جستجو در سایت

1405/08/05 21:30

دی‌سی با Clayface به نقطه‌ضعف مارول حمله کرد؛ یک شرور بدون قهرمان!

دی‌سی با Clayface به نقطه‌ضعف مارول حمله کرد؛ یک شرور بدون قهرمان!
رقابت دیرینه دی‌سی و مارول در دنیای ابرقهرمانان، این بار به مسئله‌ای مهم در روایت داستان شخصیت‌های شرور رسیده است. فیلم «کلی‌فیس» (Clayface)، محصول جدید دنیای سینمایی دی‌سی، نشان می‌دهد که برای ساخت داستانی جذاب درباره یک ضدقهرمان، لزوماً نیازی به حضور قهرمان اصلی نیست.

ترجمه اختصاصی سلام سینما؛ نگار رعنایی| درحالی‌که فیلم‌های مستقل سونی درباره دشمنان مرد عنکبوتی، از جمله (Morbius) و (Madame Web)، نتوانستند موفقیت چندانی کسب کنند، «کلی‌فیس» با تمرکز بر شخصیت اصلی و بهره‌گیری از عناصر وحشت جسمانی، مسیر متفاوتی را در پیش گرفته است. این فیلم می‌تواند نمونه‌ای از ظرفیت‌های داستان‌گویی خلاقانه در ژانر ابرقهرمانی باشد.

داستان فیلم «کلی‌فیس»


مت هیگن (تام ریس هریس)، بازیگر جوانی که آینده درخشانی پیش رو دارد، پس از وقوع حادثه‌ای دچار تغییر شکل شدید چهره می‌شود. او که از جامعه طرد شده و جایگاهش را در صنعت سینما از دست داده است، با نگاه‌های تحقیرآمیز اطرافیان نیز روبه‌رو می‌شود. وقتی مت با درمانی آزمایشی به سرپرستی کیتلین کور (نائومی اکی) آشنا می‌شود، حاضر است برای بازگرداندن چهره سابقش هر راهی را امتحان کند. اما با تأثیر خشم فروخورده او بر روند درمان، بدن مت به‌تدریج ناپایدار می‌شود و به شکلی تازه و خطرناک درمی‌آید.

داستان شکل‌گیری «کلی‌فیس» بر وحشت جسمانی استوار است و فیلم از نمایش عناصر چندش‌آور و هولناک این ژانر پرهیز نمی‌کند. صحنه‌های آزاردهنده متعددی در فیلم وجود دارند که تحمل مخاطب را به چالش می‌کشند. محور اصلی درگیری مت، چهره ازبین‌رفته اوست؛ چهره‌ای که هم برای ادامه فعالیت حرفه‌ای به‌عنوان بازیگر به آن نیاز دارد و هم برای پذیرفته‌شدن در جامعه‌ای که بیش از اندازه به ظاهر اهمیت می‌دهد.

با افزایش میل مت به انتقام از دشمنانش و پذیرش قدرت‌های تازه‌اش، توانایی‌های او به ابزارهایی برای اعمال خشونت تبدیل می‌شوند. فیلم نه از پرداختن به جنبه‌های روان‌شناختی هولناک ماجرا عقب‌نشینی می‌کند و نه از نمایش خشونت عریان. در عوض، با تمرکز بر دگرگونی هراس‌انگیز مت، هویت ژانری مشخصی برای خود می‌سازد.

«کلی‌فیس» برای موفقیت به بتمن نیازی نداشت


زمانی که سونی از ساخت مجموعه‌ای از فیلم‌های مستقل درباره دشمنان مرد عنکبوتی خبر داد، بسیاری از مخاطبان می‌پرسیدند: پس مرد عنکبوتی کجاست؟ معرفی شخصیت‌هایی مانند موربیوس و مادام وب در جهانی که قهرمان اصلی مرتبط با آن‌ها حضور نداشت، برای بسیاری عجیب به نظر می‌رسید.

