نقد و بررسی سریال «گل سنگ»/ روایتی از تلاطم در طبقه متوسط

اختصاصی سلام سینما؛ مهلا رنجبران| سریال «گل سنگ» (Gole Sang)، جدیدترین محصول شبکه نمایش خانگی، یک درام عاشقانه و اجتماعی است که به کارگردانی ابراهیم ایرجزاد و تهیهکنندگی زینب تقوایی تولید شده است. پخش این مجموعه که از تاریخ ۳۱ فروردین ۱۴۰۵ در پلتفرم شیدا آغاز شده، با استقبال قابلتوجهی از سوی مخاطبان مواجه گشته است. این سریال با بهرهگیری از فیلمنامهای به قلم پیام کرمی و ابراهیم ایرجزاد، داستان رازآلود زندگی شخصیتی به نام «محبوبه» را روایت میکند که با بازی مهتاب کرامتی، درگیر بحرانهای خانوادگی ناشی از برملا شدن رازی کهنه میشود. در کنار کرامتی، بازیگرانی چون مهدی حسینینیا، الناز ملک، امیر نوروزی و علیرضا ثانیفر به ایفای نقش میپردازند.
نقد و بررسی سریال «گل سنگ»
در همین راستا، یاسمن خلیلیفرد، منتقد و نویسنده سینما، در گفتگوی اختصاصی با «سلام سینما» به نقد و بررسی این اثر پرداخته است.

موفقیت در ترسیم مناسبات طبقه متوسط
یاسمن خلیلیفرد در ابتدای این گفتگو، «گل سنگ» را یکی از متفاوتترین آثار در حال پخش از پلتفرم شیدا دانست و اظهار داشت که این مجموعه در جذب مخاطب بسیار موفق عمل کرده است. وی در خصوص علل اصلی این موفقیت گفت: «فارغ از ویترین جذابی که سریال به لحاظ ترکیب بازیگران (کستینگ) دارد، هوشمندی کارگردان در نزدیک شدن به مناسبات واقعی یک خانواده از طبقه متوسط امروزی، نقطه قوت اصلی اثر است.»
خلیلیفرد افزود: «روابط میان کاراکترها در این سریال بسیار دقیق خلق شده است؛ گویی سازندگان به خوبی جنس این پیوندها را میشناختهاند و همین امر باعث شده تا در همان سه قسمت نخست، مخاطب با اتمسفر داستان احساس نزدیکی کند.»
کارگردانی هوشمندانه و ریتم پویا
این منتقد سینما در ادامه به نقش محوری ابراهیم ایرجزاد اشاره کرد و گفت: «یکی از امتیازات برجسته این اثر، کارگردانی حسابشده ایرجزاد در کنار دیالوگنویسیهای قدرتمند است که باعث میشود ویژگیهای شخصیتی و مناسبات میان کاراکترها به شکلی عینی و ملموس به بیننده عرضه شود.»
خلیلیفرد با تاکید بر ریتم مناسب داستان خاطرنشان کرد: «سریال «گل سنگ» برخلاف بسیاری از آثار مشابه، دچار درجا زدن نمیشود. ما شاهد سیری هستیم که در آن قصه به سرعت از نقطهای به نقطه دیگر حرکت میکند و در این مسیر، اتفاقات دراماتیک مهمی شکل میگیرد که مانع از خستگی مخاطب میشود.»

گذار از ملودرام به تعلیق و جنایت
وی با تحلیل روند تغییر فضای داستان در قسمتهای ابتدایی تشریح کرد: «در عرض تنها سه قسمت، شاهد تغییر تدریجی فضا از یک محیط خانوادگی شوخوشنگ و شاد به سمت فضایی ملتهب و تنشآلود هستیم. کشمکشها به مرور افزایش مییابند و سریال با یک ضربآهنگ درست، مخاطب را غافلگیر میکند.»
خلیلیفرد همچنین تاکید کرد: «نکته جالب توجه، تغییر ژانر هوشمندانهای است که در پایان قسمت سوم رخ میدهد؛ جایی که با وقوع یک جنایت، داستان از فضای ملودرام به سمت تعلیق و دلهره حرکت میکند. این تغییر وضعیت به شکلی تدریجی و در یک نقطه اوج درست طراحی شده که نشاندهنده خلق غافلگیریهای بهجا در نقاط عطف فیلمنامه است.»
درخشش بازیگران و بازگشت مهتاب کرامتی
بخش پایانی سخنان این منتقد به تیم بازیگری اختصاص داشت. خلیلیفرد ضمن تمجید از انتخابهای هوشمندانه تیم تولید، بیان کرد: «پس از مدتی دوری خانم مهتاب کرامتی از فضای تصویر، شاهد یک بازی عالی و کاملاً متناسب با مختصات نقش محبوبه از سوی ایشان هستیم.»
وی در خصوص نقشآفرینی مهدی حسینینیا نیز افزود: «حسینینیا که در سالهای اخیر روند رو به رشدی را طی کرده، در این سریال نیز سنگ تمام گذاشته است. با وجود اینکه نقش ایشان به لحاظ سنی از سن واقعی خود بازیگر بیشتر است، اما دگردیسیهای شخصیت را بسیار روان و باورپذیر اجرا کرده است.»
خلیلیفرد در نهایت تاکید کرد که تمامی بازیگران، از جمله نقشهای مکمل، انتخابهای درخوری بودهاند که عملکرد مناسبی ارائه دادهاند و باید منتظر ماند و دید که در ادامه مسیر، این پیشرفت و کیفیت به چه سمتی هدایت خواهد شد.

