وقتی «استاد» به هوش مصنوعی چراغ سبز نشان میدهد: اسکورسیزی و جدالِ نوستالژی با آینده

اما واقعیت، بسیار ظریفتر از آن چیزی است که در نگاه اول به نظر میرسد. اسکورسیزی قرار نیست هوش مصنوعی را به قلبِ درام یا روحِ قصهگوییاش راه دهد؛ حداقل فعلاً نه. ماجرا مربوط به استفاده از هوش مصنوعی برای سادهسازی «استوریبورد» (Storyboarding) در مرحلهی پیشتولیدِ فیلم جدیدش، «چه اتفاقی در شب میافتد» (What Happens at Night) است.
اسکورسیزی با همکاری استارتاپ «بلک فارست لبز» (Black Forest Labs)، ابزاری پیدا کرده که ایدههای ذهنیاش را سریعتر به تصویر بکشد. او در بیانیهای که از دفترِ کارش در نیویورک منتشر کرد، دیدگاهی متفاوت نسبت به مخالفانِ دوآتشهی تکنولوژی دارد:
«من به پیوند تکنولوژی و قصهگویی علاقهمندم. فراموش نکنید که سینما مدیومی جوان است که تنها ۱۲۵ سال قدمت دارد؛ پس باید پذیرای نحوه تکامل آن باشیم.»
اسکورسیزی تنها نیست؛ جبههی «آیندهنگرها»
اگرچه موجی از انتقادات از سویِ سنتگرایان علیه او به راه افتاده، اما واقعیت این است که اسکورسیزی در این جبهه تنها نیست. در هالیوود، لیستی بلندبالا از کارگردانانِ جریانساز و کارکشته وجود دارد که به هوش مصنوعی به چشم یک «ابزارِ جدید» (و نه جایگزینِ هنر) نگاه میکنند.
در حالی که بسیاری از اهالی سینما نگرانِ حذفِ نیروی انسانی هستند، چهرههایی مثل جیمز کامرون، مایکل مان، ورنر هرتسوک، جرج میلر و حتی مدیرِ فیلمبرداریِ افسانهای راجر دیکنز، در صفِ حامیانِ هوشمندسازیِ فرآیندهای سینمایی ایستادهاند:
مایکل مان: او آشکارا از احتمالِ استفاده از هوش مصنوعی برای جوانسازی بازیگران در پروژهی بزرگِ «مخمصه ۲» (Heat 2) سخن گفته است.
داگ لیمان: او حتی جسورانهتر عمل کرده و فیلم جدیدش را تماماً بر پایه صحنههای تولید شده با هوش مصنوعی بنا کرده است.
جورج میلر: احتمال میرود که در اثرِ خیرهکنندهاش «فیوریوسا»، از تکنولوژیهای مشابهی برای رسیدن به آن خروجیِ بصریِ بینقص بهره برده باشد.
آیا این پایانِ «هنر» است؟
مارتین اسکورسیزی همیشه به ابزارهایِ قصهگویی توجه ویژهای داشته است. اگر او روزی در «مرد ایرلندی» با هزینهای سرسامآور بازیگرانش را جوان کرد، شاید حالا هوش مصنوعی را میانبری میبیند که میتواند به «دموکراتیکتر» شدنِ قدرتِ تولید فیلم کمک کند.
این جدال، دعوایِ «ماشین علیه انسان» نیست؛ بلکه جدالِ میانِ کسانی است که معتقدند سینما باید در چارچوبهایِ کلاسیک باقی بماند و کسانی که معتقدند ابزارها فقط تغییر میکنند، اما «خلاقیت» همچنان در دستانِ فیلمساز است.
به نظر شما آیا کارگردانانی مثل اسکورسیزی با استفاده از این ابزارها، به ماهیتِ هنر خیانت میکنند، یا اینکه دارند به «تکاملِ مدیومِ سینما» کمک میکنند؟ آیا هوش مصنوعی میتواند همان روحی را به استوریبوردها بدهد که مداد و کاغذِ یک طراحِ حرفهای میداد؟