جستجو در سایت

1405/06/02 18:15
فرار از عمارت‌های لوکس و قصه‌های کش‌دار

«اعتراف می‌کنم» چه چیزهایی برای غافلگیری دارد؟

«اعتراف می‌کنم» چه چیزهایی برای غافلگیری دارد؟
سریال «اعتراف می‌کنم»، محصول جدید پلتفرم فیلم‌نت، فرمول طلایی موجود در منبع اقتباسش را وام گرفته و آن را با موفقیت در بستر فرهنگی، قضایی و اجتماعی ایران بازطراحی کرده است.

اختصاصی سلام سینما؛ آرش پارساپور| خسته‌کننده، کش‌دار و به‌شدت قابل‌پیش‌بینی؛ این متأسفانه خلاصه‌ای از وضعیت بسیاری از سریال‌های سال‌های اخیر در شبکه نمایش خانگی کشورمان است. ملودرام‌های تکراری، عمارت‌های لوکس، دنیای زیرزمینی و خلاف باندهای مافیایی غیرقابل باور با دیالوگ‌های پرطمطراق و داستان‌هایی که به‌زور و با مطرح کردن خرده‌روایت‌های غیرضروری به ۳۰ قسمت می‌رسند، نفس مخاطب ایرانی را گرفته‌اند. تماشاگر امروز برای رسیدن به گره‌گشایی یک قصه، باید ماه‌ها وقت و هزینه صرف کند، اما درست در همین فضای راکد و فرمول‌زده، پلتفرم فیلم‌نت دست به انتشار اثری متفاوت زده است: مینی‌سریال «اعتراف می‌کنم». این سریال توسط نیما حسنی‌نسب طراحی شده است و خودِ او همراه با رضا فتح‌اللهی‌پور تهیه‌کنندگی آن را بر عهده داشته‌اند.

این سریال دست روی ژانر محبوبی در دنیا گذاشته که در ایران نیز با استقبال مواجه شده است. سریال یک اثر درام پلیسی و معماییِ جدید است که در فرمت تولید، شیوه روایت و حتی نام‌گذاری ساختارشکنی کرده است. سازندگان در رسانه‌ها از عنوان انگلیسی «Criminal Persian Style» برای معرفی اثرشان استفاده کرده‌اند تا از همان ابتدا تکلیف مخاطب را روشن کنند: قرار نیست با یک سریال پلیسیِ کلاسیکِ پر از تعقیب‌وگریز روبه‌رو شوید؛ اینجا همه‌چیز در ذهن اتفاق می‌افتد و باید بدانید که در حال تماشای نسخه ایرانیزه شده سریال بی‌نظیر Criminal هستید.

اولین بارهای یک مینی‌سریال؛ ۱۰ قسمت، ۹ کارگردان!

در صنعت سریال‌سازی ایران، رسم بر این است که یک کارگردان تمام بار ده‌ها قسمت از یک مجموعه را به دوش می‌کشد و نتیجه آن غالباً افت ریتم در میانه‌های کار است. اما «اعتراف می‌کنم» یک آمار جالب خلق کرده است: ساخت یک مینی‌سریال ۱۰ قسمتی توسط ۹ کارگردان متفاوت و 2 تهیه کننده.

این ساختار به معنای ورود جدی و حرفه‌ای ایران به فرمت «پرونده هفته» (Case of the week) است؛ مدلی که دهه‌هاست در تلویزیون‌های جهانی پول‌ساز و پرطرفدار است، اما در ایران به دلیل سختی‌های تولیدی و فیلمنامه‌نویسی، کمتر کسی جرئت نزدیک شدن به آن را داشت. در این فرمت، تماشاگر مجبور نیست برای فهمیدن سرنوشت یک پرونده خاص و رسیدن داستان به نقطه نهایی خود، هفته‌ها منتظر بماند. هر قسمت، یک پرونده مستقل، یک مظنون جدید، یک چالش متفاوت و یک شروع و پایان نفس‌گیر در همان بازه زمانی مشخص دارد. حضور ۹ کارگردان مختلف باعث شده تا هر اپیزود، با وجود حفظ فضای ثابت اتاق بازجویی، ریتم، دکوپاژ و امضای بصری خاص خودش را داشته باشد.

سایه سنگین و جذاب نتفلیکس: Criminal چگونه بومی‌سازی شد؟

برای درک اهمیت «اعتراف می‌کنم» باید به ریشه‌ها و منبع الهام فرمی آن یعنی فرنچایز جهانی و موفق «Criminal» بازگردیم. این پروژه نتفلیکس، یک شاهکار در مینیمالیسم تلویزیونی بود؛ حذف کامل لوکیشن‌های خارجی، خط زدن صحنه‌های اکشن و پرهزینه و تمرکز مطلق بر یک اتاق، یک میز بازجویی، یک آینه دوطرفه و نبرد روانیِ بی‌رحمانه میان بازجو و مظنون.

