جستجو در سایت

1404/11/03 21:23

بهترین فیلم‌های جنایی فرانسوی؛ از «سامورایی» تا «نفرت»

بهترین فیلم‌های جنایی فرانسوی؛ از «سامورایی» تا «نفرت»
سینما و فرانسه. یا بهتر است بگوییم فرانسه و سینما؟ تولد فیلم به سال ۱۸۹۵ و برادران فرانسوی لومیر برمی‌گردد. اما فرانسه جدا از اینکه پایه‌های سینمای هنری را، به ویژه با فیلم‌های جریان‌سازی مانند «سگ آندلسی» (Un Chien Andalou) و «از نفس افتاده» (À bout de soufflé)، بنا نهاد، لنزهای خود را به سمت دنیای رمز و راز چرخاند، به سمت جنایاتی که در جایی پشت پرده، در میان غبار، سایه‌ها و گلوله‌ها اتفاق می‌افتند.
به گزارش سلام سینما

ژانر جنایی فرانسوی، مثل فیلم‌های جنایی-هیجانی و آثار فیلم نوآر، در دهه‌ی ۱۹۴۰ به مخاطبان معرفی شد و بهترین آثار صنعت سینمای امریکا را به چالش کشید. سینمای امریکا در آن زمان در این ژانر حسابی فعال بود، تا جایی که فیلم‌های جنایی اولیه‌ی امریکایی حتی زودتر از فرانسه، در دهه‌ی ۱۹۳۰ ساخته شدند و کارگردانان افسانه‌ای مانند بیلی وایلدر و هاوارد هاکس را به سینما معرفی کردند.

با این حال، سینمای جنایی و «پلیسی» فرانسه (policier) از میان فیلم‌های گانگستری ژان پیر ملویل و دنیای نوآر آنری ژرژ کلوزو عبور کرده، بر استادان کلاسیک موج نوی فرانسه تأثیر گذاشته و رد پای خود را بر سینمای معاصر نیز گذاشته است. بنشینید، شمعی روشن کنید، سیگاری بردارید و خود را به دست فضای مه‌آلود و مست‌کننده‌ی بهترین فیلم‌های جنایی فرانسوی بسپارید که در ادامه سراغشان می‌رویم.


۱۰. سامورایی (Le Samouraï)

    سال اکران: ۱۹۶۷
    کارگردان: ژان پیر ملویل
    بازیگران: آلن دلون، فرانسوا پریه، ناتالی دلون، کاترین ژوردان
    امتیاز کاربران وبسایت IMDb به فیلم: ۸ از ۱۰
    امتیاز وبسایت راتن تومیتوز به فیلم: ۹۲ از ۱۰۰

در یک آپارتمان پاریسی تاریک، محصور در دیوارهای سفید خصمانه و غرق در پوچی، ژان پیر ملویل تصویر نمادین یک قاتل حرفه‌ای تمام‌عیار را ترسیم کرد. شخصیت جف کاستلو، با الهام از چهره‌ی بی‌عیب و نقص، نگاه بی‌روح و حضور خاموش اما قوی آلن دلون، موازین و اصول اخلاقی گذشته، و بی‌اخلاقی پوچ‌گرایانه‌ی حال حاضر را توصیف می‌کند.

جف، گویی در بدنی بی‌وزن و رها از مفهوم زمان و نیازهای شخصی، «ساموراییِ» تنها و بی‌چون‌وچرای فیلم است. او سرد و بی‌روح، به یک ماشین برنامه‌ریزی‌شده‌ی مرگبار می‌ماند؛ ماشینی که برنامه‌ریزی شده تا هر روز هدف خود را بزند و برود سراغ هدف بعدی، بدون هیچ سؤال، هیاهو یا احساسی. چنین سبک زندگی‌ای هیچ فضای آزادی برای تفکرات باطنی و تسویه حساب عاطفی باقی نمی‌گذارد.

