نقد فیلم Paper Tiger| درامی جنایی و خانوادگی با بازی خیرهکننده آدام درایور و اسکارلت جوهانسون

ترجمه اختصاصی سلام سینما؛ نگار رعنایی| فیلم (Paper Tiger) با نقلقولی از آشیل آغاز میشود: «بگذار ثروتی باشد بیاشک؛ کافی برای مرد دانا که بیش از آن نخواهد.» این جمله، که یادآور تراژدی یونانی است، کاملاً با فضای (Paper Tiger) همخوانی دارد؛ روایتی گزنده از رؤیای آمریکاییِ ازهمپاشیده، آکنده از خیانت، ترس و مرگ که همچون رگههایی از خون در تار و پود فیلم جریان دارد. این اثر را نمیتوان دنبالهای مستقیم بر (Armageddon Time) دانست، اما بیشک همخانواده آن است؛ فیلمی که همچنان ریشه در کودکی گری دارد و از نظر لحن و مضمون به نخستین فیلم او، «Little Odessa» (۱۹۹۴)، نزدیکتر است.
این نهمین و شاید بهترین فیلم جیمز گری است؛ اثری که همچون حلقهای کامل، بار دیگر به تاریخچه شخصی و خانوادگی او بازمیگردد: از مادر در حال مرگ در (Little Odessa) تا مهاجرت پدربزرگ و مادربزرگش در (The Immigrant) و تجربه تلخ بلوغ در (Armageddon Time).
درامی جنایی با قلبی خانوادگی
(Paper Tiger) در اصل یک تریلر جنایی است، اما به همان اندازه یک درام خانوادگی نیز محسوب میشود. گری بار دیگر والدین خود را بازآفرینی کرده است؛ اینبار با بازی اسکارلت جوهانسون و مایلز تلر در نقش هستر و اروین، نسخههایی تازه از شخصیتهایی که پیشتر آن هاتاوی و جرمی استرانگ در (Armageddon Time) ایفا کرده بودند. قرار بود همان بازیگران بازگردند، اما با انصراف آنها، گری مسیر تازهای را برگزید و فیلم را به ملودرامی پرقدرت و احساسی بدل کرد.
دو پسر خانواده، اسکات (گوین گودی) و بن (رومن انگل)، شیفته عمویشان گری (آدام درایور) هستند؛ پلیسی سابق که زندگی پرزرقوبرقش در تضاد کامل با پدر مهندس و آرام آنهاست. گری با اتومبیل شیک، کتوشلوارهای تیز و اسلحهای در ساق پا، برای پسرها قهرمانی تمامعیار است.
ورود به دنیای خطرناک مافیای روسیه
گری که در ظاهر مردی موفق و قابلاعتماد است، اروین را وارد معاملهای مشکوک با مافیای روسیه میکند؛ قراردادی مربوط به پاکسازی کانال گوانوس، یکی از آلودهترین مناطق بروکلین. او حقیقت را پنهان میکند و اروینِ سادهدل را قانع میسازد که این همکاری سودی کلان خواهد داشت. اما پرسشهای فنی اروین، الکسی (یاور وسلینوف)، مرد خشن روس را عصبی میکند و اوضاع بهسرعت رو به وخامت میرود.
درایور در یکی از بهترین نقشآفرینیهای سالهای اخیر، گری را به مردی جذاب اما خطرناک بدل میکند؛ کسی که حقیقت را گزینشی بازگو میکند و تهدیدهای مافیا را «ببر کاغذی» مینامد.
سقوط در ورطه تهدید و خشونت
در یکی از دلهرهآورترین صحنههای فیلم، اروین پسرانش را شبانه به بروکلین میبرد تا پروژه عمویشان را نشان دهد. اما حضور ناگهانی آنها باعث خشم روسها میشود؛ اروین کتک میخورد، پسرها تهدید میشوند و الکسی با جملهای تهدیدکننده میگوید: «حالا میدانیم کجا زندگی میکنی.»
از اینجا به بعد، فیلم وارد قلمرو ناب جیمز گری میشود: اروین میان تماس با پلیس و پنهانکاری مردد است، تنش میان او و گری بالا میگیرد و موسیقی پراضطراب کریستوفر اسپلمن همچون ابرهای طوفانی بر سر فیلم سایه میاندازد.
مافیا این ورود ناخواسته را خیانتی بزرگ میداند و برای «پاک کردن مشکل» مبلغی سنگین طلب میکند. گری با اعتمادبهنفس کاذب و تصمیمهای نسنجیده، خانواده را بیشتر در باتلاق فرو میبرد. تهدیدی شبانه، اروین را مجبور میکند حقیقت را به هستر بگوید؛ و جوهانسون در یکی از بهترین بازیهای کارنامهاش، خشم، وحشت و درماندگی را همزمان به نمایش میگذارد.
فروپاشی درونی و بیرونی خانواده
هستر در سکوت با سردردها و فراموشیهای نگرانکننده دستوپنجه نرم میکند و حتی به مادر پرحرفش نیز چیزی نمیگوید. صحنه دریافت تشخیص پزشکی او، با وجود پیشزمینهچینیها، یکی از تکاندهندهترین لحظات فیلم است.
تلر نیز در نقش اروین، طیفی از احساسات ـ از پشیمانی و سرزنش خود تا ترس مطلق برای خانواده ـ را با قدرتی کمنظیر ارائه میدهد.
اوجهای دراماتیک و پایانی تلخوشیرین
فیلم کمبود لحظات پرتنش ندارد؛ از جمله تیراندازی پایانی در مزرعه ذرت که نمونهای درخشان از تعلیق تدریجی است. پایانبندی نیز ترکیبی از تراژدی و رستگاری را در خود دارد.
فیلم از نظر بصری نیز چشمگیر است؛ یواخین باکا-آسای بافتی تیره و خشن خلق میکند که هرگز به اغراق نوآر نمیرسد. تدوین اسکات موریس نیز ریتمی فشرده اما حماسی به فیلم میدهد. در کنار ارجاعات به کاپولا، لومِت، اسکورسیزی و مایکل مان، فیلم یادآور آثار جنایی اولیه آکیرا کوروساوا نیز هست.
(Paper Tiger) فیلمی قدرتمند، زخمی و پرشور است؛ اثری که نشان میدهد بهای تعقیب بیمحابای رؤیای آمریکایی چقدر میتواند سنگین باشد. گری و گروه بازیگرانش در اوج توانایی قرار دارند و فیلم، تصویری دقیق از دورهای در تاریخ آمریکا ارائه میدهد که در آن ثروت از یک هدف به یک وسواس بدل شد.