جستجو در سایت

1404/11/20 15:03

نقد قسمت هشتم سریال مو به مو (پرویز شهبازی) | بحران اعتماد در پیچ هشتم روایت

نقد قسمت هشتم سریال مو به مو (پرویز شهبازی) | بحران اعتماد در پیچ هشتم روایت
جای‌گذاری حساب‌شده‌ی شخصیت‌ها در موقعیت‌های اخلاقی پیچیده و هم‌نشینی کنش‌های متضاد در «مو به مو»، سبب می‌شود هر اپیزود بازتعریفی از آنچه پیش‌تر بدیهی می‌نمود ارائه دهد، درست همانطور که در قسمت هشتم اتفاق می‌افتد.

اختصاصی سلام سینما؛ تهمینه منصوری روشن: منصور که در تلاش است تدارکات سفر بی بازگشتش به دبی را فراهم کند، بار دیگر به خاطر اتفاقات غیرمنتظره‌ای که سر راهش قرار میگیرند در پیچ و خم تازه‌ای گیر می‌افتد. در قسمت هشتم سریال «مو به مو» تنشی از سوی آناهیتا به خاطر دعوای او با پدرش بر سر ازدواج او با منصور آغاز می‌شود که می‌توان گفت این تنش و هیجان ابتدایی تقریبا تا انتهای این قسمت همراه با مخاطب است و هر لحظه او را غافلگیر می‌کند. شخصیت رها که در این قسمت حضور پررنگ‌تری پیدا کرده‌ است با پیشنهاد منصور برای گرفتن پول و ترک آناهیتا موافقت می‌کند که این موضوع با تصویر عاشق‌پیشه‌ای که تا پیش از این از او دیده بودیم، متفاوت است. البته می‌توان تا حدی حدس زد که این معامله با آگاهی آناهیتا برای دریافت پول و خلاص شدن از منصور صورت گرفته باشد که اگر این‌طور باشد بُعد تازه‌ای از آناهیتا را نیز می‌شناسیم. از آنجا که در این سریال همه شخصیت‌ها افرادی از طبقه متوسط و به اصطلاح مردم عادی هستند وقوع این چنین اتفاقاتی در روابط عادی آنها قابل درک است و مخاطب می‌تواند با آنها همراهی کند.


بیشتر بخوانید:

مروری بر نگاه سیاسی و اجتماعی سینمای پرویز شهبازی؛ پرسه به سوی تباهی

مروری بر سریال «مو به مو»؛ قسمت‌های 4 تا 7 | روایت قابل حدس یا آغاز غافلگیری‌ها؟


با جلو رفتن داستان وقتی منصور متوجه گم شدن پاسپورت پسرش ایلیا می‌شود به سراغ گوش دادن صدای شنودی که در خانه قرار داده است، می‌رود تا از آن طریق دزد را پیدا کند. برای نمایش این صحنه کارگردان از ابتکار جالبی استفاده کرده و صحنه‌ی دزدیده شدن پاسپورت را همانطور که اتفاق افتاده تنها بر مبنای صداها به مخاطب نمایش می‌دهد. هر چند اینکار به جهت روایی چندان تاثیری بر روند پیدا شدن سارق ندارد، اما به لحاظ بصری لحظات جالبی را برای تماشاگر فراهم می‌کند. 

این سریال از ابتدا تا کنون با اتکا به فرمی مبتنی بر تعلیق روایی و چیدمان حوادث، ساختاری خلق می‌کند که در آن اطلاعات نه به‌صورت خطی و شفاف، بلکه به‌شکل تدریجی و گاه متناقض در اختیار مخاطب قرار می‌گیرد. جای‌گذاری حساب‌شده‌ی شخصیت‌ها در موقعیت‌های اخلاقی پیچیده و هم‌نشینی کنش‌های متضاد، سبب می‌شود هر اپیزود بازتعریفی از آنچه پیش‌تر بدیهی می‌نمود ارائه دهد، درست همانطور که در قسمت هشتم اتفاق می‌افتد. پس از گم شدن پاسپورت احتمالا حدس اولیه همه ما این است که صدف برای جلوگیری از رفتن منصور از ایران پاسپورت را دزدیده است، اما در ادامه با رفتن شک و تردید منصور به سمت رها پاسپورت گمشده در آموزشگاه موسیقی او پیدا می‌شود. روایت با بازی هوشمندانه میان پنهان‌سازی و افشاگری، مخاطب را در وضعیت داوریِ موقت نگه می‌دارد؛ داوری‌ای که مدام با آشکار شدن لایه‌های تازه فرو می‌ریزد و دوباره ساخته می‌شود. به این ترتیب، سریال نه‌تنها از عنصر غافلگیری به‌عنوان ابزاری دراماتیک بهره می‌گیرد، بلکه فرایند قضاوت اخلاقی مخاطب را به میدان آزمون می‌کشاند و او را وادار می‌کند نسبت خود را با شخصیت‌ها و کنش‌هایشان پیوسته بازنگری کند.
در ادامه غافلگیری‌های این قسمت گم شدن یا احتمالا دزدیده‌شدن شخصیت ایلیا از مدرسه است. درباره این موضوع تا به این جای سریال چند حدس در ذهن مخاطب ساخته شده است. یکی نگهبان مدرسه که چندین بار بی‌اطلاع ایلیا را به خانه خودشان برده بودند. دومین حدس می‌تواند برادران منصور باشند که در پی دشمنی با او اینکار را کردند و در آخر با توجه به آنچه در چند قسمت اخیر متوجه آن شدیم می‌توان آناهیتا را نیز در لیست مظنونین قرار داد. 

سریال «مو به مو» احتمالا با همین روند داستانی بتواند مخاطبی که تا به اینجای کار داستان را دنبال کرده همراه خود ببرد، اما با توجه به شروعی که سریال با تاکید زیاد بر کابوس و وهم خیال و اتفاقات ناگهانی بسیار هیجان‌انگیزتر داشت، مطمئنا اگر آن روند را در خط داستانی پررنگ‌تر می‌دیدیم مخاطب بیشتری را برای خود جلب می‌کرد. حالا ما باید منتظر باشیم تا ببینیم آیا در ادامه سریال به بُعدهای دیگر داستان که به کابوس و پیدا شدن گنج یا رمز و رازهای دیگر مربوط می‌شود، خواهد پرداخت یا نه؟ 
 


اخبار مرتبط
ارسال دیدگاه
captcha image: enter the code displayed in the image