کاستلو، که دلون با اجرایی دلنشین در یکی از بهترین نقش‌هایش، آن را به تصویر می‌کشد، هم شخصیتی تراژیک است و هم بازتابی هولناک از دنیای آشفته‌ی جرم و جنایت؛ دنیایی پرشتاب، بی‌رحم و بی‌احساس. قلب جف، که در وجود مسحورکننده‌ی پرنده‌ی کوچکی که در خانه‌ی بی‌روحش از او پذیرایی می‌کند، منعکس شده است، جایی لابلای میله‌های محکم زندگی ناعادلانه‌اش زندانی شده است. «سامورایی» نه‌تنها یکی از بهترین فیلم‌های جنایی فرانسوی، که یکی از بهترین فیلم‌هایی است که تاکنون ساخته شده است و به زندگی یک جنایتکار می‌پردازد.


۹. به هیچکس نگو (Ne le dis à personne)

    سال اکران: ۲۰۰۶
    کارگردان: گیوم کنه
    بازیگران: فرانسوا کلوزه، ماری-ژوزه کروز، آندری دوسولیه، فرانسوا برلئان
    امتیاز کاربران وبسایت IMDb به فیلم: ۷.۵ از ۱۰
    امتیاز وبسایت راتن تومیتوز به فیلم: ۹۳ از ۱۰۰

فیلم «به هیچ‌کس نگو» ساخته‌ی گیوم کنه در سال ۲۰۰۶، با فروبردن شما در افکار مرموز و وقایع مبهم گذشته، هدف اصلی یک فیلم معمایی را برآورده می‌کند: غرق کردن مخاطب در عذاب یک معما. این فیلم بر ذهن آشفته‌ی شخصیت اصلی داستان متمرکز است که گذشته‌ای ویران بر آن غالب شده. فیلم با استفاده از یک ترفند فیلمنامه‌ای، بیننده را به نوعی درگیری ناخودآگاه و تمامیت‌خواهانه سوق می‌دهد.

فیلم، کاراکتر الکساندر را در نقطه‌عطف زندگی او به ما معرفی می‌کند؛ مرز کاتالیزوری که روزهای شاد او را از دوران غم و اندوهش جدا کرد. ما او و همسر و عشق قدیمی‌اش را در حال شنا در دریاچه می‌بینیم؛ اما این قرار است آخرین روز خوشبختی آن‌ها باشد. همزمان که الکساندر به طرز مرموزی بیهوش و در ساحل رها شده، مارگو کشته می‌شود. چند سال بعد، با باز شدن دوباره‌ی پرونده‌ی مارگو، الکساندر در مظان اتهام قرار می‌گیرد.

قهرمان تحت تعقیب داستان، که عمیقا تنها و بدبخت شده، مجبور است ادعای حقانیت خود را اثبات کند. اما پلیس در تعقیب اوست و الکساندر چاره‌ای جز فرار ندارد. دوربین با تصویرسازی خیره‌کننده، الکساندر را در مسیری نفس‌گیر برای آزادی دنبال می‌کند. «به هیچ‌کس نگو» که حال و هوایی هیچکاکی دارد، داستانی از تبرئه و رهایی است. خط داستانی آن شامل شخصیت‌ها و پیچش‌های داستانی زیادی می‌شود که در نهایت، کاملا مجذوبتان می‌کند.


۸. ریفیفی (Rififi)

    سال اکران: ۱۹۵۵
    کارگردان: ژول داسن
    بازیگران: ژان سروه، کارل مونر، ژول داسن، ماگلی نوئل
    امتیاز کاربران وبسایت IMDb به فیلم: ۸ از ۱۰
    امتیاز وبسایت راتن تومیتوز به فیلم: ۹۲ از ۱۰۰

فئودور داستایوفسکی خیلی وقت پیش با نثر بی‌نظیر خود ثابت کرد که یک جنایت بی‌نقص وجود ندارد. در طول دهه‌ی ۱۹۵۰، ژول داسن برخی از پارامترهای اخلاقی و روانشناختی موجود در «جنایت و مکافات» داستایوفسکی را در فیلم نوآر کلاسیک خود «ریفیفی» اقتباس کرد. در این فیلم که در خیابان‌های پاریس فیلمبرداری شده، چشمان تیزبین داسن چهار یاغی – سه دوست و یک همدست – را دنبال می‌کند که قصد دارند یک سرقت پیچیده و جسورانه انجام دهند.

