نولان و معمای اودیسه؛ چرا فیلم جنجالی اسکورسیزی، الگویِ قهرمانِ جدیدِ نولان شد؟
.jpg?w=1200&q=75)
شاید بسیاری تصور میکردند که کریستوفر نولان برای بازسازی داستان حماسی هومر، از فیلمهای ماجراجویانه کلاسیک یا آثار حماسی قدیمی الهام بگیرد؛ اما نولان بار دیگر با یک انتخاب غیرمنتظره، مسیر متفاوتی را ترسیم کرده است. او در آستانه اکران The Odyssey با بازی مت دیمون، فاش کرد که فیلم «آخرین وسوسه مسیح» (The Last Temptation of Christ) ساخته مارتین اسکورسیزی، قطبنمای اصلی او برای پرداخت شخصیت «اودیسئوس» بوده است.
فراتر از اسطوره: درسِ نولان از اسکورسیزی
نولان که همیشه به دنبال لایههای روانشناختی عمیق در آثارش است، توضیح میدهد که در مرحله پیشتولید، تماشای اثرِ جنجالی اسکورسیزی در سال ۱۹۸۸ برای تیم سازنده، حکم یک «کشف» را داشته است. نولان در گفتوگویی با USA TODAY میگوید:
«اسکورسیزی در “آخرین وسوسه مسیح” کاری فنی و خیرهکننده انجام داد، اما مهمتر از آن، شیوه نگاه او به یک شخصیت مقدس بود. او مسیح را نه در قامت یک نماد دستنیافتنی، بلکه به عنوان انسانی با ترسها، تردیدها و وسوسههای درونی به تصویر کشید. من دقیقاً همین رویکرد را برای اودیسئوس میخواستم؛ میخواستم تمام پیچیدگیها و آسیبپذیریهای او را صادقانه نشان دهم.»
این دقیقاً همان چیزی است که نولان را از کارگردانانِ صرفاً “بصری” متمایز میکند. او نمیخواهد یک «ابرقهرمان» کلاسیک بسازد؛ او به دنبال انسانی است که زیر بار جنگ و خاطرات ده ساله سرگردانی، خُرد شده است.
سایهی سنگین «اوپنهایمر» بر اودیسه
نکته قابلتأمل در این گزارش، اعتراف نولان به تأثیرات روانی فیلم قبلیاش، Oppenheimer، بر این پروژه است. نولان اذعان میکند که فضای تاریک و وحشتآورِ «پروژه منهتن» هنوز با او باقی مانده است.
او میگوید: «اوپنهایمر برای من تجربهای نزدیک به فیلمهای ژانر وحشت بود. زندگی با موضوع جنگ هستهای و فکر کردن به آنچه انسانها قادر به انجامش هستند، اثری عمیق بر ذهنم گذاشت. در The Odyssey هم، اودیسئوس تنها با هیولاها نمیجنگد؛ او زخمهای جنگ تروا را با خود حمل میکند. این فیلم برای من تنها یک ماجراجویی فانتزی نیست، بلکه سفری روانشناختی به اعماقِ ویرانیهای پس از جنگ است.»
درس گرفتن از «آروارهها» برای شکار هیولاها
نولان علاوه بر رویکرد انسانیِ اسکورسیزی، در بخش فنی نیز به دنبال رویکردی کلاسیک است. او برای طراحی موجودات اسطورهای فیلم (مانند سیکلوپ و اسکیلا)، بهجای غرق کردن مخاطب در جلوههای ویژه (CGI) بیوقفه، از متدِ استادانِ تعلیق، یعنی استیون اسپیلبرگ (Jaws) و ریدلی اسکات (Alien) الهام گرفته است. نولان ترجیح میدهد هیولاها را در سایهها پنهان کند تا حس دلهره را به جای هیجانِ ارزان، در جانِ تماشاگر بنشاند.
کلام آخر
نولان با The Odyssey، بار دیگر ثابت میکند که برای او، «پروداکشن دیزاین» و جلوههای ویژه، تنها در خدمتِ یک هدف هستند: کاوش در پیچیدگی روح انسان. همانطور که اسکورسیزی مسیح را انسانی کرد، نولان حالا قصد دارد پادشاه ایتاکا را از زیر غبارِ اسطورهها بیرون بکشد و به عنوان انسانی زخمخورده و سردرگم به ما نشان دهد.
The Odyssey با بازی مت دیمون، برای اکران در ۱ اکتبر ۲۰۲۷ برنامهریزی شده است؛ اثری که احتمالاً تعریف ما از فیلمهای حماسی را تغییر خواهد داد.