جستجو در سایت

1405/02/27 11:15
نقد فیلم‌های جشنواره کن 2026

مروری بر فیلم Beloved| ترسناک‌ترین بازی خاویر باردم در تمام دوران حرفه‌ای‌اش

مروری بر فیلم Beloved| ترسناک‌ترین بازی خاویر باردم در تمام دوران حرفه‌ای‌اش
رودریگو سورویوگن با «محبوب» یکی از هولناک‌ترین و بی‌رحم‌ترین درام‌های سال را ساخته؛ اثری درباره سوءاستفاده عاطفی، قدرت مردانه و رابطه بیمار پدر و دختر. خاویر باردم در نقشی که یادآور شومیِ «جایی برای پیرمردها نیست» است، حضوری تکان‌دهنده و عمیقاً آزاردهنده ارائه می‌دهد.

ترجمه اختصاصی سلام سینما؛ نگار رعنایی| خاویر باردم در این فیلم تازه از رودریگو سورویوگن، کارگردان اسپانیایی که با تریلر روستایی The Beasts در سال ۲۰۲۳ شوک آفرید، ترسناک‌ترین بازی خود را از زمان No Country for Old Men ارائه می‌دهد. «محبوب» (Beloved) فیلمی درباره پشت‌صحنه یک پروژه سینمایی است؛ موضوعی که معمولاً بهانه‌ای برای نوستالژی، شیفتگی یا ستایش جادوی سینما می‌شود، اما اینجا هیچ‌کدام از این‌ها وجود ندارد. همان‌طور که با فیلم Fatherland پاول پاولیکوفسکی نیز دیده شد، امسال جشنواره کن به شکلی عجیب به میدان نمایش روابط مختل پدر و دختر تبدیل شده.

باردم نقش استبان را بازی می‌کند؛ کارگردانی مشهور، برنده اسکار و نخل طلا، مردی جذاب و دنیا‌دیده که در طول فیلم به‌تدریج چهره واقعی‌اش را آشکار می‌کند: مردی در آستانه بحرانی مبهم در میانسالی. او ازدواج کرده و دو فرزند دارد، اما تصمیم گرفته پس از سال‌ها بی‌خبری، با دختر بزرگسالش از رابطه‌ای پیشین تماس بگیرد؛ دختری که مادرش، بازیگر فیلم اول استبان، درست پس از آن پروژه بازیگری را کنار گذاشت.

این دختر، امیلیا، با بازی هوشمندانه و دقیق ویکتوریا لوئنگو، اکنون خود بازیگر است. استبان او را به ناهار دعوت می‌کند تا نقش اصلی فیلم جدیدش، داستانی در دهه ۱۹۳۰ درباره استعمار اسپانیا در صحرای غربی، را به او پیشنهاد دهد.

سورویوگن، باردم و لوئنگو این ملاقات را به شکلی نفس‌گیر و پرتنش تصویر می‌کنند. استبان دیگر مشروب نمی‌خورد، اما امیلیا یک آبجو و یک لیوان شراب سفارش می‌دهد. استبان با لبخندی مطمئن تأکید می‌کند که پیشنهادش هیچ ربطی به «ژن خوب» ندارد و با ذوق می‌پرسد آیا می‌توانند مثل گذشته با هم سینما بروند. اما امیلیا حال او را با یادآوری خشمگینانه یک خاطره تلخ خراب می‌کند: روزی که در ۱۲سالگی برای دیدن Kill Bill: Volume 2 رفتند و پدرش مست و نشئه سر صحنه حاضر شد و او را برای همیشه زخمی کرد.

استبان با عصبانیت می‌گوید او ماجرا را اشتباه به یاد می‌آورد؛ گس‌لایتینگ آشکار او اما باعث لغو پیشنهاد نقش نمی‌شود، هرچند هشدار می‌دهد که «در طول فیلم‌برداری سختگیر» خواهد بود. این مقدمه‌ای است بر یک پروژه سینمایی که به کابوسی از سوءاستفاده و خشونت روانی بدل می‌شود؛ تضادی تلخ با فیلمی که ظاهراً قرار است نقدی بر قدرت پدرسالارانه و استعمار باشد.

استبان مردی است کنترل‌گر و سلطه‌جو؛ ویژگی‌هایی که در کنار جذابیت حرفه‌ای‌اش حتی ترسناک‌تر می‌شوند. او از اینکه امیلیا پس از فیلم‌برداری با دیگر عوامل وقت می‌گذراند (و نه با او) خشمگین و رنجیده است. با لحنی پدرسالارانه به او نصیحت‌های شخصی می‌کند، از جمله اینکه «مشروب را کنار بگذارد»؛ توصیه‌ای که امیلیا با عصبانیت آن را ریاکارانه و غیرقابل تحمل می‌خواند. این برخورد باعث می‌شود استبان او را مانند کودکی ناسپاس تحقیر کند.

این وضعیت سمی در نهایت به صحنه‌ای منتهی می‌شود که تماشایش تقریباً غیرممکن است: انفجار خشونت استبان در گرمای سوزان سر صحنه، پس از برداشت‌های مکرر و ناکام.

«محبوب» ردّی تند و بی‌رحم بر هرگونه خیال‌پردازی رمانتیک درباره فیلم‌سازی است؛ مطالعه‌ای روان‌شناختی و تکان‌دهنده از رویارویی دردناک پدر و دختر. آیا امیلیا با وجود تمام تردیدهایش این نقش را پذیرفته تا پدرش را وادار به مواجهه با گذشته کند؟ شاید. اما فیلم احتمال دیگری را نیز پیش می‌کشد: اینکه استبان کل این پروژه را طراحی کرده تا دخترش را مطیع خود کند، تا او را وادار به قدردانی، بخشش و حتی فراموشی رفتارهای گذشته‌اش کند.

این ایده‌ای هولناک است که با بازی‌های درخشان باردم و لوئنگو به شکلی تکان‌دهنده جان می‌گیرد.
 


اخبار مرتبط
ارسال دیدگاه
captcha image: enter the code displayed in the image