همه‌ی آن‌ها اصالت ایتالیایی دارند، گویی در سرنوشتشان زندگی یک گانگستر مقدر شده بوده است. روی کاغذ آن‌ها نقشه‌ی به‌ظاهر بی‌نقصی دارند؛ اما این نقشه تنها تا زمانی که واقعا عملی نشده، بی‌نقص می‌ماند. دان خوان سزار، مردی کاملا آشنا با چنین رویه‌هایی، کسی است که هماهنگی جنایت و سرانجام نابودی دستاوردش را برعهده می‌گیرد. اما او در ظاهر یک دزد درخشان است، در باطن یک عروسک خیمه‌شب‌بازی که خود را جای مردی بزرگتر از خودش جا می‌زند. داسن تا مغز استخوان به سه شخصیت اصلی دیگر نیز نفوذ می‌کند.

اجرای سرقت، نقطه عطف فیلمنامه‌ی «ریفیفی» است که پیرامون آن، تار و پود موضوعی رویدادها، ایده‌ها و پس‌زمینه‌ی احساسی تکامل می‌یابد. مانند «جنایت و مکافات»، خود عمل جنایت، درواقع ابزاری است در خدمت آشکارسازی و هدفی مقدس و فیلم این کار را به نحو احسن انجام می‌دهد. ساختار و پیاده‌سازی طرح «ریفیفی» الهام‌بخش کارگردانان مختلف سینما، به ویژه در هالیوود مدرن بوده است.


۷. نفرت (La Haine)

    سال اکران: ۱۹۹۵
    کارگردان: متیو کاسوویتس
    بازیگران: ونسان کسل، هوبرت کاوندی، سعید تغماوی، سرژی لوپس
    امتیاز کاربران وبسایت IMDb به فیلم: ۸ از ۱۰
    امتیاز وبسایت راتن تومیتوز به فیلم: ۹۶ از ۱۰۰

این فیلم که به قاب سردی از فیلمبرداری سیاه و سفید مزین شده، ردی از آن زیبایی‌های نوستالژیک پاریس در خود ندارد. «لا هین» یا «نفرت» به بچه‌های طرد شده از سوی جامعه می‌پردازد و در خیابان‌هایی فیلمبرداری شده که شالوده‌ی غول‌پیکر شهری درخشان سایه‌ی خود را بر آن گسترده است. تحسین‌شده‌ترین اثر کارگردان متیو کاسوویتس، نگاهی موشکافانه به یک روز از زندگی سه مرد جوان با قومیت‌های متفاوت در حومه‌ی پاریس می‌اندازد.

همزمان که سه قهرمان داستان (یک یهودی، یک عرب و یک مرد آفریقایی) بی‌هدف در یک منطقه‌ی صنعتی حومه‌ی شهر سرگردان هستند، به نظر می‌رسد که موجودیت دورافتاده‌ی شهرشان در آتش شورش‌ها می‌سوزد. صحنه‌پردازی فیلم نشان می‌دهد که اجتماع سست و آسیب‌پذیر این جوانان، در معرض ویرانی است و با غفلتی هدفمند، به اعضای این جامعه تراما می‌دهد. این سه پسر دنبال دردسر نیستند یا آشکارا تمایل به جرم و جنایت ندارند. آن‌ها فقط در یک جامعه‌ی مشخص جا نمی‌گیرند و بنابراین باید بی‌سروصدا حذف شوند.

این یک روز، داستان کوتاهی از نفرت است؛ داستانی که تمامیت زندگی سه خارجی را به تصویر می‌کشد که تا ابد محکوم‌اند تا انگ بیگانگی به آن‌ها بزنند. اما این نفرت، نفرت این قربانیان نادیده گرفته شده نسبت به محیطی نیست که تنها به آن‌ها روی خصمانه‌اش را نشان داده است؛ بلکه نفرت جامعه‌ی سرسخت ما نسبت به کسانی است که فقط دنبال جایی برای تعلق هستند. با وجود ماهیت چندفرهنگی دنیای مدرن، گاهی اوقات پذیرش و ادغام غیرممکن به نظر می‌رسد.


