جلوههای اعتراض در سینمای ایران | شاکی روزگار منم + ویدیو

اختصاصی سلام سینما: ذات سینمای ایران، سینمای عموما خنثای این روزها نیست؛ اعتراض زمانی جزئی جدانشدنی از سینمای ایران بود. مخاطب فیلمهای اجتماعی میدانست روی صندلی سینما بناست حرف دل بشنود، همدردی را تماشا کند، با کاراکترها فریاد بزند، بشکند و دوباره بسازد.
این امر متعلق به زمانی بود که سینماگران آزادی و جسارت بیشتری در پرداختن به دردهای جامعه داشتند. در این روزهای سرد و ابری جامعه متلاطم ما که دلخوشیها کم کم فراموش شدهاند، برای پیدا کردن اندکی آسودگی باید چشم تنگ کرد و به دنبال شبچراغی از امید گشت، در روزگاری که سفرهها تنگ و دلها خالی شده و ماست هم قسطی به فروش میرسد، هوا برای تنفس و آب برای آرامش نیست و قیمت ارز، طلا، آرزو و آینده سر به فلک کشیده است، جلوههایی از اعتراض را در سینمای ایران مرور کردهایم.
در این ویدیو لحظاتی از فیلمهای زیر را میبینید:
«قیصر» (مسعود کیمیایی)
«زیر پوست شهر» (رخشان بنیاعتماد»
«متولد ماه مهر» (احمدرضا درویش)
«اعتراض» (مسعود کیمیایی)
«آواز قو» (سعید اسدی)
«عصبانی نیستم!» (رضا درمیشیان)