.
صدرنشینی معمای «کفایت مذاکرات» شد!
فیلم «کفایت مذاکرات» به کارگردانی سهیل موفق، از پنجم آذرماه بر پیشانی اکران نشسته و با گذشت نزدیک به چهار ماه، همچنان در صدر جدول فروش خودنمایی میکند. اما این صدرنشینی بیش از آنکه مدالی بر گردن کیفیت اثر باشد، گواهی بر فقر مطلق تولید و قحطی رقیب است.
در تحلیل تکنیکال بازار سینما، وقتی فیلمی با فروشی زیر ۹ هزار قطعه بلیت در هفته همچنان جایگاه نخست را حفظ میکند، به معنای آن است که اکوسیستم سینما به ایستایی تغییر وضعیت رسیده است. این ماندگاری در اوج، نه محصول استراتژیهای بازاریابی یا نبوغ هنری، بلکه حاصل یک خلأ بزرگ در سبد اکران است؛ وضعیتی که در آن مخاطب میان انتخاب «بد» و «بدتر»، خانهنشینی را برگزیده و بقیه نیز از سر ناچاری به سراغ تنها گزینههای موجود میروند.
قیاس معالفارق؛ ایران در برابر استانداردهای جهانی
برای درک عمق فاجعه، کافی است نیمنگاهی به استانداردهای سینمای جهان داشته باشیم. در بازارهای جهانی (Global Box Office)، عمر مفید یک اثر بلاکباستر در صدر جدول معمولاً بین ۳ تا ۵ هفته است و پس از آن، موج جدید تولیدات، فیلم قبلی را به لایههای پایینتر میراند. این دوران گذار نشانه سلامت زنجیره تامین است.
در ایران اما، رکورد چهار ماه صدرنشینی یک فیلم متوسط، نشاندهنده انسداد در رگهای تولید است. زمانی که نرخ ریزش مخاطب در بازه زمانی دی تا بهمن نسبت به سال گذشته افتی ۸۰ درصدی را تجربه میکند و جمعیت تماشاگر از نزدیک به ۲ میلیون نفر به زیر ۴۰۰ هزار نفر سقوط میکند، متوجه میشویم که سینمای ما نه با یک «رکود فصلی»، بلکه با یک «بحران موجودیتی» روبروست.
پلتفرمها؛ رقیب یا میراثخوار سینما؟
سجاد نصراللهینسب، از تهیهکنندگان باسابقه، ریشه این بحران را در تغییر پارادایم مصرف فرهنگی میبیند. او معتقد است که از دوران کرونا، «پرده سینما» جای خود را به «پیکسلهای خانگی» داده است. پلتفرمهای نمایش خانگی با ایجاد رفاه نسبی و حذف هزینههای جانبی (رفتوآمد و بلیتهای گرانقیمت)، سینما را به یک «گعده جوانانه» تقلیل دادهاند.
امروز سینما دیگر مقصد اول خانوادهها برای تماشای قصه نیست. ضعف فیلمنامهها و سقوط کیفی آثار باعث شده تا مخاطب ، هزینه و فرصت خود را به نفع سریالهای خانگی یا آثار خارجی تغییر دهد. این تغییر ذائقه، زنگ خطری است که هشدار میدهد سینما در حال تبدیل شدن به یک «موزه لوکس» برای تفریحات گذراست، نه یک جریان اثرگذار فرهنگی.
سقوط آزاد آمار؛ از فاجعه دیماه تا هشدار تعطیلی
آمار سایت «سمفا» تصویری بیپرده از این فروپاشی ارائه میدهد: افت فروش و سقوط از ۱۱۰ میلیارد تومان در سال گذشته به ۳۰ میلیارد تومان در بازه مشابه سال جاری رسیده؛ از طرفی کاهش ۲۵ درصدی مخاطبان در ۹ ماهه نخست سال (از دست دادن ۶.۷ میلیون تماشاگر) ضربه آخر بر پیکره سینما بوده است.
طی ۸ ماه ابتدایی امسال، شدیدترین آمار ریزش ماهیانه سینمای ایران بهنسبت سال گذشته، ۵۰ درصد بود که متعلق به خردادماه و به دلیل نابسمانی ۹ روز انتهایی این ماه در اثر جنگ بود اما این روند از آذرماه و با شروع ناآرامیها، به رقمهای عجیب و غریبی رسید تا جایی که سینماها در آذر امسال، ۵۴/۵ درصد، در دی ۶۴/۵ و در بهمن ۵۹/۵ درصد کاهش مخاطب به نسبت مدت زمان مشابه سال گذشته را تجربه کردند. هنوز خبری از فیلمهای جدید نیست. ناوگان اکران کشور این روزها در دست آثاری است که جدیدترینشان ۴۷ روز پیش به روی پرده رفتند و هنوز فیلمهایی هستند که ۱۳۸، ۱۳۲، ۱۲۴ و ۱۱۷ روز از نمایش آنها میگذرد.
در هفتههای ملتهب دیماه، تعداد مخاطبان از ۳۶۷ هزار نفر به ۶۵ هزار نفر سقوط کرد که نشاندهنده حساسیت فوقالعاده سینما به اتمسفر سیاسی-امنیتی کشور است.
این اعداد و ارقام، هشداری را که فعالان سینما درباره تعطیلی موقت سالنها میدهند، کاملاً مستدل میکند. وقتی هزینه نگهداری و آپارات سالن با درآمد حاصل از بلیتفروشی همخوانی ندارد، «چراغهای خاموش» تنها گزینه پیش روی سینماداران خواهد بود.
روزنههای امید؛ آیا «اسکورت» و «اردوبهشت» ناجی خواهند بود؟
در میان این سیاهی، اهالی سینما چشم به خروجیهای جشنواره ۴۴ دوختهاند. حضور فیلمهایی با مضامین اجتماعی جدی و جدید مانند «اسکورت» به کارگردانی یوسف حاتمیکیا، که به حوزههای دستنخورده کسبوکارهای غیرمتعارف میپردازد، یا آثاری مثل «زندهشور» و «حال خوب زن»، ممکن است شوکی به رگهای خشکیده گیشه وارد کنند.
محمد احمدی، تهیهکننده سینما، به درستی اشاره میکند که کمدیها بهعنوان موتور محرک گیشه، معمولاً از حضور در جشنواره پرهیز میکنند تا پتانسیل تجاریشان برای اکران عمومی حفظ شود. اما واقعیت این است که حتی کمدیها هم بدون حال خوب جامعه و ثبات اقتصادی معجزه نخواهند کرد.

من مهلا رنجبران هستم؛ متولد ۱۳۸۱، فارغالتحصیل کارشناسی مهندسی نقشهبرداری، و عاشق دنیای خبر و تصویر. خبرنگاری برای من فقط یک شغل نیست؛ چیزیست که باهاش زندگی میکنم، نفس میکشم و ازش لذت میبرم.
از سال 1404 با سلام سینما همکاری دارم و با تمرکز بر سینما، تلویزیون، چهرههای هنری و حواشی فرهنگی، تلاش میکنم خبر را نه فقط منتقل، بلکه حسبرانگیز کنم و با قلمم به کلمات روح ببخشم.