۶. به پیانیست شلیک کن (Tirez sur le pianiste)

    سال اکران: ۱۹۶۰
    کارگردان: فرانسوا تروفو
    بازیگران: شارل آزناوور، ماری دوبوآ، نیکول برگر، میشل مرسیه، آلبر رمی
    امتیاز کاربران وبسایت IMDb به فیلم: ۷.۴ از ۱۰
    امتیاز وبسایت راتن تومیتوز به فیلم: ۹۰ از ۱۰۰

دومین فیلم بلند فرانسوا تروفو، که با عنوان جذابش «به پیانیست شلیک کن» در خاطره‌ها ماندگار شده، در نگاهی دوباره، جنبه‌ای گروتسک از تضادهای زندگی را آشکار می‌کند. این فیلم بر روی یک پیانیست تمرکز دارد که گذشته و آینده‌اش در مسیر سرنوشتی پرآشوب با هم در تعامل هستند و خطی از فراز و نشیب‌ها را ترسیم می‌کنند.

فیلم با چارلی آغاز می‌شود، یک نوازنده‌ی پیانوی فروتن در بار. وقتی برادرش، چیکو، که دو گانگستر دنبالش افتاده‌اند، از چارلی درخواست سرپناهی می‌کند، زندگی آرام و بی‌سروصدای چارلی در آشوب فرومی‌رود. به همین سادگی، چارلی به هدف جدید جنایتکارانی تبدیل می‌شود که بر ابعاد مختلف زندگی شخصی او تأثیر می‌گذارند. در نهایت، پیانیست بیچاره حقیقت گذشته‌ای باشکوه و در عین حال دردناک را برای معشوقه‌اش فاش می‌کند.

این اثر هنری کلاسیک از کارگردان افسانه‌ای فرانسوی، در رمز و راز معمول نوول وگ، در دایره‌ی شکننده‌ی یک زندگی پرهیاهو گام برمی‌دارد. گاهی اوقات کمتر نشان می‌دهد، اما پرمعناتر است و گاهی اوقات، جسورانه دست به آشکارسازی می‌زند. در این بازی، قهرمان اصلی بیشتر شبیه یک عروسک خیمه‌شب‌بازی در نقطه‌ی مرکزی هدف است تا یک بازیکن، و تروفو لحظات پرمخاطره‌ی او را قبل از اصابت تیر به آن به تصویر می‌کشد.


۵. ضربان قلب من متوقف شده است (De battre mon cœur s’est arrêté)

    سال اکران: ۲۰۰۵
    کارگردان: ژاک اودیار
    بازیگران: رومن دوریس، نیلز آرستروپ، لین دام فان، امانوئل دووس، ملانی لوران
    امتیاز کاربران وبسایت IMDb به فیلم: ۷.۲ از ۱۰
    امتیاز وبسایت راتن تومیتوز به فیلم: ۸۶ از ۱۰۰

همیشه در روح جوانان، شور و اشتیاقی هست که به‌راحتی می‌توان آن‌ها را شکل یا جهت داد. از سوی دیگر، همیشه کارهایی وجود دارد که دلمان می‌خواهد انجام دهیم، یا احساس می‌کنیم باید انجام دهیم، اما راهنمای لازم برای هدایت کردنمان تا انتهای مسیر را در اختیار نداریم. توماس، مردی که در فیلم درام جنایی «ضربان قلب من متوقف شده است» ساخته‌ی ژاک اودیار در سال ۲۰۰۵ به تصویر کشیده شده است، چنین مسیر بی‌ثمری را طی می‌کند.

