جستجو در سایت

1405/03/13 16:15

نقد فیلم «نرمال»| اکشنی خونین، طنزآلود و بی‌رحمانه در قلب مینه‌سوتا

نقد فیلم «نرمال»| اکشنی خونین، طنزآلود و بی‌رحمانه در قلب مینه‌سوتا
فیلم Normal تازه‌ترین همکاری باب اودنکرک و بن ویتلی است؛ اکشنی ۹۰ دقیقه‌ای که با ترکیبی از خشونت گرافیکی، طنز سیاه و شخصیت‌هایی عجیب‌وغریب، قصه یک مأمور موقت در شهری آرام را به هرج‌ومرجی تمام‌عیار تبدیل می‌کند.

ترجمه اختصاصی سلام سینما؛ نگار رعنایی| Normal تازه‌ترین فیلمی است که عنوانش با حرف N شروع می‌شود و در آن باب اودنکرک حسابی کتک می‌خورد. پیش از این، Nobody و Nobody 2 چنین سرنوشتی برای او رقم زده بودند. آیا Nebraska محصول ۲۰۱۳ هم در این دسته قرار می‌گیرد؟ بستگی دارد فکر کنید شخصیت او در آن فیلم چقدر سختی کشید.

در هر حال، در دو فیلم Nobody، اودنکرک نقش مردی کاملاً معمولی در حومه شهری معمولی را بازی می‌کرد که گذشته‌ای پنهان به‌عنوان یک آدمکش دولتی داشت؛ گذشته‌ای که دوباره سراغش می‌آمد و او را وادار می‌کرد مهارت‌های مرگبارش را رو کند.

اما در Normal، فیلمی که داستانش را خود اودنکرک هم یکی از نویسندگانش بوده، اوضاع کمی متفاوت است. اولیسس، شخصیت او، واقعاً یک مرد معمولی است و امیدوار است مأموریت موقتش در شهر نرمالِ مینه‌سوتا بدون دردسر بگذرد. البته تماشاگر از همان ابتدا می‌داند که چنین نخواهد شد؛ چرا که در یک پیش‌درآمد توکیویی، شاهد مراسم قطع انگشت دو یاکوزا هستیم که در نهایت یکی از آن‌ها به نرمال تبعید می‌شود.

اولیسس در گشت‌زنی‌هایش با مردم شهری روبه‌رو می‌شود که دوستانه‌اند، اما کمی محتاط. او مشکلی ندارد؛ تراژدی‌ای در گذشته‌اش باعث شده باور داشته باشد «زندگی وقتی راحت‌تره که کمتر اهمیت بدی». خیلی زود طوفان برفی از راه می‌رسد، همان‌طور که دو دزد بی‌دست‌وپا تصمیم می‌گیرند بانک شهر را بزنند. اما این دزدها خیلی زود می‌فهمند مردم نرمال به‌شکلی غیرعادی از بانکشان محافظت می‌کنند. این‌که چطور اولیسس ناگهان در موقعیتی قرار می‌گیرد که باید از دزدها محافظت کند، نه از مردم شهر، چیزی است که بهتر است خودتان در این فیلم بی‌رحمانه سرگرم‌کننده کشف کنید.

به‌نظر می‌رسد انتخاب بن ویتلی برای کارگردانی، ایده خود اودنکرک بوده است. ویتلی سابقه ساخت اکشن‌های گانگستری و سوررئال دارد؛ از Kill List (۲۰۱۱) تا، High Rise (۲۰۱۵)  و Free Fire (۲۰۱۶). پس از تجربه‌های کم‌رمق‌تر مانند بازسازی Rebecca و یک فیلم کوسه‌غول‌پیکر، او این‌بار دوباره به قلمروی آشنایش بازگشته: جایی که طمع، آدم‌های معمولی را به هیولاهای خون‌ریز تبدیل می‌کند. یکی از شخصیت‌ها می‌گوید: «می‌دونستم دارم وارد چی می‌شم، ولی فکر نمی‌کردم واقعاً مجبور شم انجامش بدم»؛ جمله‌ای که بعد از بریدن گوشش و قبل از ورود دوباره یاکوزاها به شهر گفته می‌شود. (یکی از نکات بامزه فیلم این است که یکی از نگهبانان بانک، ژاپنی است و بند انگشت کوچکش را ندارد.)

خشونت فیلم بسیار صریح است و بخشی از آن با طنز همراه می‌شود؛ طنزی که اگر جواب نمی‌داد، احتمالاً آزاردهنده می‌شد. اما چه می‌شود کرد؟ گاهی از فیلمی لذت می‌بری، حتی اگر فردایش احساس خوبی نسبت به آن نداشته باشی.
 

نگار رعنایی

دانش‌آموخته ادبیات انگلیسی و مترجمی با هفت سال تجربه کار. یک سال است در «سلام سینما» به تولید محتوا درباره سینمای جهان مشغولم. همیشه دنبال داستان‌های جدید و تجربه‌های متفاوت در دنیای هنر هستم.


اخبار مرتبط
ارسال دیدگاه
captcha image: enter the code displayed in the image