جستجو در سایت

1405/06/09 19:30

معرفی 6 سریال برتر فانتزی تاریک برای بزرگسالان| از Penny Dreadful تا Lovecraft Country

معرفی 6 سریال برتر فانتزی تاریک برای بزرگسالان| از Penny Dreadful تا Lovecraft Country
ژانر فانتزی معمولاً با جادو، ماجراجویی و پایان‌های خوش شناخته می‌شود؛ اما برخی از بهترین آثار این ژانر، روی تاریک و هولناک خیال‌پردازی تمرکز دارند. از «بازی تاج‌وتخت» و «ویچر» گرفته تا «داستان عامه‌پسند» و «لاوکرفت کانتری»، این ۶ سریال با استفاده از عناصر فانتزی، سراغ مفاهیمی چون فقدان، وسواس، قدرت، انتقام و تاریک‌ترین جنبه‌های وجود انسان می‌روند.

ترجمه اختصاصی سلام سینما؛ نگار رعنایی| ژانر فانتزی معمولاً به داستان‌هایی خیال‌انگیز و پایان‌های خوش شهرت دارد. بدون شک، داستان‌های فانتزی حرف‌های زیادی برای مخاطبان جوان‌تر دارند، اما همین مضامین می‌توانند برای مخاطبان بزرگسال نیز در قالب‌هایی بسیار تاریک‌تر روایت شوند.

عناصر خیال‌پردازانه به این داستان‌ها ابعاد گسترده‌ای می‌بخشند، اما بهترین آثار فانتزی تاریک همچنان ریشه در مسائلی کاملاً انسانی مانند سوگ، وسواس، قدرت و انتقام دارند. این سریال‌ها به‌جای اینکه از جادو برای فرار از واقعیت استفاده کنند، از آن بهره می‌برند تا واقعیت را حتی زشت‌تر و هولناک‌تر جلوه دهند. در این مطلب، ۶ سریال فانتزی تاریک را معرفی می‌کنیم که برای بزرگسالانی ساخته شده‌اند که می‌توانند تاریک‌ترین و پیچیده‌ترین شکل این ژانر را درک کنند.

۱. «داستان عامه‌پسند» (Penny Dreadful)؛ ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۶


IMDb: 8.2/10

«داستان عامه‌پسند» تجسمی واقعی از وحشت گوتیک کلاسیک است. داستان این سریال در لندن قرن نوزدهم اتفاق می‌افتد و درباره ونسا آیوز با بازی اوا گرین است؛ زنی عمیقاً پریشان که از قدرت‌های ماورایی برخوردار است و در جست‌وجوی دختر گمشده کاشفی به نام سر مالکوم موری، با بازی تیموتی دالتون، همراه می‌شود.

آن‌ها در مسیر خود با اتان چندلر، هفت‌تیرکش آمریکایی با بازی جاش هارتنت، و ویکتور فرانکنشتاین، جراح نابغه با بازی هری ترداوی، روبه‌رو می‌شوند. در همین حال، شخصیت‌های آشنای ادبی مانند دوریان گری، مخلوق فرانکنشتاین و دراکولا نیز به‌تدریج وارد همین داستان می‌شوند.

بااین‌حال، سریال هرگز با این شخصیت‌های نمادین صرفاً مانند ابزارهایی برای جلب توجه مخاطب رفتار نمی‌کند. «داستان عامه‌پسند» در عوض به داستان‌های آشنای آن‌ها وزنی احساسی و واقعی می‌بخشد. عناصر فانتزی سریال نیز هرگز کودکانه به نظر نمی‌رسند، زیرا در نهایت داستان درباره مضامینی مانند سوگ، میل و هویت است.

خشونت و خون‌ریزی نیز در چنین بستری کاملاً منطقی به نظر می‌رسند. سریال اسطوره‌شناسی نمادین ژانر وحشت را به شکلی روایت می‌کند که تا حد امکان واقعی و ملموس به نظر برسد. «داستان عامه‌پسند» به مخاطب آن‌قدر از انسانیت شخصیت‌هایش نشان می‌دهد که بتواند حتی با هیولاهای داستان همدلی کند؛ اما درست در همان لحظه به او یادآوری می‌کند که چرا این موجودات همچنان باید ترسناک باشند.

این سریال را می‌توان چیزی شبیه قصه‌ای شبانه برای بزرگسالانی دانست که می‌دانند ترس واقعی از چیزهایی سرچشمه می‌گیرد که انسان‌ها در درون خود حمل می‌کنند.