او مظهر یک انگل انسانی است که به طرز موذیانه‌ای مستأجران را از ساختمان بیرون می‌اندازد. این یک کسب و کار خانوادگی است که از پدرِ کاریکاتورگونه‌اش به ارث برده. روتین طاقت‌فرسای زندگی توماس، تمام انرژی او را می‌گیرد و دستان حریصش هنوز برای آنچه که به چنگ نیاورده‌اند تقلا می‌کنند. به نظر می‌رسد توماس همیشه بی‌قرار و آماده است تا کاری را که وظیفه‌اش ایجاب می‌کند و همزمان قلبش از آن بیزار است، به سرانجام برساند.

روند وجودی توماس در مقابل الگوی مادرش قرار دارد. او یک پیانیست موفق است و توماس ته دلش آرزو دارد که پا جای پای مادرش بگذارد. در عوض، او خود را مجبور به درگیری به خشونتی می‌بیند که مثل شکنجه به بدنش لرزه می‌اندازد؛ بدنی که آن هم بالاجبار توماس را در خود جای داده است. شاید داستان او کلیشه‌ای به نظر برسد، اما فیلم شخصیت توماس را به خوبی ترسیم کرده و چیزی بیش از روانشناسی یک مرد خوب ارائه می‌دهد که تسلیم شرایط بیرونی‌اش شده است.


۴. مقر پلیس پاریس (Quai des Orfèvres)

مقر پلیس پاریس

    سال اکران: ۱۹۴۷
    کارگردان: آنری ژرژ کلوزو
    بازیگران: لوئی ژووه ـ سیمون رنان، برنارد بلیه
    امتیاز کاربران وبسایت IMDb به فیلم: ۷.۷ از ۱۰
    امتیاز وبسایت راتن تومیتوز به فیلم: ۱۰۰ از ۱۰۰

فیلم نوآر جذاب و بسیار تأثیرگذار «مقر پلیس پاریس» ساخته‌ی آنری ژرژ کلوزو، یکی از قابل توجه‌ترین آثار سینمای پس از جنگ فرانسه است. این فیلم که از نظر سینمایی شما را به یاد اکسپرسیونیسم آلمانی می‌اندازد و از نظر موضوعی، آثار بعدی فرانسوی و امریکایی را شکل می‌دهد، یکی از جالب‌ترین فیلم‌های معمایی است که تاکنون برای پرده‌ی سینما ساخته شده است.

در «مقر پلیس پاریس»، موریس مارتینو پیانیست ثروتمندی است که با هنرمندی جاه‌طلب از طبقه‌ی اجتماعی پایین‌تر، معروف به جنی لامور، ازدواج کرده. او مردی خودخواه و شوهری انحصارطلب است و جنی تازه به دوران رسیده و مغرور. وقتی یک حرفه‌ایِ پا به سن گذاشته سعی می‌کند جنی را اغوا کند و نقش خوبی در یک فیلم به او پیشنهاد می‌دهد، حسادت شوهر گل می‌کند. در ادامه، او که مصمم است دشمنش را شکست دهد، سراغ پیرمرد می‌رود که قبل از آن که جرأت کند تکانی به خود بدهد، بدن سردش به زمین می‌افتد.

این فیلم بیش از یک مرکز ثقل دارد و فیلمنامه‌ای انقلابی، شخصیت‌های چندلایه و رگه‌هایی از اگزیستانسیالیسم را دربرمی‌گیرد. با این حال، شگفت‌انگیزترین نکته در مورد «مقر پلیس پاریس» شیوه‌ی روان و واقع‌گرایانه‌ای است که کلوزو با آن به دنیای نمایش و طبقه‌ی مرفه آن دوران می‌پردازد. از نظر فنی، تصویر و فیلمبرداری چنان جوی را حاکم می‌کند که مخاطبان را به عمق تعلیقِ داستان می‌کشاند.


