۱۳ نبرد برتر دنیای Game of Thrones و House of the Dragon؛ از نبرد حرامزادهها تا نبرد گلوگاه

ترجمه اختصاصی سلام سینما؛ نگار رعنایی| یکی از مهمترین دلایل محبوبیت دنیای «بازی تاجوتخت» (Game of Thrones)، نبردهای عظیم و سکانسهای اکشن خیرهکننده آن است؛ صحنههایی که استاندارد تولید سریالهای تلویزیونی را متحول کردند و کیفیتی همتراز با آثار سینمایی بزرگی مانند سهگانه «ارباب حلقهها» داشتند. حالا «خاندان اژدها» (House of the Dragon) که روایتش قرنها پیش از وقایع Game of Thrones جریان دارد، با حضور پررنگتر اژدهایان، این میراث را وارد مرحلهای تازه کرده است.
این مجموعه که بر اساس رمانهای «نغمه یخ و آتش» اثر جرج آر. آر. مارتین ساخته شده، هرچند به نبردهای باشکوه و اکشن حماسی شهرت دارد، اما در نهایت داستانی شخصیتمحور است. تأثیرگذارترین نبردهای این جهان زمانی شکل میگیرند که در دل آنها سرنوشت شخصیتها و روابطشان به نقطه اوج میرسد؛ از هاردهوم گرفته تا نبرد روکز رست در فصل دوم House of the Dragon. همین موضوع باعث شده مخاطب هیچگاه از زنده ماندن شخصیتهای محبوبش مطمئن نباشد و هر نبرد، بار احساسی سنگینی داشته باشد.
در ادامه 13 نبرد برتر دنیای «بازی تاجوتخت» و «خاندان اژدها» را با یکدیگر مرور خواهیم کرد.
هشدار: این مطلب حاوی اسپویل فصل سوم سریال House of the Dragon است.
۱۳. دنریس در برابر بردهداران
Game of Thrones | فصل ششم، قسمت نهم – The Battle of the Bastards

درست پیش از نبرد مشهور حرامزادهها، دنریس تارگرین در شهر میرین با بزرگترین چالش خود روبهرو میشود. ناوگان بردهداران برای بازپسگیری شهر از راه میرسد، اما دنریس سوار بر دروگون و همراه با دو اژدهای دیگرش، کشتیهای دشمن را در آتش اژدها نابود میکند.
این سکانس قدرت واقعی اژدهایان را به نمایش میگذارد و مقدمهای برای نبردهای آینده است، اما در مقایسه با دیگر لحظات ماندگار سریال، تأثیر کمتری دارد. هرچند دنریس همیشه یکی از محبوبترین شخصیتهای مجموعه بود، اما داستان او در خلیج بردهداران هرگز به اندازه اتفاقات وستروس جذاب و پرتنش از کار درنیامد.
۱۲. نبرد کینگز لندینگ
Game of Thrones | فصل هشتم، قسمت پنجم – The Bells

نبرد کینگز لندینگ در عمل نقطه اوج نهایی Game of Thrones محسوب میشود؛ نبردی که از نظر تولید، جلوههای ویژه و مقیاس اجرایی چشمگیر است، اما ضعفهای فیلمنامه اجازه نمیدهد به جایگاهی ماندگار برسد.
بزرگترین انتقاد به این قسمت، تصمیم ناگهانی برای سقوط اخلاقی دنریس و سوزاندن شهر است. اگرچه چنین پایانی شاید با مسیر شخصیتی او همخوانی داشته باشد، اما شتابزدگی فصل هشتم باعث شد این تحول برای بسیاری از مخاطبان باورپذیر نباشد و تأثیر نبرد نیز کاهش پیدا کند.
۱۱. نبرد وینترفل
Game of Thrones | فصل هشتم، قسمت سوم – The Long Night

نبرد وینترفل نیز مانند نبرد کینگز لندینگ قربانی مشکلات فصل پایانی شد. سریال هفت فصل تمام، وایتواکرها را بهعنوان بزرگترین تهدید جهان معرفی کرده بود، اما سرنوشت آنها تنها در یک قسمت تعیین شد.
علاوه بر این، نورپردازی بسیار تاریک قسمت باعث شد بسیاری از لحظات نبرد بهخوبی دیده نشوند. مهمتر از همه، برخلاف منطق همیشگی Game of Thrones که هیچ شخصیتی را در امان نمیگذاشت، اینبار قهرمانان اصلی تقریباً آسیبناپذیر به نظر میرسند و تنها سربازان گمنام قربانی میشوند. غافلگیری مربوط به کشتن نایت کینگ توسط آریا استارک نیز اگرچه غیرمنتظره بود، اما از نظر بسیاری از مخاطبان، پشتوانه روایی کافی نداشت.
۱۰. میدانهای مبارزه میرین
Game of Thrones | فصل پنجم، قسمت دهم – Mother's Mercy

