وقتی «انتخاب» است که «قهرمان» میسازد، نه «پیروزی»| ویدیو

تماشای فیلمهای ورزشی درسهای زیادی به ما میدهد؛ از جمله اینکه همیشه همه چیز درباره «پیروزی» نیست.
[هشدار: متن حاوی اسپویل]
گاهی «انتخاب» است که قهرمان میسازد، نه «پیروزی»؛ درست همان جایی که قهرمان به جای ادامه دادن، مکث میکند.
فیلم «تنهایی دونده استقامت» (The Loneliness of the Long Distance Runner) به کارگردانی تونی ریچاردسون (1962)، داستان نوجوانی از طبقه کارگر به نام کالین اسمیت را روایت میکند که به جرم سرقت به کانون اصلاح و تربیت فرستاده شده است. او بهخاطر استعدادش در دو استقامت مورد توجه رئیس مرکز قرار میگیرد و برای مسابقهای مهم آماده میشود. او در تمرینها گذشته تلخ خود، فقر، مرگ پدر و نابرابریهای اجتماعی را مرور میکند و بیش از پیش نسبت به شرایط پیرامون سرکش میشود.
در این فیلم کلاسیک با دوندهای طرف هستیم که میتوانست برنده باشد، اما انتخاب دیگری میکند؛ انتخابی که نه از سر ضعف است و نه از سر ناتوانی؛ بلکه از دلِ یک تصمیم شخصی در این باره میآید که این نتیجه برای «چه کسی» پیروزی محسوب میشود.
شاید به همین دلیل است که این پایان، هنوز هم یکی از بحثبرانگیزترین پایانهای تاریخ سینماست.
سینما گاهی به ما یادآوری میکند که رقابت فقط در نتیجه خلاصه نمیشود؛ بلکه در این است که چه چیزی را حاضر نیستیم برای بردن کنار بگذاریم.
و شاید مهمترین سؤال همین باشد:
وقتی همهچیز برای بردن آماده است… آیا همیشه باید برنده شد؟