۳. دسته جدا افتاده‌ها (Bande à part)

    سال اکران: ۱۹۶۴
    کارگردان: ژان لوک گدار
    بازیگران: آنا کارینا، سامی فری، کلود براسر
    امتیاز کاربران وبسایت IMDb به فیلم: ۷.۶ از ۱۰
    امتیاز وبسایت راتن تومیتوز به فیلم: ۹۴ از ۱۰۰

او درباره‌ی عشق و الهام صحبت کرده است؛ درباره‌ی بیگانگی، تنهایی و طرد شدن صحبت کرده است؛ بر رنج‌های وجودی تمرکز کرده و در هزارتوهای مرموز فلسفه پرسه زده است. اما اساسا، هیچ کس دیگری نمی‌تواند قلب یک جنایتکار را مانند ژان لوک گدار توصیف کند. برای او، مجرم و قربانی وجود ندارد. این ویژگی‌ها همیشه در یک بدن و ذهن با هم زندگی می‌کنند.

گدار در فیلم مسحورکننده‌ی «دسته جدا افتاده‌ها» محصول ۱۹۶۴، زیبایی‌شناسی کلاسیک و بی‌عیب و نقص خود را با یک تصویر روانشناختی از شخصیت‌های معمولی درهم‌می‌آمیزد و اجازه می‌دهد تمام حساسیت‌ها، نقص‌ها و زیبایی انسانی ساده‌لوحانه‌ی آن‌ها، دوباره روی ظاهری غم‌انگیز برجسته شود. شخصیت‌های او در این فیلم جذابیت مالیخولیایی ژان پل بلموندو در «از نفس افتاده» یا آنا کارینا در «گذران زندگی» (Vivre Sa Vie) را ندارند. تنها رد شیرینیِ ناشیانه‌ی نوجوانان واقعی در آن‌ها دیده می‌شود.

دو مرد جوان، که دارند دوران خودآگاهی‌اشان را می‌گذرانند و از چهره‌های جذاب جنایتکار فیلم‌های گانگستری امریکایی الهام می‌گیرند، با یک زن جوان نابالغ آشنا می‌شوند و اقدام به سرقت از ساختمان او می‌کنند. این لایه‌ی سطحی داستان است که این سه جوان در آن قدم می‌زنند و ردپای عمیقی از وجود بی‌انگیزه و نیازهای معنوی خود را در آن حک می‌کنند. بدن آن‌ها، به جای تمرکز بر جرمشان، برده‌ی ریتم ضربان قلب جوانی‌شان است.


۲. بورسالینو (Borsalino)

    سال اکران: ۱۹۶۴
    کارگردان: ژاک دری
    بازیگران: ژان‌پل بلموندو، آلن دلون، فرانسوا کریستوف، آرنولدو فوآ
    امتیاز کاربران وبسایت IMDb به فیلم: ۶.۸ از ۱۰
    امتیاز وبسایت راتن تومیتوز به فیلم: ۷۲ از ۱۰۰

«بورسالینو» به کارگردانی ژاک دری، فیلمساز فرانسوی که به خاطر فیلم‌های جنایی هیجانی‌اش در دهه‌های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ میلادی بسیار مورد تحسین قرار گرفته، به معنای دقیق کلمه یک فیلم گانگستری است. ژان پل بلموندو و آلن دلون زوج جنایتکار داستان را ساخته‌اند که دوتایی‌اشان روی پوستر کافی است تا یک موفقیت تجاری را تضمین کند. همبازی شدن آن‌ها در فیلم دری، منجر به ساخت اثری تأثیرگذار با حال و هوای نوستالژیک شده که مخصوص دوستداران این ژانر است.

در مارسی دهه‌ی ۱۹۳۰، فرانسوا کاپلا و روک سیفردی دو رقیب تبهکار با قدرت و شهرتی محدود هستند. با اینکه علاقه‌ای به یکدیگر ندارند، اما تصمیم می‌گیرند دست در دست هم گذاشته و میدان پرخطر جرم و جنایت را فتح کنند. تیم کوچک مغرور آن‌ها سریع به پیروزی‌هایی می‌رسد و پله‌های ترقی دنیای جرم و جنایت را دوتایکی بالا می‌رود. با این حال، به محض اینکه به خلوتگاه‌های تاریک و خونین دنیای خود نفوذ می‌کنند، تازه می‌فهمند هیچ راه فراری ندارند.

