چطور فیلمنامهنویسان Train Dreams یک کتاب «غیرقابلاقتباس» را به فیلمی موفق تبدیل کردند؟

اقتباس (Train Dreams) از رمان کوتاه دنیس جانسون، برخلاف ظاهر سادهاش، یکی از دشوارترین پروژههای کلینت بنتلی و گرگ کوئدار بوده است. هرچند تعداد صفحات کتاب، فیلمنامه و زمان فیلم تقریباً با هم همخوانی دارد، اما سبک سیال و «جریان سیال ذهن» جانسون باعث شده بود که بنتلی ابتدا فکر کند این اثر «غیرقابلاقتباس» است.
بزرگترین چالش آنها یافتن ساختاری سینمایی بود که «پراکندگی شاعرانه» کتاب را از بین نبرد. راهحل آنها جابهجایی یک آتشسوزی فاجعهبار که در کتاب در صفحه ۴۰ رخ میدهد به میانه فیلم بود. این تغییر عملاً ساختار سهپردهای را شکست و فیلم را به دو نیمه تقسیم کرد: نیمه اول درباره تلاش گرینیِر برای ساختن زندگی خانوادگی، و نیمه دوم درباره بازگشت او از دل سوگی عمیق.
نریشن نیز بخش مهمی از اقتباس بود، زیرا شخصیت اصلی کمحرف است و انتقال لحن جانسون ضروری بود. با این حال، تیم سازنده بارها میان حذف و اضافهکردن نریشن در رفتوآمد بودند تا تعادل درستی پیدا کنند. بنتلی میگوید: «بعضی صحنهها بدون نریشن کار نمیکردند، اما در برخی دیگر بازی جوئل اجرتون بهتر از هر توضیحی بود.»
برخی از لحظات محبوب کتاب نیز حذف شدند. صحنه کوتاهی که در آن گرینیِر الویس پریسلی را در قطاری میبیند، به دلیل هزینه بالا کنار گذاشته شد. همچنین گفتوگوی ۱۲صفحهای درباره مردی که توسط سگش تیر خورده بود، هرچقدر هم تلاش کردند، در فیلم جا نمیشد. البته نیک کیو، که آهنگ پایانی فیلم را ساخت، برخی تصاویر حذفشده از جمله الویس را در ترانهاش گنجاند.
یکی از تغییرات مهم، گسترش شخصیت کلر تامپسون بود. در کتاب او فقط بیوهای است که گرینیِر وسایلش را حمل میکند، اما در فیلم به جنگلبانی تبدیل شده که نقشی کلیدی در نیمه دوم داستان دارد. بنتلی میگوید: «روح او را از کتاب گرفتیم، اما نقش و کارکردش را کاملاً بازآفرینی کردیم.»
پایانبندی نیز تغییر کرد. صحنه «پسر گرگنما» که پایان کتاب است، در فیلم وجود دارد اما نه بهعنوان پایان. تیم سازنده هنگام تدوین متوجه شد که صحنه پرواز با هواپیما که در کتاب زودتر رخ میدهد پایانی احساسیتر و مناسبتر برای فیلم است.
بنتلی میگوید: «ستاره راهنمای ما این بود: کاملاً به روح کتاب وفادار بمانیم، اما اجازه دهیم فیلم موجودیت مستقل خودش را پیدا کند.»