بهترین بازیگران این روزهای شبکه نمایش خانگی

اختصاصی سلام سینما؛ مهلا رنجبران| شبکه نمایش خانگی در ماههای اخیر بیش از هر چیز بر دوش بازیگرانی ایستاده که توانستهاند فراتر از متن فیلمنامه، به شخصیتهایشان جان بدهند. از ستارههای باسابقه تا چهرههای تازهنفس، هرکدام سهم مهمی در موفقیت سریالهای در حال پخش داشتهاند.
«بیست و یک» | سعید آقاخانی

سعید آقاخانی در نقش سرگرد صدر، پلیسی را به تصویر میکشد که میان شوخطبعی، انزوا و جدیت در نوسان است. آقاخانی با تکیه بر تجربه نویسندگی و کارگردانی، شخصیت را از یک تیپ آشنا به انسانی باورپذیر تبدیل کرده است. او در بازی بیرونی و رفتاری که دارد، سادگی، راحتی و شوخ طبعی را از طریق نوع حرکات و دیالوگها به خوبی به بیننده منتقل میکند، اما اصلیترین بخش از ابعاد شخصیت را به یک بازی درونی و خصوصا چشمی منتقل کرده است.
«بیست و یک» | شادی مختاری

شادی مختاری در نقش الناز، با انتخاب بازی مینیمال و کنترلشده تلاش کرده است از فرصت طلاییای که در اختیارش قرار گرفته به بهترین شکل استفاده کند، آن هم با تکیه بر درونی کردن جنس بازی خود و پرهیز از اغراقهای آنچنانی... نقش او با نگاه های نافذ، بازی بسته و درونی به یکی از بازوهای قدرت «بیست و یک» بدل شده است.
«بی عاطفه» | رضا کیانیان

بدون تردید ستاره اصلی «بیعاطفه» رضا کیانیان است. او در نقش شخصیتی خاکستری، بار دیگر ثابت میکند که همچنان یکی از مهمترین بازیگران نسل خود است. کیانیان با بازی اندازه و حسابشده، شخصیتی چندلایه خلق کرده که نه کاملاً منفی است و نه مثبت؛ ویژگیای که به جذابیت سریال افزوده است.
«بی عاطفه» | دانیال خیریخواه و مهتاب ثروتی

دانیال خیریخواه و مهتاب ثروتی از غافلگیریهای خوشایند «بیعاطفه» هستند. خیریخواه با تکیه بر بازی درونی و پرهیز از نمایشهای بیرونی و اغراقشده، شخصیت «علی» را به کاراکتری باورپذیر تبدیل کرده است. او در مواجهه با موقعیتهای مختلف، بهخوبی تغییرات روحی و محدودیتهای درونی شخصیت را منتقل میکند.
مهتاب ثروتی در نقش «عاطفه» به خوبی از پس فراز و فرودهای احساسی شخصیت برآمده است. او با تسلط بر لحظات عاطفی و حفظ تعادل در اجرا، یکی از نقاط قوت اصلی سریال محسوب میشود.
«کلاغ» | هادی حجازیفر

مهمترین برگ برنده «کلاغ»، هادی حجازیفر است. او عملاً بخش مهمی از بار بازیگری سریال را به دوش میکشد. حجازیفر علاوه بر محبوبیت اجتماعی، توانایی ویژهای در ایفای نقشهای جدی و سیاسی دارد؛ ویژگیای که باعث شده حتی در نقش مأمور ساواک نیز همچنان حضوری تاثیرگذار داشته باشد و در کنار این نقش سنگین لطافتی را توام با متانت برای سکانس های عاشقانه به تصویر کشیده و همین موضوع موجب شده جذابیت «کلاغ» تا حد زیادی مدیون حضور او باشد.
«کلاغ» | محسن قصابیان

محسن قصابیان را باید یکی از شگفتیهای «کلاغ» دانست. او در نقش پدرزن جلال، شخصیتی چندوجهی و بهیادماندنی خلق کرده است. قصابیان تنها در چند سکانس موفق میشود تصویری روشن از مردی قدرتطلب، خشن و در عین حال خانوادگی ارائه دهد. بازی او به اندازهای دقیق است که شخصیتش خیلی زود در ذهن مخاطب ثبت میشود.
«بدنام»| حسن پورشیرازی