۲. «بازی تاج‌وتخت» (Game of Thrones)؛ ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۹


IMDb: 9.2/10

«بازی تاج‌وتخت» برای همیشه تعریف فانتزی پرستیژ تلویزیونی را تغییر داد. این سریال شبکه HBO اقتباسی از مجموعه رمان‌های «نغمه یخ و آتش» نوشته جرج آر. آر. مارتین است و در پادشاهی خیالی و پهناور وستروس جریان دارد.

داستان با درخواست رابرت براتیون، با بازی مارک ادی، از دوست قدیمی‌اش ند استارک، با بازی شان بین، آغاز می‌شود. رابرت از ند می‌خواهد وینترفل را ترک کند و به‌عنوان دست پادشاه در کینگز لندینگ فعالیت کند. ند با اکراه این پیشنهاد را می‌پذیرد و خیلی زود متوجه می‌شود اوضاع در پایتخت آن‌قدرها هم که به نظر می‌رسد آرام نیست.

اما این تنها بخش داستان نیست. سریال همچنین زندگی فرزندان ند را دنبال می‌کند که هرکدام درگیر کشمکش‌هایی جداگانه می‌شوند. در همان زمان، آن‌سوی دریای باریک، دنریس تارگرین با بازی امیلیا کلارک در چارچوب نقشه برادرش برای بازپس‌گیری تخت آهنین، به عقد خال دروگو، با بازی جیسون موموآ، درمی‌آید.

بدون شک «بازی تاج‌وتخت» خشونت زیادی دارد، اما این خشونت نیست که آن را به یک اثر فانتزی تاریک تبدیل می‌کند. جذاب‌ترین ویژگی سریال این است که هیچ قهرمان یا شرور کاملاً مشخصی ندارد؛ زیرا هر شخصیت تحت تأثیر ترس، وفاداری، جاه‌طلبی یا غریزه بقا تصمیم می‌گیرد.

مسیر تحول شخصیت‌ها پیچیده است و مخاطب دائماً بر سر اینکه باید طرف کدام شخصیت را بگیرد، دچار تردید می‌شود. عناصر فانتزی و ماورایی داستان نیز در کنار این کشمکش عظیم بر سر قدرت قرار گرفته‌اند و کاملاً طبیعی به نظر می‌رسند.

اژدهایان، وایت‌واکرها، جادوی خون و پیشگویی‌های باستانی همگی بخش مهمی از روایت هستند، اما در نهایت «بازی تاج‌وتخت» درباره رقابت‌های سیاسی انسان‌هایی است که باور دارند شایسته نشستن بر تخت پادشاهی هستند. بسیاری از سریال‌های فانتزی تاریک پس از آن از الگوی بازی تاج‌وتخت پیروی کردند، اما تعداد بسیار کمی توانستند با مقیاس و جاه‌طلبی آن برابری کنند.

۳. «ویچر» (The Witcher)؛ ۲۰۱۹ تا امروز


IMDb: 7.8/10

سریال «ویچر» نتفلیکس فرازونشیب‌های زیادی را پشت سر گذاشته است، اما حواشی پشت صحنه نمی‌توانند قدرت داستانی این اثر را تحت‌الشعاع قرار دهند.

داستان درباره گرالت ریویایی، شکارچی جهش‌یافته هیولاها، است که در سه فصل نخست هنری کویل و از فصل چهارم به بعد لیام همسورث نقش او را ایفا کرده‌اند. گرالت در سراسر قاره سفر می‌کند و در ازای دریافت پول، قراردادهای شکار هیولاها را می‌پذیرد.

گرالت ترجیح می‌دهد بی‌طرف بماند و پولش را بگیرد، اما در دنیای او مسائل اخلاقی هرگز به این سادگی نیستند. او در جریان داستان به‌واسطه سرنوشت به پرنسس سیری، با بازی فریا آلن، پیوند می‌خورد؛ دختری که خون باستانی در رگ‌هایش جریان دارد و به همین دلیل برای پادشاهی‌های رقیب و نیروهای ماورایی اهمیتی فوق‌العاده پیدا کرده است.

مدتی بعد، ینفر، جادوگر قدرتمند با بازی آنیا چالوترا، نیز وارد ماجرا می‌شود و این سه شخصیت به‌تدریج به خانواده‌ای بسیار نامتعارف تبدیل می‌شوند.