میراث «بورسالینو» فراتر از یک فیلم جنایی فرانسوی است که بلموندو و دلون در آن هم‌بازی می‌شوند. این فیلمی است باسلیقه و اصیل در ژانر که دری در آن، هم در فرم و هم در محتوا، مهارت خود را به رخ می‌کشد. «بورسالینو» داستانی است که ماهیت واقعی جرم و جنایت را آشکار می‌کند. این همان ماهیت اعتیاد یا قمار است: پیروزی‌های آسان را وعده می‌دهد، و سپس شما را با وعده‌های خطرناک خود تسخیر می‌کند، با قدرت مست‌کننده‌اش شما را به خود می‌کشاند و در نهایت شما را کاملا از پا در می‌آورد.


۱. آسانسوری به‌سوی قتلگاه (Ascenseur pour l’échafaud)

    سال اکران: ۱۹۵۸
    کارگردان: لویی مال
    بازیگران: ژن مورو، یوری برتین، موریس رونه، شارل دنر
    امتیاز کاربران وبسایت IMDb به فیلم: ۷.۹ از ۱۰
    امتیاز وبسایت راتن تومیتوز به فیلم: ۹۳ از ۱۰۰

فرانسه، ۱۹۵۸. مردی ۲۶ ساله به نام لویی مال اولین فیلم بلند خود را می‌سازد. عنوان فیلم «آسانسوری به سوی قتلگاه» است و منتقدان حال حاضر سینما هنوز در عجب‌اند که آیا این فیلم واقعا سنگ بنای موج نوی فرانسه را، پیش از اولین فیلم‌های ژان لوک گدار و فرانسوا تروفو، بنا کرده است یا نه. به هر حال، تعریف مرزها در هنر بسیار پیچیده است، اگر نگوییم بی‌فایده. «آسانسوری به سوی قتلگاه» یا «آسانسوری به سوی سکوی اعدام» به کارگردانی لویی مال، یکی از بهترین آثار نوآر فرانسوی است که الهام‌بخش کارگردانان تحسین‌شده‌ی بسیاری بوده است.

هیچکس دیگری جز ژن مورو نمی‌توانست نقش قهرمان فیلم مال را بازی کند؛ چهره‌ی او زیبایی مالیخولیایی و چشمان تیره‌ی زنی را دارد که برای عشق هر کاری می‌کند. معشوق او تصمیم گرفته است شوهر ثروتمند زن را ترور کند تا یک‌شبه همسر و ثروتش را از او بگیرد. لازمه‌ی موفقیتش این است که هیچ ایرادی در نقشه‌اش نباشد؛ و مطمئناً چنین نمی‌شود. یک شب که او در آسانسور گیر افتاده، یک نوجوان و دوست دخترش ماشین او را می‌دزدند و درگیر یک جنایت خشونت‌آمیز می‌شوند. البته، او برای این جنایت بهانه قانع‌کننده‌ای دارد. اما در مورد مردی که چند طبقه بالاتر افتاده مرده چه؟

در همین حال، زمان می‌گذرد و مورو یقین پیدا می‌کند که معشوقش رهایش کرده. مال، در یکی از جذاب‌ترین سکانس‌های فیلم، قدم زدن او در خیابان‌ها و از جلوی فروشگاه‌ها و برخورد با افراد گذرا مانند یک زن دیوانه را فیلمبرداری می‌کند. کاراکتر مورو عملا دخالت چندانی در رویدادهای کاتالیزوری داستان ندارد، اما از نظر احساسی و اخلاقی به همان اندازه به رویدادها وابسته است؛ بالاخره افکار و پیامدهای غم‌انگیز، گریبان تمام شخصیت‌های اصلی را می‌گیرد. با این حال، معشوق او هسته‌ی اصلی تعلیق و مورو روحِ درام فیلم را می‌سازند.

منبع: دیجی کالا


اخبار مرتبط
ارسال دیدگاه
captcha image: enter the code displayed in the image