روزنامهنگاری که روی حقایق سرپوش نگذاشت

مستند «سرپوش» (Cover Up) به کارگردانی مارک اوبنهاوس، با مروری بر زندگی حرفهای سیمور هرش روزنامهنگار آمریکایی، مسیر پر پیچ و خم هرش را برای افشای حقیقتِ پشت پرده روایت میکند.
سیمور هرش روزنامهنگاری آمریکایی است که در افشای بسیاری از فسادها و جنایتهای پشت پرده ارتش آمریکا، سازمان سیا و چهرههای سیاسی نقش اساسی داشته است. او زمانی که تقریبا بیشتر مطبوعات و روزنامهنگاران چه به علت ترس چه برای منافع شخصی خود سعی در نادیده گرفتن آنچه که واقعا در حال رخ دادن است، بودند برخلاف جریان همیشگی عمل کرد و با جسارتش نشان داد که با وجود محدودیت، موانع سیاسی و تهدید هم میتوان به آرمانهای اخلاقی پایبند بود و سوای هر اعتقاد و ایدئولوژی سیاسیای، پرده از حقیقت برداشت و آن چهره از تاریخ را که تا به حال هیچکس ندیده یا آن را نادیده گرفته است، به مردم نشان داد.
روایتهای متفاوتی که ما را به یک مقصد میرساند
مستند «سرپوش» در نگاه اول، شاید چندان از منظر چیدمان داستانها و بازگو کردن وقایع مختلف، منسجم به نظر نرسد، اما با این وجود در نهایت، روایتهای مختلف همچون تکههایی از یک پازل، کنار هم قرار گرفته و آنچه را که میخواهد به مخاطب برساند، میرساند و تنها یک مفهوم را بازگو میکند: هرگز و هیچوقت نباید دست از بازگو کردن حقیقت در راه عدالت برداشت حتی اگر بزرگترین موانع بر سر راهمان باشد.
شاید چنین چیزی چندان رویایی و غیرواقعی برسد، اما هرش در این مستند به بیننده ثابت میکند که قهرمانان همیشه در فیلمها و سریالها حضور ندارند و هستند کسانی که همواره در راه تحقق آرمانهای بشر تلاش کردند و با وجود هزینههای فراوان، همچنان استوار و قویتر از پیش به راه خود ادامه دادند. او به ما میآموزد که برای قهرمان بودن حتما نباید شنل پوشید یا قدرت ماورایی داشت، گاهی کافیست تنها یک قلم به دست بگیری و حقایق را به زبان بیاوری.
یکی دیگر از نکات بسیار جذاب این مستند، نمایش عواقب عدالتخواهی است، اینکه وقتی چیزهایی را بر زبان میآوری که باورش برای بسیاری غیرقابل تحمل است، سعی در پایین کشیدن تو دارند.
هرش، پرده از جنایاتی برداشت که بشر تاکنون به خود ندیده بود و در تلاش بود تا حقیقتی را برای مردم افشا کند که چهرههای بزرگ از گفتن آن هراس داشتند و با وجود اینکه تمام عواقب آن را به جان خریده بود با مخالفت بسیاری از مردم کشورش روبهرو شد تا جایی که خواهان خروج او از کشور شدند؛ چراکه حقیقت مانند زهری بود که به مزاج بسیاری خوش نیامده بود و برایشان غیرقابل تحمل و باور نکردنی بود و در نهایت او به محکوم به این شد که منافع ملی را در شرایطی خطرناک قرار داده است. واترگیت، آزمایش ارتش آمریکا روی یک گاز، شکنجه عراقی ها در جنگ آمریکا با عراق و… برخی از پرونده هایی است که این روزنامه نگار آمریکایی سراغ آنها رفته است.
هرش فقط یک روزنامهنگار وظیفهشناس نیست، او در ادامه جلوهای از خود را به مخاطب نشان میدهد که بیش از پیش برای دیگران جذاب میشود؛ هرش با پنهان کردن نام همکاران قدیمی خود که در پیدا کردن حقایق به او کمک کرده بودند، نمایی از وفاداری را به مخاطب نشان میدهد که شاید تاکنون مانندش را ندیده باشید.
هرش پس از گذشت سالها، همچنان قصد ندارد تا نامی از کسانی ببرد که همواره به او کمک کردهاند و آن قدر از این موضوع واهمه دارد که برای اینکه اسمی حتی به اشتباه نیز افشا نشوند از فیلمبردار میخواهد که فیلمبرداری را به اتمام برساند؛ چراکه حس میکند این کار، جان همکاران و دوستانش را به خطر میاندازد.
هرش به قدری به این موضوع پایبند است که خود نیز در ادامه میگوید: اگر آدم وفاداری نبودم، ازدواجم ۶۰ سال طول نمیکشید!
سرپوش، ما را با درون خودمان روبهرو میکند!
تماشای «سرپوش» فقط ما را با تکه هایی پنهان و گمشده از تاریخ آشنا نمیکند بلکه ما را با حقیقت درونمان روبهرو میکند؛ اینکه آیا ما نیز میتوانیم روزی همچون هرش، ترس را زیر پا گذاشته و از حد و مرزهایی که برایمان تعیین شده عبور کرده و سر از راهی در بیاوریم که مقصد آن تحقق عدالت است؟
در نهایت مستند «سرپوش» تنها روایتگر زندگی یک روزنامهنگاری حرفهای و پایبند به آرمانهای خلاقی نیست، بلکه این مستند داستانی را برای ما روایت میکند که این روزها کمتر با آن مواجه هستیم.
«سرپوش» نمایی از زندگی حرفهای انسانی است که با شجاعتش تاریخ آن طور مینویسد که باید نوشته شود و ما را با کسی آشنا میکند که این روزها بیشتر از هر زمان دیگری به وجودشان نیازمندیم.
نویسنده: پریسا مقیلان
منبع: فیلمنت نیوز