سونی به دلایل مختلف نتوانست این فیلم‌های مستقل را به موفقیت برساند. اگرچه مرد عنکبوتی شخصیتی بسیار محبوب است، همه دشمنان او از میزان شهرت یکسانی برخوردار نیستند. از سوی دیگر، پیچیدگی حقوق مشترک مارول و سونی باعث شد سونی نتواند دنیای سینمایی مستقلی حول محور مرد عنکبوتی بسازد؛ زیرا امکان استفاده از خود این شخصیت را نداشت. در نتیجه، مخاطبان به‌تدریج این پرسش را مطرح کردند که چرا باید فیلمی درباره یکی از دشمنان مرد عنکبوتی ببینند، وقتی قرار نیست قهرمان محبوبشان در آن حضور داشته باشد.

فیلم «کلی‌فیس» با چنین محدودیتی روبه‌رو نیست. انتظار می‌رود در دنیای سینمایی جدید دی‌سی، کلی‌فیس و بتمن در یکی از پروژه‌های آینده با یکدیگر ملاقات کنند. بااین‌حال، غیبت شوالیه تاریکی از فیلم این پرسش را مطرح می‌کند که آیا داستان کلی‌فیس بدون حضور بتمن هم می‌تواند موفق باشد؟ از نگاه منتقدان، پاسخ مثبت است.

این فیلم مخاطبان را با گاتهام در دنیای سینمایی جدید دی‌سی آشنا می‌کند و زمینه را برای حضور احتمالی بتمن در آینده فراهم می‌سازد، اما زمان خود را صرف اشاره به معرفی آینده این قهرمان یا گنجاندن سرنخ‌ها و جزئیات پنهان برای طرفداران نمی‌کند. در عوض، تمام توجه خود را به مت و داستان شخصی او معطوف می‌سازد؛ تصمیمی که به باور منتقد، به نفع فیلم تمام شده است.

روایت مستقل داستان «کلی‌فیس» به مخاطبان اجازه می‌دهد این شخصیت شرور شناخته‌شده را بدون سایه سنگین قهرمان مقابلش بشناسند. اگر بتمن در فیلم حضور داشت، احتمالاً داستان به اثری ابرقهرمانی و متعارف‌تر تبدیل می‌شد، درحالی‌که «کلی‌فیس» می‌خواهد فیلمی ترسناک و خشن باشد که صرفاً در جهان یک مجموعه ابرقهرمانی اتفاق می‌افتد. بنابراین، هرچند ممکن است برخی طرفداران مشتاق دیدن بتمن جدید دی‌سی باشند، حذف او از این داستان تصمیم درستی به نظر می‌رسد.

دنیای سینمایی جدید دی‌سی تاکنون مسیر کاملاً همواری نداشته است، اما یکی از نقاط قوت آن، تمایل به تجربه ژانرهای متفاوت بوده است. فیلم‌های «سوپرمن» و «کلی‌فیس» با وجود تعلق به یک جهان مشترک، آثاری به‌شدت متفاوت هستند؛ دستاوردی قابل‌توجه، به‌ویژه در مقایسه با پروژه‌های مارول که گاهی از نظر لحن و سبک بیش از اندازه به یکدیگر شباهت دارند.

«کلی‌فیس» نشان می‌دهد که مخاطبان، به‌خصوص در ژانر ابرقهرمانی، همچنان خواهان داستان‌گویی خلاقانه و تجربه‌های متفاوت هستند. اگر دی‌سی در ادامه مسیر خود به آزمایش ژانرها و مضمون‌های تازه ادامه دهد، این فرصت را خواهد داشت که دنیای سینمایی متمایزی بسازد؛ جهانی که از نظر تنوع روایی، مسیر متفاوتی از مارول در پیش می‌گیرد.
 

نگار رعنایی

دانش‌آموخته ادبیات انگلیسی و مترجمی با هفت سال تجربه کار. یک سال است در «سلام سینما» به تولید محتوا درباره سینمای جهان مشغولم. همیشه دنبال داستان‌های جدید و تجربه‌های متفاوت در دنیای هنر هستم.


ارسال دیدگاه
captcha image: enter the code displayed in the image