در این مرحله، شکار هیولا در واقع به یکی از ساده‌ترین بخش‌های زندگی گرالت تبدیل می‌شود. او بارها درگیر جنگ میان پادشاهی‌ها، جادوگران قدرتمند و افرادی می‌شود که می‌خواهند از سیری برای اهداف سیاسی خود استفاده کنند.

قهرمان داستان ممکن است بخش زیادی از سریال را با اصرار بر اینکه نمی‌خواهد وارد این ماجراها شود سپری کند، اما محافظت از سیری برای او غیرممکن می‌کند که همچنان بی‌طرف بماند.

همین مسئله «ویچر» را از یک سریال ساده درباره شکار هیولا به داستانی بسیار پیچیده درباره تعصب و پیش‌داوری تبدیل می‌کند. سریال گاهی در اسطوره‌شناسی پیچیده خودش گرفتار می‌شود، اما وقتی تمرکزش را روی شخصیت‌ها می‌گذارد، «ویچر» می‌تواند حتی بزرگ‌ترین درگیری‌های فانتزی را شخصی و ملموس جلوه دهد.

۴. «سندمن» (The Sandman)؛ ۲۰۲۲ تا ۲۰۲۵


IMDb: 7.6/10

سندمن واقعاً از جنس کابوس‌هاست. این سریال بر اساس مجموعه کمیک تحسین‌شده دی‌سی ساخته شده و داستان مورفئوس یا دریم، با بازی تام استوریج، را روایت می‌کند؛ موجودی جاودانه که یکی از اعضای گروه «ابدی‌ها» محسوب می‌شود.

او سال‌ها از قلمرو خود دور بوده، زیرا توسط یک غیب‌باور به نام رادریک برگس، با بازی چارلز دنس، زندانی شده است. زمانی که دریم سرانجام موفق به فرار می‌شود، متوجه می‌شود نمادهای قدرتش دزدیده شده و در سراسر دنیای بیداری پراکنده شده‌اند.

او مجبور می‌شود هم خودش و هم قلمرویی را که رویاها و کابوس‌های بشریت از آن سرچشمه می‌گیرند، دوباره بازسازی کند. ایده اصلی داستان بسیار عظیم به نظر می‌رسد، اما سندمن به‌خوبی می‌تواند این ابعاد گسترده را با ساختار جذاب خود متعادل کند.

یکی از جذاب‌ترین ویژگی‌های سریال این است که دریم مجبور نیست در تمام داستان‌ها شخصیت محوری باشد. برخی قسمت‌ها تقریباً به‌طور کامل او را کنار می‌گذارند و روی زندگی افرادی تمرکز می‌کنند که برای مدت کوتاهی با رویا، مرگ یا امور ماورایی تلاقی پیدا می‌کنند.

به همین دلیل، سریال کمتر شبیه یک ماجراجویی فانتزی سنتی و بیشتر شبیه مجموعه‌ای از افسانه‌های تاریک به نظر می‌رسد که به‌تدریج جهانی بسیار بزرگ‌تر را شکل می‌دهند. همین غیرقابل‌پیش‌بینی بودن، یکی از مهم‌ترین عواملی است که سندمن را تا این اندازه جذاب می‌کند.

مایه تأسف است که سریال پس از تنها دو فصل به پایان رسید؛ زیرا سندمن این پتانسیل را داشت که به یکی از حماسه‌های ماندگار تاریخ فانتزی تبدیل شود.

۵. «خدایان آمریکایی» (American Gods)؛ ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۱


IMDb: 7.6/10

«خدایان آمریکایی» یکی از قدیمی‌ترین ایده‌های ژانر فانتزی را به آمریکای مدرن می‌آورد. داستان در جهانی جریان دارد که در آن خدایان تنها تا زمانی زنده می‌مانند که مردم همچنان به آن‌ها باور داشته باشند.

داستان سریال درباره شدو مون، با بازی ریکی ویتل، است؛ زندانی سابقی که پس از اطلاع از مرگ همسرش زودتر از موعد آزاد می‌شود. او شغلی را نزد کلاه‌برداری مرموز به نام آقای چهارشنبه، با بازی ایان مک‌شین، می‌پذیرد؛ شخصیتی که سرانجام مشخص می‌شود همان اودین، خدای نورس، است که با هویتی جدید در آمریکای مدرن به زندگی ادامه داده است.

