چرا Marty Supreme با وجود روایت دهه۵۰، اینقدر شیفته موسیقی و انرژی دهه۸۰ است؟
.jpg?w=1200&q=75)
جاش سفدی در گفتوگو با پادکست Toolkit توضیح میدهد که همیشه نسبت به ساخت فیلمهای دورهای «حس مقاومت» داشته است. او میگوید روایت دهه۵۰ درباره «فردگرایی خشن» پس از جنگ جهانی دوم برایش جذاب بود، اما نمیخواست فیلمی بسازد که «قدیمی» به نظر برسد. به گفته او، روایتهای نسل سایلنت (جوانانی که جنگ را تجربه نکرده بودند اما در شکوه پساجنگ زندگی میکردند) آنقدر زنده و معاصر بود که احساس میکرد میتواند آن را مثل یک داستان امروز روایت کند.
نقطه عطف زمانی رخ داد که سفدی به آرشیوی از مسابقات اوپن انگلیس در اواخر دهه۴۰ و اوایل دهه۵۰ رسید؛ تصاویری از مارتـی ریسمن، الهامبخش شخصیت اصلی فیلم. او هنگام تماشای این تصاویر، آهنگ (I Have the Touch) از پیتر گابریل را گوش میداد و ناگهان انرژی موسیقی دهه۸۰ با تصاویر دهه۵۰ «کاملاً جفت شد». این لحظه به گفته او «کیهانی» بود و نشان داد چگونه میتواند فیلمی دورهای بسازد که معاصر و پرشتاب احساس شود.
سفدی سپس به جستوجوی آرشیوهای تصویری دیگر پرداخت و فیلم صنعتی (Rapid Transit) محصول ۱۹۴۹ را یافت، اثری که توسط سال رویزمن، پدر فیلمبردار افسانهای اوون رویزمن، ساخته شده بود. این کشف برای او نشانهای بود که «گذشته و حال در گفتوگو هستند». او حتی یک ویدئوی ترکیبی ساده روی موبایل ساخت که موسیقی گابریل را روی تصاویر قدیمی گذاشت و همانجا فهمید که میتواند فیلمی بسازد که دههها را به هم پیوند میدهد.
در ادامه، موسیقی دهه۸۰ به ستون اصلی جهان فیلم تبدیل شد. سفدی میگوید این دوره «بازگشت رؤیای آمریکایی» و موج پستمدرنیسم بود؛ دورانی که خودِ دهه۵۰ دوباره در موسیقی و مد احیا شد. به همین دلیل، آهنگهایی از (Tears for Fears) ، (Alphaville)، (New Order) و (Public Image Ltd) وارد فیلم شدند. این قطعات به گفته او «کیفیت اسطورهای جوانی» را تقویت میکنند و جاهطلبی شخصیت اصلی را بازتاب میدهند.
در ابتدا قرار بود فیلم از زاویه دید مارتـی در دهه۸۰ روایت شود و نسخه پیرتر شخصیت (که تیموتی شالامی آن را بازی کرده بود) در پایان دیده شود، اما این ایده در تدوین کنار گذاشته شد. با این حال، روح آن مفهوم (گفتوگوی گذشته و آینده) در موسیقی و ساختار فیلم باقی ماند.