رتبهبندی تمام فصلها و اپیزودهای ویژهٔ Euphoria از بدترین تا بهترین
.jpg?w=1200&q=75)
ترجمه اختصاصی سلام سینما؛ نگار رعنایی| با پخش اپیزود پایانی و غافلگیرکنندهٔ Euphoria، این درام تاریک و بحثبرانگیز HBO رسماً به پایان رسید؛ پایانی که حالا فرصت مناسبی فراهم کرده تا نگاهی دوباره به سه فصل سریال و دو اپیزود ویژهٔ میانفصلی بیندازیم و مشخص کنیم کدامیک در اوج قرار میگیرد.
۵. فصل سوم

فصل سوم که پس از چهار سال انتظار و با یک جهش زمانی آغاز شد، قرار بود روایتی پختهتر از ورود شخصیتهای آشفتهٔ سریال به بزرگسالی باشد؛ اما نتیجه مجموعهای نامتوازن، خطابهوار و پراکنده دربارهٔ مسئولیتپذیری در تجارت مواد مخدر، کارگران جنسی در عصر شبکههای اجتماعی و حتی مضامین مذهبی بود.
لحظات درخشان فصل، از تماس تلفنی اندوهبار رو در کلیسا تا سخنرانی قلبشکستهٔ علی در جلسهٔ معتادان گمنام، زیر سایهٔ صحنههای زائد و گاه مضحک قرار گرفتند؛ از جمله سشنهای عکاسی کَسی یا تکرار بیدلیل صحنهٔ لگدمالکردن گلها توسط نیت.
حضور کمرنگ و نامنسجم جولز نیز از نقاط ضعف جدی فصل بود. مهمتر از همه، سریال زمانی بهترین عملکرد را داشت که بر رو و پیامدهای اعتیاد او تمرکز میکرد؛ اما فصل سوم با تبدیل او به عنصری کمیک در خط داستانی آلامو/لاری و سپس استفاده از مرگش برای توجیه انتقامجویی خشونتآمیز علی، مسیر اصلی را گم کرد.
۴. فصل دوم

تعلیق باور در بسیاری از لحظات فصل دوم دشوار بود، اما اگر از این مسئله عبور کنیم، فصل دوم تجربهای پرهیجان و سرگرمکننده ارائه داد.
این فصل شخصیت فزکو را عمیقتر کرد، گذشتهٔ تراژیک کال را واکاوی نمود و یکی از بهترین بازیهای زندایا را در اپیزود ترک هروئین رو به نمایش گذاشت.
با این حال، ورود الیوت (دومینیک فایک) تنش میان رو و جولز را تشدید کرد و شخصیت سامانتا (مینکا کلی) نیز تقریباً هیچ ردپای ماندگاری از خود به جا نگذاشت.
پایان فصل با نمایش مدرسهای لِکسی که زندگی را تقلید میکرد و سپس زندگی از آن تقلید میکرد، هرجومرجی شیرین رقم زد و واکنش نمادین مَدی («صبر کن، این نمایش دربارهٔ ماست؟») آن را به لحظهای ماندگار تبدیل کرد.
۳. اپیزود ویژهٔ دوم: Fk Anyone Who’s Not a Sea Blob**

میان فصلهای اول و دوم، HBO دو اپیزود ویژه منتشر کرد که دومین آن بر جولز تمرکز داشت. هانتر شیفر این اپیزود را با سم لوینسون نوشت و تهیهکنندگی آن را نیز بر عهده داشت.
ساختار اپیزود (گفتوگوی جولز با درمانگرش) فرصتی فراهم کرد تا به لایههای عمیقتری از افکار او دربارهٔ رو، اعتیاد، خانواده و میل دست پیدا کنیم.
بازی مینیمالیستی و زیبای شیفر، بهویژه در روایت کودکی دردناک جولز، اپیزود را به یکی از تأثربرانگیزترین بخشهای کل مجموعه تبدیل کرد و بار دیگر نشان داد که سریال میتوانست زمان بیشتری را صرف این شخصیت کند.
۲. فصل اول

زمانی که Euphoria در سال ۲۰۱۹ پخش شد، هیچکس دقیقاً نمیدانست با چه چیزی روبهرو خواهد شد. اقتباسی آمریکایی از یک درام اسرائیلی تاریک دربارهٔ نوجوانان که با صراحتی بیسابقه به سراغ روابط آزاد، مواد مخدر و خشونت میرفت.
ظاهر و لحن متفاوت سریال، همراه با رفتارهای پرخطر شخصیتها، آن را به تجربهای غیرقابل چشمپوشی تبدیل کرد.
در میان این آشوب، رابطهٔ شکنندهٔ روِ آسیبدیده و جولزِ محتاط، همچون جوانهای لطیف در دل فضای مسموم دبیرستان شکوفا شد و ترکیب این دو خط روایی (دوستی/عشق لطیف و هرجومرج اطراف) سریال را به اثری اعتیادآور بدل کرد.
۱. اپیزود ویژهٔ اول: Trouble Don’t Last Always

دلیل اینکه زندایا دو بار جایزهٔ بهترین بازیگر زن درام را برای Euphoria برد، در این اپیزود ویژه کاملاً آشکار است.
این اپیزود کریسمسی، که میان فصلها پخش شد، در یک شب برفی در رستورانی کوچک میگذرد؛ جایی که رو با اسپانسر هوشیاریاش، علی، دیدار میکند.
در این گفتوگوی طولانی و عریان، رو اعتراف میکند که امیدی به ادامهٔ زندگی ندارد. اپیزود با تمرکز بر واقعیت تلخ اعتیاد او، بدون هیچ تلاش برای تزریق امید حتی در یک ویژهبرنامهٔ کریسمس، به اثری تکاندهنده، صادقانه و از نظر اجرایی تقریباً بینقص تبدیل میشود.
بازی زندایا و کولمن دومینگو در این اپیزود به اوج میرسد و حالا با دانستن سرنوشت نهایی رو، این اپیزود بیش از پیش قلب مخاطب را میفشارد.

دانشآموخته ادبیات انگلیسی و مترجمی با هفت سال تجربه کار. یک سال است در «سلام سینما» به تولید محتوا درباره سینمای جهان مشغولم. همیشه دنبال داستانهای جدید و تجربههای متفاوت در دنیای هنر هستم.