در جهانِ Criminal، موتور محرک داستان و تعلیق، نه صدای آژیر پلیس است و نه صدای گلوله‌ها. در این جهان روانشناختی-جنایی این لرزش دستِ یک متهم، تناقض در حرف‌ها، قطره‌های عرق و تته پته کردن صداها، سکوت‌های کش‌دار و در نهایت، فروپاشی روانی برای رسیدن به اعتراف است که گل سرسبد کار است. این ایده آن‌قدر درخشان و قابل‌انطباق بود که نتفلیکس نسخه‌های مختلفی از آن را در بریتانیا، اسپانیا، فرانسه و آلمان روی یک دکور مشترک اما با فرهنگ‌ها و زبان‌های مختلف تولید کرد.

«اعتراف می‌کنم» دقیقاً همین فرمول طلایی را وام گرفته و آن را در بستر فرهنگی، قضایی و اجتماعی ایران بازطراحی کرده است. در اینجا باید تاکید کرد برخلاف تصور اولیه نگارنده، سریال جدید فیلم‌نت یک کپی‌برداری ناشیانه نیست؛ بلکه استفاده درست از یک «پلتفرم و قالبِ رواییِ» موفق است که برای مخاطب ایرانی به‌روزرسانی شده و نشان می‌دهد یک ایده خوب چگونه می‌تواند مرزها را طی کند و در هر کشوری با رنگ‌وبوی همان جامعه درگیرکننده باشد.

میدان مینِ بازیگری؛ وقتی هر هفته یک ستاره بازجویی می‌شود

یکی از سخت‌ترین و در عین حال جذاب‌ترین ویژگی‌های مدل Case of the week در ساختاری شبیه به Criminal، ترکیب بازیگران آن است. ما با یک تیم از پلیس‌ها و بازجوهای ثابت طرفیم که هسته اصلی داستان را پیش می‌برند و به مرور با پیچیدگی‌های شخصیتی آن‌ها آشنا می‌شویم. اما نقطه عطف ماجرا، صندلی روبه‌روی آن‌هاست: یک بازیگر مهمان قدرتمند در هر قسمت.

این فرمت، اتاق بازجویی را به یک رینگ بوکسِ بی‌رحمانه برای بازیگری تبدیل کرده است. بازیگر مهمانی که در جایگاه مظنون می‌نشیند، تقریبا حدود یک ساعت فرصت دارد تا تمام توانایی خود را در قالب یک متهمِ بی‌گناه، مرموز، ترسیده یا یک قاتل خونسرد به نمایش بگذارد. اینجا خبری از طراحی صحنه‌های عظیم یا پر زرق و برق و موسیقی حماسی و… برای پوشاندن ضعف‌های بازیگری نیست؛ همه‌چیز در کلوزآپِ صورت بازیگر، نگاه‌ها و زبان بدن او روی یک صندلی خلاصه می‌شود. این چالش سنگین، تماشاگر را هر هفته با یک سورپرایز جدید از حضور ستاره‌ها در نقشی به‌شدت متفاوت و غیرتیپیکال غافلگیر می‌کند. نکته جالب اینکه در بین خود بازیگران اصلی و یکتای سریال نیز، بازیگران کاملا متفاوت از قبل ظاهر شدند و پوریا پورسرخ و گریم و بازی متفاوتش گواه این ادعا است.

مخاطب هوشمند، تشنه‌ی ایده‌های تازه است

استقبال و بازخوردهای مثبت مردم نسبت به این سریال، یک پیام بسیار روشن و مهم برای تمام تهیه‌کنندگان و پلتفرم‌ها دارد: مخاطب ایرانی برخلاف تصور برخی مدیران، صرفاً به دنبال تماشای زرق‌وبرق و دعواهای خانوادگیِ تکراری نیست؛ او بیش از هر زمان دیگری تشنه «ایده»، «تفاوت» و «احترام به شعور خود» است.

مخاطبان ثابت کردند که اگر فیلمنامه با مهندسیِ دقیق نوشته شده باشد، اگر دیالوگ‌ها پینگ‌پنگی و هدفمند باشند و تنش درونی صحنه درست درآمده باشد، حاضرند یک ساعتِ تمام به تماشای چند نفر در یک اتاق بسته بنشینند و بدون احساس خستگی، همراه با بازجوها به دنبال کشف حقیقت بگردند.

«اعتراف می‌کنم» نقطه عطف تحلیلی است که ثابت می‌کند محدودیت فیزیکی لوکیشن می‌تواند به گسترده‌تر شدن مرزهای تخیل و درام و قدرت قصه‌گویی کمک کند. این اثر نشان داده وقت آن رسیده که صنعت سریال‌سازی ایران، محافظه‌کاریِ افراطی را کنار بگذارد، به فرمت‌های جدید و استاندارد جهانی اعتماد کند و داستان‌هایش را در مسیرهای بکرتری روایت کند.

سریال «اعتراف می‌کنم» دوشنبه‌ها از پلتفرم فیلم‌نت منتشر می‌شود.

بازیگران اصلی: مهدی هاشمی، پوریا پورسرخ، علیرضا ثانی‌فر، بهار کاتوزی، با معرفی: روژان رضوانیان، با حضور: محمدرضا مالکی
  
تهیه‌کنندگان:
رضا فتح‌الهی‌پور ، نیما حسنی‌نسب

پدیدآورنده و مجری طرح:
نیما حسنی‌نسب
 
 


ارسال دیدگاه
captcha image: enter the code displayed in the image