حسن پورشیرازی در «بدنام» بار دیگر یکی از مهمترین ظرفیتهای بازیگری خود را به نمایش گذاشته است. او در نقش «حاج ابراهیم» با تکیه بر سکوتها، مکثها و نگاههای حسابشده، شخصیتی پیچیده و چندلایه خلق میکند؛ شخصیتی که قدرتش را نه از طریق خشونت عریان، بلکه از مسیر نفوذ، اعتبار اجتماعی و اقتدار پنهان اعمال میکند. پورشیرازی با وجود شباهتهای تماتیک این نقش با برخی آثار اخیرش، همچنان موفق میشود از طریق تغییر در ریتم، لحن و جنس بازی، به شخصیت هویتی مستقل ببخشد. «بدنام» بار دیگر ثابت میکند که پورشیرازی در دوران پختگی حرفهای خود قرار دارد و همچنان یکی از قابل اتکاترین بازیگران امروز سینما و شبکه نمایش خانگی است.
«بدنام»| ستایش رجایینیا

ستایش رجایینیا در نقش یلدا افروز، یکی از چهرههای تازه و امیدوارکننده این روزهای شبکه نمایش خانگی است. او با وجود تجربه محدود، بازی روان و باورپذیری ارائه میدهد و بهخوبی بر فراز و فرودهای احساسی شخصیت، از غم و اندوه تا لحظات شاد و عاشقانه، مسلط است. نقطه قوت اصلی رجایینیا، توانایی او در برقراری ارتباط با دیگر بازیگران و شکل دادن به روابطی ملموس و قابل باور در دل روایت است. حضور او در «بدنام» را میتوان یکی از نقاط مهم کارنامه حرفهایاش و نشانهای از ظهور یک چهره جدید در بازیگری دانست.
«گل سنگ» | مهدی حسینینیا

مهدی حسینینیا سالهاست ثابت کرده که در هر نقشی میتواند بدرخشد و «گلسنگ» نیز از این قاعده مستثنی نیست. او یکی از چندوجهیترین شخصیتهای این روزهای شبکه نمایش خانگی را خلق کرده است؛ پدری مهربان و عاشق که به مرور در دام شک، خشم و خطا گرفتار میشود. نقطه قوت بازی او، نمایش تدریجی این فروپاشی روانی است؛ از سکانسهای عاشقانه و مهر پدرانه تا لحظات بیرحمی، پشیمانی و پذیرش گناه. حسینینیا با تکیه بر یک بازی کاملاً درونی و بهویژه از طریق نگاههای غمزده و دردکشیدهاش، موفق شده شخصیتی خاکستری و عمیق را به شکلی باورپذیر به تصویر بکشد؛ شخصیتی که مخاطب همزمان او را قضاوت میکند و با او همدلی دارد.
«گل سنگ» |مهتاب کرامتی و فاطمه مسعودیفر

مهتاب کرامتی همچنان یکی از ستارههای ثابت و قابل اتکای شبکه نمایش خانگی است. حضور او در «گلسنگ» نیز به سریال اعتبار ویژهای بخشیده و وزن دراماتیک اثر را افزایش داده است اما سخن اصلی از نقش پروانه با بازی فاطمه مسعودیفر است؛ شخصیتی آرام، مهربان و دوستداشتنی سریال که در تلاش است خانواده اش را در میان همه آشوب ها کنار هم نگه دارد. او با بازی حسی و کنترلشده، موفق شده مخاطب را با کاراکترش همراه کند و از دختری سر زنده و شاد که نقشی بیرونی تر داشت بتواند تعادلی باورپذیر پس از مرگ مادرش با نقشی غمزده و درونی تر برقرار کند.
و در آخر
«شما بازی کدام یک از این بازیگران را بیشتر پسندیدهاید؟ جای کدام بازیگر در این فهرست خالی است؟»

من مهلا رنجبران هستم؛ متولد ۱۳۸۱، فارغالتحصیل کارشناسی مهندسی نقشهبرداری، و عاشق دنیای خبر و تصویر. خبرنگاری برای من فقط یک شغل نیست؛ چیزیست که باهاش زندگی میکنم، نفس میکشم و ازش لذت میبرم.
از سال 1404 با سلام سینما همکاری دارم و با تمرکز بر سینما، تلویزیون، چهرههای هنری و حواشی فرهنگی، تلاش میکنم خبر را نه فقط منتقل، بلکه حسبرانگیز کنم و با قلمم به کلمات روح ببخشم.