نقد فیلم Masters of the Universe؛ شکست ۲۰۰ میلیون دلاری آمازون در احیای یک اسطوره فراموششده

ترجمه اختصاصی سلام سینما؛ نگار رعنایی| در دههٔ گذشته، هالیوود بهطور وسواسگونهای به سراغ احیای اسباببازیها، کمیکها و فرنچایزهای قدیمی رفت؛ اما در سالهای اخیر، نشانههای خستگی مخاطب کاملاً آشکار شده.
۱. بحران آیپیسازی در هالیوود؛ وقتی نوستالژی دیگر کار نمیکند
فیلم Masters of the Universe دقیقاً در همین نقطه شکست میخورد: آیپیای که نه محبوبیت گذشته را دارد و نه پتانسیل فرهنگی تازهای برای نسل امروز.
در حالیکه آثار موفق ۲۰۲۶ یا بر پایهٔ برندهای واقعاً محبوب ساخته شدهاند یا کاملاً اصیل بودهاند، هیمن در میانهٔ این دو مسیر گیر کرده؛ نه نوستالژی کافی دارد، نه خلاقیت لازم برای بازتعریف خود.
این فیلم نمونهای است از همان وضعیتی که بسیاری از تحلیلگران آن را «خستگی آیپی» مینامند؛ وضعیتی که میتوان دربارهاش بیشتر در تحلیل روند آیپیسازی نوشت.
۲. مشکل بنیادین فیلم: ناتوانی در انتخاب لحن
فیلم تراویس نایت میان دو رویکرد در نوسان است:
- رویکرد طنزآمیز و خودآگاه که میخواهد به مضحکبودن جهان هیمن اشاره کند
- رویکرد جدی و حماسی که میخواهد یک ماجراجویی بزرگ و احساسی بسازد
اما هیچکدام را کامل دنبال نمیکند.
نتیجه، اثری است که نه خندهدار است، نه هیجانانگیز، نه احساسی.
این همان «بحران لحن» است که بسیاری از بلاکباسترهای شکستخوردهٔ اخیر نیز گرفتار آن بودهاند؛ از Dark Universe گرفته تا Dungeons & Dragons.
۳. انتخاب بازیگر: نیکولاس گالیتزین و نقشهایی که با او نمیخواند
گالیتزین در سالهای اخیر با نقشهای عاشقانهٔ لطیف شناخته شده؛ بنابراین انتخاب او برای نقش هیمن، قهرمانی عضلانی و نمادین، از ابتدا چالشبرانگیز بود.
او تلاش میکند میان دو تصویر متفاوت از خود تعادل برقرار کند:
- آدامِ زمینی و کارمند منابع انسانی
- هیمنِ قهرمان و جنگجو
اما فیلم هیچگاه اجازه نمیدهد این دوگانگی به یک قوس شخصیتی منسجم تبدیل شود.
این ضعف، نهتنها به بازی او لطمه زده، بلکه به هویت شخصیت نیز آسیب رسانده.
۴. جرد لتو و اسکلِتوری که قرار بود کاریزماتیک باشد
لِتو تلاش میکند اسکلِتور را با حالوهوای «ایان مککلنوار» بازی کند، اما نتیجه بیشتر شبیه تقلیدی ناموفق است.
شخصیتپردازی او نه تهدیدکننده است، نه پیچیده و نه حتی بامزه و این برای یک ضدقهرمان در فیلمی با این ابعاد، ضربهای جدی است.
۵. آشفتگی روایی؛ شلوغ، طولانی، اما تهی
فیلم با زمان ۱۴۳ دقیقه، هم بیش از حد طولانی است و هم فاقد عمق.
مشکلات اصلی «اربابان کیهان» روایت شتابزده و در عین حال کشدار، تلاش برای جا دادن عناصر متعدد از جهان هیمن، پیامهای سطحی دربارهٔ مردانگی و تعادل قدرت، یک رابطهٔ عاشقانهٔ بیاثر، شوخیهایی که هرگز نمینشینند و اکشنی که با وجود هزینهٔ بالا، «ارزان» بهنظر میرسد، است.
این همان ترکیب خطرناک «شلوغی + پوچی» است که بسیاری از بلاکباسترهای شکستخورده را تعریف میکند.
۶. مسئلهٔ بزرگتر: چرا این فیلم اصلاً باید ساخته میشد؟
این پرسش، هستهٔ اصلی نقد است.
شخصیت هیمن:
- دیگر محبوبیت گذشته را ندارد
- نسل جدید با آن ارتباطی ندارد
- جهان داستانیاش از ابتدا بر اساس فروش اسباببازی شکل گرفته بود
- و هیچ ضرورت فرهنگی یا هنری برای بازگشتش وجود نداشت
فیلم نهتنها نتوانسته این خلأ را پر کند، بلکه آن را برجستهتر کرده.
۷. جمعبندی: یک شکست پرهزینه و درسآموز
Masters of the Universe نمونهای است از اینکه:
- بودجهٔ عظیم تضمین موفقیت نیست
- نوستالژی همیشه جواب نمیدهد
- آیپیهای فراموششده را نمیتوان با جلوههای ویژه احیا کرد
- و مهمتر از همه، فیلمی که هویت ندارد، نمیتواند مخاطب بسازد
تماشاگر در پایان نه سرگرم شده، نه هیجانزده، نه حتی کنجکاو برای ادامهٔ احتمالی. تنها چیزی که باقی میماند، این پرسش است: «چرا این فیلم ساخته شد؟»

دانشآموخته ادبیات انگلیسی و مترجمی با هفت سال تجربه کار. یک سال است در «سلام سینما» به تولید محتوا درباره سینمای جهان مشغولم. همیشه دنبال داستانهای جدید و تجربههای متفاوت در دنیای هنر هستم.