جستجو در سایت

1405/03/31 20:15

نقد فیلم The Drama| کمدی رمانتیکِ تیره و تلخ A24 که زیر بار جاه‌طلبی‌هایش فرو می‌ریزد

نقد فیلم The Drama| کمدی رمانتیکِ تیره و تلخ A24 که زیر بار جاه‌طلبی‌هایش فرو می‌ریزد
کریستوفر بورگلی در The Drama با بازی زِندایا و رابرت پتینسون تلاش می‌کند مرز میان عشق و شیفتگی را در قالب کمدی رمانتیکِ سیاه و سوررئال بررسی کند، اما ضعف در پرداخت شخصیت‌ها، ناتوانی در مواجهه با موضوعات حساس نژادی و جنسیتی، و زیاده‌روی‌های فرمی باعث می‌شود فیلم هرگز به پرسش‌هایی که مطرح می‌کند پاسخ ندهد.

ترجمه اختصاصی سلام سینما؛ نگار رعنایی| تشخیص تفاوت میان عشق و شیفتگی بسیار دشوارتر از آن است که دوست داریم باور کنیم. تنها گذر زمان و عبور از بحران‌هاست که حقیقت را آشکار می‌کند. کمدی‌های رمانتیک سال‌هاست این مرزهای لغزان را می‌آزمایند؛ اغلب از طریق روابطی که با نیرویی فانتزی یا مضحک از هم می‌پاشند. در فیلم The Drama ساخته کریستوفر بورگلی، این مرزها در قالب روایتی تاریک و ابزورد به چالش کشیده می‌شود؛ جایی که اما (زِندایا) و چارلی (رابرت پتینسون)، زوجی نامزدشده، با افشای گذشته‌ای هولناک از سوی اما، آرامش رابطه‌شان را به هم می‌ریزند. اما سقوط رابطه‌شان در دستان بورگلی هرگز به عمقی که وعده می‌دهد نمی‌رسد.

فیلم با وجود جاه‌طلبی‌اش، در پرداخت موضوعاتی چون عشق واقعی، ریاکاری اخلاقی، و خشونت مرتبط با نژاد و جنسیت، سطحی و ناپخته باقی می‌ماند. نتیجه، اثری است زیباشناسانه پرکار اما از نظر معنایی تهی.

فیلمی خام‌دستانه و عقب‌گردی نسبت به Dream Scenario

The Drama اثری نابالغ و خودشیفته است؛ گامی رو به عقب نسبت به فیلم قبلی بورگلی، یعنی کمدی سوررئال Dream Scenario با بازی نیکلاس کیج. برخلاف آن فیلم، The Drama قصد ندارد شخصیت‌هایش را به سخره بگیرد؛ بلکه می‌خواهد آن‌ها را انسانی و قابل‌درک نشان دهد و منتقدانشان را ریاکار جلوه دهد. اما فیلم، با شخصیت‌پردازی ضعیف و روایت دورانی، حق ندارد مخاطب بی‌تفاوت را سرزنش کند، وقتی خودش شخصیت‌هایش را نمی‌شناسد.

آغاز رابطه

فیلم با صحنه‌ای از نخستین ملاقات اما و چارلی شروع می‌شود. چارلی در حال نوشتن متن سخنرانی عروسی‌اش است و خاطره آشنایی‌شان را برای دوستش مایک (مامودو آتیه) تعریف می‌کند. او در یک کافه شلوغ، از دور به اما خیره می‌شود، از کتابش عکس می‌گیرد، درباره‌اش جست‌وجو می‌کند و سپس وانمود می‌کند آن را خوانده است.
چارلی دست‌وپاچلفتی است و حتی نمی‌فهمد که دارد با گوش ناشنوای اما صحبت می‌کند. اما با این حال، اما به او فرصت دوباره می‌دهد.

اما فیلم هرگز توضیح نمی‌دهد چرا این دو جذب هم شده‌اند:

• چه چیزی در یکدیگر دوست دارند؟

• چه چیزی آزارشان می‌دهد؟

• چه آینده‌ای برای خود متصورند؟

رابطه‌شان تهی است؛ چیزی جز «حال‌و‌هوا» نیست.

اعترافی که همه‌چیز را می‌شکند

در شبی که دوستانشان بازی «بدترین کاری که کرده‌ای» را انجام می‌دهند، اعتراف‌های شوخی‌وار مایک، ریچل و چارلی با اعتراف اما مقایسه‌پذیر نیست. او فاش می‌کند که در نوجوانی قصد انجام عملی مرگبار با اسلحه پدرش را داشته است. این اعتراف همه را علیه او می‌شوراند.

ناتوانی فیلم در پرداخت لایه‌های نژادی و جنسیتی شخصیت اما

بزرگ‌ترین ضعف فیلم، پرداخت سطحی و نادرست شخصیت اما است.

زِندایا با بازی ظریف و درونی‌اش نشان می‌دهد چگونه برداشت‌ها از زنان سیاه‌پوست، به‌ویژه از سوی زنان سفیدپوست در مواجهه با خشونت تغییر می‌کند. ریچل که پیش‌تر مهربان بود، ناگهان نسبت به اما سمی و پرخاشگر می‌شود؛ چارلی نیز از او می‌ترسد.

اما فیلم هرگز به پرسش‌های مهمی که گذشته اما مطرح می‌کند نمی‌پردازد:

• تصویر زنان سیاه‌پوست به‌عنوان «خطرناک» یا «قابل‌اصلاح»

• نگاه مردان سفید به زنان سیاه‌پوست به‌عنوان «دیگری»

• کلیشه زن سیاه‌پوستِ «دیوانه»

• ریشه‌های نژادپرستی جنوب آمریکا


بورگلی این تاریخ و پیچیدگی را نمی‌شناسد، پس به آن نزدیک نمی‌شود.

فرم شلوغ، تدوین آشفته و سوررئالیسم بی‌هدف

فیلم از نظر فرمی نیز دچار افراط است:

• تدوین L-cut که دیالوگ‌ها را نیمه‌کاره رها می‌کند

• تصاویر غیرخطی که ناگهان به گذشته می‌پرند

• سکانس‌های رؤیاگونه که چیزی به شخصیت‌ها اضافه نمی‌کنند

• صحنه‌ای ناخوشایند که در آن چارلی بزرگسال نسخه نوجوان اما را نوازش می‌کند

هرچه فیلم بیشتر تلاش می‌کند به کمدی فرویدی سوررئال تبدیل شود، کمتر می‌توان با آن همراه شد.

شخصیت‌پردازی ضعیف چارلی

پتینسون بازیگری است که می‌تواند از هر شخصیت درمانده‌ای عمق بسازد، اما چارلی در این فیلم سطحی و بی‌مسیر است.

ترس او از گذشته اما به هیچ تحول درونی نمی‌انجامد. او، مانند مایک و ریچل، تنها ابزاری روایی است؛ نه انسانی واقعی.

به همین دلیل، پایان فیلم بی‌اثر، بی‌درام و صرفاً «وابسته به حال‌و‌هوا» است.
 

نگار رعنایی

دانش‌آموخته ادبیات انگلیسی و مترجمی با هفت سال تجربه کار. یک سال است در «سلام سینما» به تولید محتوا درباره سینمای جهان مشغولم. همیشه دنبال داستان‌های جدید و تجربه‌های متفاوت در دنیای هنر هستم.


اخبار مرتبط
ارسال دیدگاه
captcha image: enter the code displayed in the image