درگیری در میدانهای مبارزه میرین از نظر اهمیت داستانی شاید چندان بزرگ نباشد، اما چند لحظه فراموشنشدنی را در خود جای داده است. حمله ناگهانی پسران هارپی به لطف طراحی مرموز و ترسناک آنها، تنش قابل توجهی ایجاد میکند.
اوج این نبرد زمانی رقم میخورد که دنریس برای نخستینبار بر دروگون سوار میشود و اژدهای سرکش پس از مدتها غیبت، برای نجات او بازمیگردد. بازگشت جورا مورمونت و حضور تیریون لنیستر در میرین نیز به اهمیت این سکانس میافزاید.
۹. نبرد استپاستونز
House of the Dragon | فصل اول، قسمت سوم – Second of His Name

نخستین نبرد بزرگ House of the Dragon شاید به عظمت نبردهای Game of Thrones نباشد، اما هیجان قابل توجهی به فصل اول اضافه کرد. درگیری با کرابفیدر فرصتی است تا دیمون تارگرین تواناییهای خود را به نمایش بگذارد.
در نهایت نیروهای خاندان ولاریون به فرماندهی کورلیس ولاریون پیروزی را کامل میکنند، اما افتخار اصلی نصیب دیمون میشود که شخصاً دشمن را از میان برمیدارد. این نبرد ترکیبی از مبارزه با شمشیر، حضور اژدها و ورود نیروهای کمکی در آخرین لحظه را ارائه میدهد.
۸. نبرد آن سوی دیوار
Game of Thrones | فصل هفتم، قسمت ششم – Beyond the Wall

ایده اعزام گروه کوچکی از شخصیتهای اصلی به آن سوی دیوار برای اسیر کردن یک وایت واکر از همان ابتدا چندان منطقی به نظر نمیرسید و همین موضوع روی کیفیت نبرد تأثیر گذاشت.
با این حال، ورود دنریس و اژدهایانش به همراه موسیقی حماسی رامین جوادی باعث میشود این قسمت از نظر سرگرمکنندگی همچنان در سطح بالایی قرار بگیرد، هرچند فاصله گرفتن از قواعد واقعگرایانه جهان Game of Thrones نقطه ضعف اصلی آن محسوب میشود.
۷. حمله به کاروان غنائم
Game of Thrones | فصل هفتم، قسمت چهارم – The Spoils of War

این نبرد نخستین رویارویی بزرگ دنریس تارگرین با ارتشهای وستروس است. جیمی لنیستر پس از تصرف هایگاردن در حال انتقال آذوقه و ثروت به کینگز لندینگ است که ناگهان با یورش سوارهنظام دوتراکی و حمله دروگون روبهرو میشود.
جذابیت این نبرد تا حد زیادی به شباهتش با نبرد میدان آتش در تاریخ خاندان تارگرین بازمیگردد؛ جایی که بار دیگر آتش اژدها سرنوشت میدان نبرد را تغییر میدهد.
۶. نبرد قلعه بلک
Game of Thrones | فصل چهارم، قسمت نهم – The Watchers on the Wall

نبرد قلعه بلک یکی از تراژیکترین درگیریهای کل مجموعه است. جان اسنو پس از زندگی در میان وحشیها، دیگر آنها را دشمن مطلق نمیبیند و مخاطب نیز نسبت به هر دو طرف احساس همدلی پیدا میکند.
مرگ دردناک ایگریت در آغوش جان اسنو، یکی از احساسیترین لحظات کل سریال است و این نبرد نقش مهمی در شکلگیری نگاه جان نسبت به اتحاد انسانها در برابر تهدید اصلی، یعنی وایتواکرها، ایفا میکند.
۵. نبرد روکز رست
House of the Dragon | فصل دوم، قسمت چهارم – The Red Dragon and the Gold