از اینجا به بعد، داستان به درگیری عظیمی میان خدایان قدیمی و خدایان جدید تبدیل می‌شود. خدایان قدیمی طی نسل‌ها و همراه با مهاجران به آمریکا آمده‌اند، در حالی‌که خدایان جدید از وسواس‌های دنیای مدرن نسبت به فناوری، رسانه، شهرت و مصرف‌گرایی متولد شده‌اند.

این ایده هوشمندانه بلافاصله هویت منحصربه‌فردی به سریال می‌دهد. «خدایان آمریکایی» تلفن‌های هوشمند و فرهنگ سلبریتی‌ها را به شکل‌هایی از ایمان تبدیل می‌کند و به این ترتیب، دنیای فانتزی آن بسیار ملموس‌تر می‌شود و دیگر صرفاً به افسانه‌های باستانی وابسته نیست.

قسمت‌های سریال مرتب از داستان شدو و چهارشنبه فاصله می‌گیرند تا روایت‌های کوچک‌تری درباره چگونگی ورود خدایان مختلف به آمریکا یا سرنوشت آن‌ها پس از ناپدید شدن پیروانشان تعریف کنند.

این ساختار باعث می‌شود سریال هرگز خسته‌کننده نشود؛ اما در عین حال، هرکدام از این داستان‌های فرعی به‌تدریج مخاطب را به سمت درگیری بزرگ‌تری هدایت می‌کنند که محور اصلی داستان است.

۶. «لاوکرفت کانتری» (Lovecraft Country)؛ ۲۰۲۰


IMDb: 7.1/10

«لاوکرفت کانتری» شایسته چیزی بسیار بیشتر از یک فصل بود و هر طرفدار واقعی ژانر فانتزی با این موضوع موافق خواهد بود.

این سریال شبکه HBO داستان اتیکوس فریمن، کهنه‌سرباز جنگ کره با بازی جاناتان میجرز، را دنبال می‌کند که در آمریکای دهه ۱۹۵۰ و دوران قوانین جداسازی نژادی جیم کرو، به همراه دوست دوران کودکی‌اش، لتیسیا لوئیس با بازی جرنی اسمولت، و عمویش جورج، با بازی کورتنی بی. ونس، به دنبال پدر گمشده‌اش می‌گردد.

اما زمانی که اتیکوس متوجه می‌شود خانواده‌اش با یک انجمن مخفی که شیفته جادو و جاودانگی است ارتباط دارند، همه‌چیز تغییر می‌کند. او از آن پس باید با آیین‌های باستانی، هیولاها، نفرین‌ها، ارواح و توانایی‌های ماورایی دست‌وپنجه نرم کند؛ آن هم در کشوری که صرفاً ورود به شهر اشتباه می‌تواند جان او و همراهانش را به خطر بیندازد.

سریال وحشت ماورایی خود را مستقیماً با تجربه سیاه‌پوستان در آمریکا پیوند می‌دهد. داستان به شکلی هوشمندانه از وحشت فراطبیعی استفاده می‌کند تا تاریخ کاملاً واقعی‌ای را که شخصیت‌ها در آن زندگی می‌کنند، پررنگ‌تر کند.

این ایده زمانی به اوج احساسی خود می‌رسد که داستان به کشتار نژادی تولسا در سال ۱۹۲۱ بازمی‌گردد و یک تراژدی واقعی تاریخی را به یکی از تکان‌دهنده‌ترین بخش‌های کل فصل تبدیل می‌کند.

سریال گاهی آشفته به نظر می‌رسد، زیرا تلاش می‌کند در تنها ۱۰ قسمت حجم فوق‌العاده زیادی از داستان و مضمون را روایت کند. بااین‌حال، تعداد بسیار کمی از سریال‌های فانتزی تاریک تاکنون تا این اندازه جسورانه عمل کرده‌اند یا در حین روایت داستان خود، حرف‌های زیادی برای گفتن داشته‌اند.

همین ترکیب واقعیت و خیال است که لاوکرفت کانتری را به یکی از جاه‌طلبانه‌ترین سریال‌های تلویزیونی تاریخ تبدیل می‌کند. به همین دلیل است که لغو شدن آن همچنان برای طرفداران این سریال دردناک است.
 

نگار رعنایی

دانش‌آموخته ادبیات انگلیسی و مترجمی با هفت سال تجربه کار. یک سال است در «سلام سینما» به تولید محتوا درباره سینمای جهان مشغولم. همیشه دنبال داستان‌های جدید و تجربه‌های متفاوت در دنیای هنر هستم.


ارسال دیدگاه
captcha image: enter the code displayed in the image