قسمت چهارم فصل دوم House of the Dragon یکی از بهترین نبردهای کل فرنچایز را رقم زد. برای نخستینبار در جنگ موسوم به رقص اژدهایان، هر دو طرف با اژدهایان خود وارد میدان میشوند و نتیجه، یکی از باشکوهترین نبردهای تاریخ این جهان است.
از نظر داستانی نیز این قسمت بسیار تأثیرگذار است؛ رینیس تارگرین جان خود را برای سیاهان فدا میکند و در سوی دیگر، رابطه پیچیده ایموند و اگان با تصمیم شوکهکننده ایموند برای حمله به برادرش وارد مرحله تازهای میشود.
۴. هاردهوم
Game of Thrones | فصل پنجم، قسمت هشتم – Hardhome

هاردهوم بدون تردید ترسناکترین نبرد Game of Thrones است. برای نخستینبار قدرت واقعی ارتش مردگان به تصویر کشیده میشود و جان اسنو تلاش میکند تا هرچه بیشتر از وحشیها را نجات دهد.
کشف اینکه فولاد والریایی میتواند وایتواکرها را از بین ببرد، اهمیت داستانی زیادی دارد؛ اما مهمتر از آن، پایان تکاندهنده قسمت است؛ جایی که نایت کینگ با زنده کردن کشتهشدگان، ارتش خود را در برابر چشمان جان اسنو بزرگتر میکند.
۳. نبرد بلکواتر
Game of Thrones | فصل دوم، قسمت نهم – Blackwater

پس از محدودیتهای بودجهای فصل اول، Game of Thrones در فصل دوم نخستین نبرد بزرگ خود را به تصویر کشید. جذابیت نبرد بلکواتر در این است که شخصیتهای محبوب و منفور در هر دو جبهه حضور دارند و انتخاب طرف درست چندان ساده نیست.
انفجار عظیم وایلدفایر همچنان یکی از فراموشنشدنیترین لحظات کل مجموعه محسوب میشود و شخصیتهایی مانند تیریون، سرسی، استنیس و سگ شکاری در طول نبرد فرصت درخشیدن پیدا میکنند.
۲. نبرد گلوگاه
House of the Dragon | فصل سوم، قسمت اول – Salt and Sea, Fire and Blood

فصل سوم House of the Dragon با یکی از بزرگترین و خونینترین نبردهای تاریخ وستروس آغاز میشود. در حالیکه رینیرا تارگرین برای حمله به کینگز لندینگ آماده میشود، ناوگان تریآرکی به محاصره دریایی حمله میکند و نبرد عظیم گلوگاه شکل میگیرد.
این نبرد که در تاریخ وستروس بهعنوان خونینترین نبرد دریایی و هوایی شناخته میشود، از نظر اجرا تقریباً بینقص است. اوج تراژدی نیز با مرگ جاکیریس ولاریون پس از سقوط اژدهایش در دریا رقم میخورد؛ پایانی که آن را به یکی از تلخترین لحظات کل فرنچایز تبدیل میکند.
۱. نبرد حرامزادهها
Game of Thrones | فصل ششم، قسمت نهم – The Battle of the Bastards

اگر قرار باشد تنها یک نبرد بهعنوان نماد Game of Thrones انتخاب شود، بدون شک نبرد حرامزادهها بهترین گزینه است. این قسمت خشونت، هرجومرج و خفقان جنگهای قرونوسطایی را با دقتی مثالزدنی به تصویر میکشد؛ از محاصره شدن جان اسنو میان سپرها گرفته تا تلاش او برای نفس کشیدن زیر انبوه اجساد.
از سوی دیگر، بار احساسی نبرد نیز در بالاترین سطح قرار دارد. رمزی بولتون منفورترین دشمن سریال است و قتل ریکان استارک انگیزهای مضاعف برای پیروزی خاندان استارک ایجاد میکند. بازپسگیری وینترفل، پایان یکی از طولانیترین و مهمترین خطوط داستانی مجموعه است و همین موضوع باعث شده نبرد حرامزادهها همچنان معیار طلایی تمام نبردهای دنیای Game of Thrones باقی بماند؛ معیاری که حتی اسپینآفهای آینده نیز کار دشواری برای رسیدن به آن خواهند داشت.

دانشآموخته ادبیات انگلیسی و مترجمی با هفت سال تجربه کار. یک سال است در «سلام سینما» به تولید محتوا درباره سینمای جهان مشغولم. همیشه دنبال داستانهای جدید و تجربههای متفاوت در دنیای هنر هستم.